|
|
|
|
|
« وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» ﴿انفال-39)
نوجوان كه بودم براي فهم جمله مشهور امام(ره) كه ميفرمايند «كلّيومٍ عَاشورا وكلّأرضٍ كَربلا» خيلي فكر ميكردم، اما به مرور كه در معارف ديني بيشتر مطالعه كردم، متوجه شدم كه نزاع ميان جريان حق و باطل از صدر تاريخ بشر بوده و تا قيامت ادامه خواهد داشت اما شكل و ابزارهاي اين منازعه در طول تاريخ تغيير ميكند. در هفته دفاع مقدس قرار داريم و معمولاً در اين ايام مرور خاطرات 8 سال جنگ تحميلي ما را به تحسين ايثار و رشادتهاي رزمندگان طيّ آن سالها وا ميدارد و گاهي آرزو ميكنيم كه كاش ما هم توفيق جهاد را پيدا ميكرديم. اما وقتي به سخنان فرمانده كل قوا توجه ميكنيم در مييابيم كه ما نيز هماكنون در ميدان جنگ قرار گرفتهايم اما اينبار از نوع "جنگ نرم" كه جهاد در آن ابزارهاي خاص خود را ميطلبد و از مهمترين آنها رسانه است، آنگاه بهعنوان خبرنگار در مييابيم كه در چه جايگاه حساس و استراتژيكي قرار گرفتهايم. رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در ديدار اخير دانشجویان كه به مناسبت ماه مبارك رمضان انجام شد فرمودند: «امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با يك جنگ عظيمى مواجه است، ليكن جنگ نرم... خوب، حالا در جنگ نرم، چه كسانى بايد ميدان بيايند؟ قدر مسلّم نخبگان فكرىاند. يعنى شما افسران جوانِ جبهه مقابله با جنگ نرميد.... اينى كه چه كار بايد بكنيد، چه جورى بايد عمل كنيد، چه جورى بايد تبيين كنيد، اينها چيزهائى نيست كه من بيايم فهرست كنم، بگويم آقا اين عمل را انجام بدهيد، اين عمل را انجام ندهيد؛ اينها كارهائى است كه خود شماها بايد در مجامع اصلىتان، فكرىتان، در اتاقهاى فكرتان بنشينيد، راهكارها را پيدا كنيد؛ ليكن هدف مشخص است: هدف، دفاع از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى است در مقابله با يك حركت همهجانبه متكى به زور و تزوير و پول و امكانات عظيم پيشرفته علمىِ رسانهاى. بايد با اين جريان شيطانىِ خطرناك مقابله شود.» (بیاناتدر دیدار دانشجویان، 4 شهریور 1388) همچنين معظمله در ديدار هنرمندان ميفرمايند: «وقتی انسان، تجهیز، صف آرایی، دهانهای با حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ فشرده شده علیه انقلاب، امام خمینی و آرمانهای نظام اسلامی را میبیند وجود این جنگ نرم را باور میکند هرچند ممکن است عدهای اینها را نبینند... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود.» (بیانات در دیدار اهل هنر، 14 شهریور 1388) وقتي به اين باور برسيم كه به نوبه خود در ميدان جنگ با دشمن قرارگرفتهايم آنگاه تلاش خواهيم كرد كه از حداقل امكانات با شيوههاي مناسب حداكثر بهره برداري را انجام دهيم و با ايجاد نوعي پيوند و هماهنگي ميان سنگرهاي جبهه خود و شناخت نقشههاي دشمن اقدامات مؤثرتري را براي پيروزي در اين عرصه انجام دهيم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 5:24 بعد از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|
|
وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي
سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء
وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ
الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا
وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا ( سورة النساء-75) فجايع غزه در مقابل چشمان مسلمانان نشان داد كه چقدر تاكنون به انحراف رفته ايم و در بستري كه دشمن طراحي كرده است به بازي گرفته شده ايم . آنجا كه امير المؤمنين كه اين روزها به بهانه غديرش غافلانه جشن مي گيريم مي فرمايد حال كه در مرزهاي سرزمين اسلامي خردل از پاي زن يهودي كشيده اند اگر مرد مسلمان دق كند رواست ما را چه شده است كه به ناموس مسلمين آشكارا اهانت مي شود و به برخي اعتراضات زباني و محكوم كردنها اكتفا مي كنيم . كاري كه بسياري از غير مسلمانان حتي در كشورهاي غربي هم انجام مي دهند. به نظر مي رسد لازم است قدري در رويه هاي گذشته بيانديشيم و طرحي نو براي آينده جهان در اندازيم كه مستان بي دين اينگونه بر مستضعفين و مسلمانان ستم نكنند . «قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالا * الذين ضل سعيهم في الحياة الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا » (كهف-103) يا حق |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 2:47 بعد از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|
|
انحطاط غرب و جايگاه ما «يَا أيّهَا الّذِينَ آمَنوا مَن يَرتَدّ مِنْكُم عَن دِينِه فَسَوفَ يَأتي اللهُ بِقومٍ يُحِبّهُم و يُحِبّونَه أذِلّةً عَلَى المُؤمِنين أَعِزّة عَلى الكافِرين يُجَاهِدون فِي سَبيل الله ولا يَخَافُون لَومَة لائِم ذَلِك فَضْلِ الله يُؤتِيه مَن يَشَاء واللهُ واسِعٌعَلِيم » ( مائده- 54) پساز فراغت ازمسئوليت سردبيري روزنامه تصميم گرفته بودم مدتي به جاي نوشتنهاي پي درپي بيشتر مطالعه و تحقيق کنم و بينديشم تا زمان نگارش فرا رسد اما اين بار يکي از دوستان عزيز تحريريه «برداشت اول» از بنده خواست يادداشتي در باب «افول غرب» بنويسم،که مخالفت نکردم. واقعيت اين است که بنده هرچند به صعود و افول تمدنها چنانکه در قرآن مجيد اشاره شده و جامعه شناسان از زمان ابن خلدون بدين سو به تفصيل درمورد آن سخن گفتهاند اعتقاد دارم و حتي نشانههاي افول به اصطلاحتمدن غرب را چنانکه اشپنگلر دراوايل قرن اخير تشريح کرد و پس ازاونيز به کرات در مورد آن سخن به ميان آمده است ميپذيرم اما نگاه نگارنده بهجزئيات اين مهم قدري متفاوت است.ازاين منظر باوجود سقوط نسبي آمريکا تمدن غرب به معناي عام کلمه ماداميکه بيداري اسلامي به اهداف خود دست نيافته است سيطره خود را برجهان حفظ خواهدکرد و با توجه به روند موجود درآينده نزديک نبايد منتظرآن باشيم واساساً ما بيشو پيش از آنکه به فکراضمحلالغرب با همه ضعفهايش باشيم لازم است با بهرهمندي از قابليتهاي دروني خود وقوتهاي جريان مقابل درانديشه ايجاد جايگزيني مناسب براي ساماندهي جامعه بشري و تامين سعادت حقيقي انسان باشيم. پس از رنسانس درقرن شانزدهم ميلادي و انقلابهاي علمي و صنعتيِ قرون 17و18 به اصطلاح «تمدن غرب» با محوريت اروپا در جهان غلبه يافت هرچند با توجه به شالودههاي فرهنگي اين تمدن که بر پايه ماترياليسمواومانيسم قوام يافته بودند استثمارو استعمار از پيامدهاي قابل پيش بيني آن بود و جنگهاي جهاني اول ودوم –که ميان کشورهايکاپيتاليستيغرب آغاز شد- نيز براي ناظر بيروني که از منظر ديني به تحولات جهان مي نگرد کاملاً قابل درک و تبيين است اما بايد پذيرفت که آنچه غرب را براي مدتي نسبتاً طولاني همچنان محور تحولاتجهاني نگاهداشته است بيشترناشي از فقدان رقيب قدرتمند بوده است تاظرفيتهاي دروني آن . آنچه درقرنبيستم و بويژه پس از جنگ جهاني دوم تحت عنوان نظام سوسياليستي قد علم کرد و با سقوط شوروي نيز به حاشيه رفت پيش از آنکه رقيبي در مقابل غرب باشد خود شاخهاي ازاين جريان به اصطلاح مدرن بود که در قرن هجدهم و نوزدهم درفرانسه و بعد آلمان توسط اشخاصي چون کارل مارکس پرورش يافت و با انقلاب اکتبر1917 در روسيه و بعد در چين و برخي کشورهاي ديگرحاکم شد اما از مباني فرهنگي و تمدني غرب جدا نبود . چنانکه امروزه نيز وقتي سخن از ارتقاء جايگاه غولهاي اقتصادي آسيا اعم از چين و هند و ژاپن درکنار اتحاديه اروپا ودرمقابل آمريکا به ميان مي آيد منظور تقابلهاي فرهنگ و تمدني نيست هرچند دراثرمشهور ساموئل هانتينگتون تحت عنوان برخورد تمدنها (clash of civilizations) بدين معنا تعبير شده است اما از منظر اسلامي اين روند تنها رقابتي درون تمدني محسوب ميشود، تمدني که برپايههايي چون سکولاريسم وماترياليسمو به لحاظ معرفت شناختي «پوزيتيويسم» بنيان نهاده شده است. اما مسأله مهم در اين ميان اين است که ما مسلمانان بعنوان امت وسط و شاهد که حسب تعاليم قرآني وظيفه هدايت جامعه بشري به سوي حق و حقيقت و برقراري قسط و عدل در سراسر گيتي را برعهده داريم در شرايط کنوني چه بايد بکنيم؟ واقعيت اين است که با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران نهضت بيداري جهان اسلام جهش بزرگي را درمسير خود تجربه کرد لکن تا رسيدن به نقطه آرماني که همانا تشکيل حکومت جهاني و برقراري قسط و عدل اسلامي در سراسر جهان است فاصله زيادي داريم و بايد با تبيين اهداف بلندمدت،ميان مدت و کوتاه مدت و برنامه ريزي و اقدام براي تحقق اهداف در راستاي آن آرمان گام برداريم. پرداختن به اين مهم مجالي فراخ ميطلبد اما دراين مقال ميکوشم برخي موارد کليدي را که در اين مسير از اهميت خاصي برخوردارند به اجمال توضيح داده و بحث و بررسيهاي تفصيلي را به فرصتي ديگر واگذارم.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 13 مهر1387ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|
|
گذري بر يكماه جنگ رواني بر ضد ايران هياهوي نافرجام صهيونيستها
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 9:59 قبل از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|
|
حاشيهاي بر نشست گروه 8 وزراي امور خارجه هشت كشور صنعتي جهان از روز گذشته در كيوتو ژاپن گردهم آمدند تا ضمن بررسي موضوعات مربوط به كره شمالي، افغانستان، ايران و زيمبابوه، مقدمات برگزاري اجلاس سران اين گروه از 17 تيرماه در جزيره هوكايدوي ژاپن را فراهم كنند.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 7 تیر1387ساعت 9:54 قبل از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|
|
تأملي بر سياست خارجي دولت نهم فرا رسيدن سوم تيرماه فرصتي است تا عملكرد دولت فعلي را طي سه سال گذشته در حوزه هاي مختلف مورد ارزيابي قراردهيم . در بعد سياست خارجي اين دولت مورد هجمه هاي مختلفي از سوي مخالفان و برخي منتقدان قرارگرفته مبني براينكه رويكردها و مواضع جنجالبرانگيز آن موقعيت جمهوري اسلامي را در عرصه جهاني بهخطر انداخته است و بعضاً به صدور قطعنامه هاي ضد ايراني1696 ، 1737 و1747شوراي امنيت دراين رابطه اشاره مي شود كه به تشديد برخي تحريمهاي جمهوري اسلامي درسطح جهاني منجرشده است.درمقابل مقامات دولتي تاكيد دارند كه دستگاه ديپلماسي طي اين سالها ايران را از موضع انفعالي خارج و در جايگاهي تهاجمي قرار داده وبيش از هر مقطع ديگري بر اعتبار ايرانيان افزوده است.* اما قبل از قضاوت درخصوص عملكرد دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي جمهوري اسلامي در مقطع مورد بحث شايسته است دومقدمه ذيل مورد توجه قرار گيرد. 1. ثبات اصول و آرمانهاي نظام در عرصه سياست خارجي؛ درجمهوري اسلامي ايران مانندهرنظام معتبر ديگري مجموعه اي ازاصول،اهداف و آرمانهاي مدون وجود دارد كه با تغيير دولتها دستخوش دگرگوني نمي شوند وبرعمدهآنها در قانون اساسي كشور تصريح شده است ، ازجمله ميتوان به استكبارستيزي و قاعده نفي سبيل در مقابل بيگانگان، حمايت ازمستضعفان جهان و نهضتهاي آزاديبخش و تلاش در راستاي وحدت جهان اسلام اشاره كرد چنانكه در اصل يازدهم قانون اساسي آمده است: «به حكم آيه كريمه إن هذه أمتـّكم أمّة واحدة وأنا ربّكم فآعبدون (انبياء 92)همه مسلمانان يك امتاند و دولت جمهوري اسلامي ايران موظّف است سياست كلّي خود را بر پايه ائتلاف و اتّحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش پيگير به عمل آوردتا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد.» ملاحظه مي كنيم كه همه رؤساي جمهور و دولتهاي جمهوري اسلامي كه در مراحل مختلف بر تعهد خود به نظام و قانون اساسي سوگندياد مي كنند مي بايست از اين اصول تبعيت نمايند و در صورت انحراف ،حسب تشخيص نمايندگان ملت و ولايت فقيه با رأي به عدم كفايت آنها مسئوليت خودرا ترك کنند. 2. تغيير روشها حسب تحولات داخلي و بين ا لمللي؛ طي حدود سه دههاي كه ازوقوع انقلاباسلامي در ايران مي گذرد سياست خارجي كشور با نوسانات مهمي همراه بوده است بگونهاي كه برخي از كارشناسان روابط بين الملل باتوجه به نظريات موجود در اين حوزه معتقدند رويكرد غالب سياست خارجي ايران در دهه نخست-پس از دولت موقت- نوعي آرمانگرايي(Idealism) بسطمحور بوده كه بر اساس آن مسئولان نظام با تصريح ديدگاههاي خود در خصوص بطلان مناسبات حاكم بر نظام بين الملل و لزوم سرنگوني حكومتهاي استبدادي و استعماري با روشهاي سخت افزاري درصدد ايجاد دگرگوني در روابط موجود بر آمدهاند، اما با پايان جنگ تحميلي و فروپاشي نظام دوقطبي در جهان طي دهه دوم وتاحدودي دهه سوم انقلاب دولتمردان جديد ايران با نوعي مصلحت سنجي به سطحي از واقعگرايي(Realism )حفظ محور گرايش يافتند و کوشيدند با به رسميت شناختن نهادها و سازمانهاي بين المللي با کاستنازتنشهاي بيروني بيشتر بررشد و توسعه دروني متمرکز شوند ، حتي ايده"گفتوگويتمدنها" که در مقابل نظريه "برخورد تمدنها"ي(Clash of Civilizations) هانتينگتون از سوي رئيس جمهور در دولت هفتم مطرح شد در اين چارچوب ارزيابي مي شود. اما قدرتهاي استکباري که مباني ديني و عدالت محور نظام جمهوري اسلامي و آرمانهاي جهاني آنرا در تضاد با مقاصد سلطهجويانه خود براي حکومت بر جهان ارزيابي مي کردند از پيشرفتهاي داخلي ايران بويژه در عرصههايي چون فنآوري هستهاي احساس خطر کرده و با وجود تلاش دولت وقت براي نشاندادن حسن نيت و حتي تعليق فعاليتهاي مربوط به توليد سوخت هستهاي _ باوجود مخالفت بسياري ازکارشناسان کشور_ مدام برمطالبات استعماري خودميافزودند بگونهايکه ملتايران از روند موجود آزرده شد و بي ترديد رأي او به گردش نخبگان در دورهنهم انتخابات رياستجمهوري تا حد زيادي متأثر از رويه پيشين درحوزه مناسبات بين المللي سياستمداران بود. در دولت نهم دستگاه ديپلماسي باوجود انتقادات ديرينهاي کهدرخصوص نحوه شناسايي و انتصاب ديپلماتها و ضعف عملکرد آنها در نمايندگيهاي خارج از کشور وجود داشته تاکنون تحول و تحرک چنداني نداشته است لکن ابتکار عملهاي شخص رئيس جمهور و برخي نزديکان وي از جمله درموضوع نامه به سرانغرب وپاپ، پرسش در مورد هولوکاست،گفتوگوي مستقيم با دانشجويان واقشارمختلف مردم درکشورهاي غربيو گسترش مناسبات با کشورهاي عضو جبهه ضد استکباري همچون ونزوئلا، بوليوي ونيکاراگوئه از اقدامات معتنابه اين دولت در عرصه سياست خارجي بوده است. مذاکرات ايران و آمريکا در بغداد نيز از تابوشکني هاي دولت نهم در اين زمينه است که متأسفانه با وجود هزينه بالاي آن براي نظام دستاورد شاياني نداشتهاست. نهايت اينکه فشارهاي وارد بر جمهوري اسلامي بيش ازآنکه ناشي از سياستهاي ماجراجويانه دولت در مناسبات خارجي باشد متأثر از رويکردهاي سلطه جويانه قدرتهاي جهانياست که نظام وبويژه ملت ايران حاضر به تسليم شدن در مقابل خواستههاي نامشروع آنها نيست ، با اين حال دولتمردان کشور لازم است بادرک پيچيدگيها و حساسيتهاي سياست خارجي در موضعگيريهاي خود از شعارهاي پرهزينه و کم اثرحتيالمقدور پرهيزنموده و بيش از"سخن" براي پيشبرد اهداف عالي نظام از طريق بسيج منابع و استعدادهاي داخلي و خارجي"عمل"نمايند. براي مثال درست است که"مديريت جهان" دربلند مدت از اهداف نظام اسلامي است اما تا نزديک شدن بهآن مقطع مي بايست الگوي مناسب و قابل دفاعي از مديريت بهينه در داخل کشور به جهانيان ارائه دهيم و در اولويت بندي راهبردها و برنامه ريزي در عرصه سياست خارجي اين مهم را بيش از پيش مورد توجه قرار دهيم.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت 6:2 بعد از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 2:39 بعد از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||||
|
|
|
|
|
به چه كسي رأي بدهيم؟
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|
|
وظيفه ناتمام
«إن الله يأمركم ان تودوا الامانات الى أهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ان الله نعما يعظكم به ان الله كان سميعا بصيرا.» ( نساء، 58) كمترازدوهفته تا انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي باقي مانده و ارزيابي عملكرد مجالس گذشته و ترسيم چشم انداز مجلس جديد بيش از پيش مورد توجه رسانه ها و كارشناسان مسائل سياسي كشور قرار گرفته است ، با اين حال از برخي وظايف بر زمين مانده مجلس كه انتظار مي رود نمايندگان آتي با جديت بيشتري آنها را دنبال نمايند كمتر سخني به ميان مي آيد. در اين ميان مسأله وزارت نفت و در آمد كشور از محل فروش نفت از اهميت ويژهاي برخوردار است ؛ درحاليكه حسب ارزيابي كارشناسان در آمد نفتي جمهوري اسلامي تنها در سال 86 به حدود 70 ميليارد دلار يعني بيش از دو برابر بودجه پيش بيني شده مي رسد ، برغم تاكيد قانون اساسي مبني بر لزوم واريز در آمدهاي نفتي به خزانهو الزام برنامهچهارم توسعه كشور در خصوص تدوين اساسنامه شركت ملي نفت ، با وجود هزينه هاي سرسام آور وزارت نفت براي تحقيقات نه چندان ضروري تاكنون چنين اساسنامه اي به مجلس ارائه نشده و با مسامحه دولتها نظارت نمايندگان ملت بردرآمدهاي نفتي و تبيين راهكارهاي مدون جهت بهرهبرداري بهينه از آنها از ساز وكار مشخص ومناسبيبرخوردار نمي باشد. موضوعيكه مجلسهشتم ميبايست با جديت آنرا دنبال نمايد. اساساً در كنار تدوين قوانين مسأله نظارت براجراي قوانين وشناسايي ومعرفي متخلفينبه مراجع ذيربط از وظايف بنيادين قوه مقننه است كه متأسفانه حتي مجلس هفتم با وجود راه اندازي نهضت تحقيق و تفحصدرابتدايكار خود (درمورد پروندههاي دانشگاهآزاد، قوهقضائيه،صداوسيماو...)هيچگاه نتوانست چنانكه انتظار مي رفت اين مهم را به سرانجام رساند . تأسيس مركز پژوهشهابهمنظورمطالعه و ارزيابي طرحها و لوايح توسط كارشناسان و تقويت جنبه علمي مصوبات با وجود كاستيهايي كه تاكنون وجود داشته از اقدامات بسيار ارزشمندي بود كه مجلس چهارم بدان مبادرت ورزيد ومي بايست به عنوان بازوي كارشناسي مجلس درآينده بيش ازپيش تقويت شود .اما در كنار آن ايجاد سازو كاري جديد و يا اصلاح ساختار و تقويت ديوان محاسبات بعنوان بازوي نظارتي مجلس از اهميتي مضاعف برخوردار است كه انتظارمي رود مجلس هشتم بدان اهتمام نمايدو اين موضوع محقق نمي شود مگر اينكه ملت با حضورآگاهانه خود در انتخابات نمايندگاني متعهد وكارآمد تراز گذشته را راهي« بهارستان» نمايند تا ضمن مهار تهديدهاي خارجي از فرصتهاي موجود به نحو احسن استفاده نمايند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 7:18 بعد از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|
|
تبليغات به جاي كارآمدي
«قُل كُلٌ يَعْمَل عَلي شاكِلَتِه فَرَبّكُم أَعْلَمُ بِمَن هُوأَهْدَي سَبِيلاً» (أسراء-84) در ايران اسلامي ما همچون بسياري از كشورهاي توسعه نيافته با نزديك شدن به ايام انتخابات كثيري از احزاب و گروههاي سياسي شكل مي گيرند و با تبليغات گسترده سعي در كسب كرسيهاي قدرت مي كنند، پس از انتخابات نيز اعضا مشغول امور پراكنده خود مي شوند و چنانچه عمري باقي بماند در انتخابات بعدي همان افراد با تركيب و عنواني متفاوت باز گرد هم مي آيند و هم انديشي مي كنند كه حال چه بايد گفت تا مردم بپسندند و رأي دهند و... حالآنكه دربلاد راقيه احزابوتشكلهايسياسي،كهمعمولاً با حق عضويت اعضاء و حمايتقانونمند حكومت- معمولاً به تناسب ميزان هواداران ازميان مردم كه با مكانيسمهاي تعريفشده اي ازجمله در جريان هر دوره از انتخابات اين ميزان تعيين مي شود- و نه با سوء استفاده ازاموال عمومي ، فعاليت مي كنند از كار ويژههاي خاص و متنوعي در راستاي اعتلاي نظام سياسي كشور و ارائه خدمات مطلوب تربهجامعه برخوردارند. در اين ميان تشكيل كارگروهها و كميته هاي تخصصي براي شناسايي مسائل و مشكلات جامعه، نظارت و ارزيابي عملكردبخشهاي مختلف دولت و كميسيونها و نمايندگان مجالس و ارائه گزارشهاي كارشناسانه دوره اي با عنوان آن حزب يا گروه به همراه ارائه راهكارها از اهميت خاصي برخوردار است . در آستانه هر دوره از انتخابات نيز همين احزاب و گروهها مي بايست نتايج مطالعات و اقدامات خودرا به مردم ارائه نموده و چشم انداز مطلوب آينده (به تناسب محدوده زماني كه براي آن رقابت مي كنند) و راهكارهاي مورد نظرشان را براي حل مشكلات موجود و رسيدن به وضعيت مطلوب به مردم عرضه مي كنند و نهايت اينكه اشخاص و چهره هاي مورد نظرشان رابراي تصدي مسئوليتها درحوزه هاي مختلف به مردم معرفي كرده و براي آنها در كنار برنامه ها تبليغ مي كنند . البته ايرادات جدي نيز به رويه هاي موجود وارد است كه از جمله آنها عدم رعايت اخلاق و بعضاً تخريب نامزدهايرقيب ويا سوء استفاده ازگرايشات سطحي توده هاي مردم مي باشد (همچونسوء استفاده از چهرههاي هنري و ورزشي) كه طبعاً در يك نظام اسلامي بايد از آنها پرهيزشود. مهمتر از همه اينكه احزاب با شناسايي و تربيت نيروهاي مستعد براي نظام رسمي كشور كادر سازي ميكنند و مي توانند افراد فرهيخنه و كارآزموده را براي نمايندگي مجلس ويا پستهاي عمده دولتي درمواقع لازم معرفي كنند . معالوصف متأسفانه دركشورما كمتر شاهد دغدغه هاي سياسيون براي پرداختن به اين نيازهاي اساسي جامعه هستيم و عمدتاٌ كسب قدرت مطمح نظر است هرچند اين مسأله را نمي توان براي تمام اشخاص و گروههاي سياسي تعميم داد . تشريح اين مسأله و ارائه راهكارها مجالي مبسوط مي طلبد كه از عهده اين نوشتار خارج است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت 7:1 بعد از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||