مروري بر كارنامه نظام در سياست خارجي
مروري بر كارنامه نظام در سياست خارجي
«وَآلْفَجْر* وَلَيالٍعَشْر، وَالشّفْعِ وَالْوَتر…» (سوره فجر)دهه فجر و سالروز پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ماه 57 كه همه ساله با مجموعهاي از برنامهها همراه ميشود فرصت مناسبي است تا عملكرد نظام جمهوري اسلامي در طول سالهاي گذشته مورد بازنگري و ارزيابي قرار گيرد كه معمولا از سوي دستگاههاي مختلف به صورت موردي تا حدي اين امر صورت ميپذيرد هر چند لازم است در هر مورد علاوه بر وزراء و كارگزاران نظام متخصصان ذيربط و ناظران بيروني نيز در فضايي مساعد به ارزيابي منصفانه كارنامه نظام در آن بخش خاص بپردازند و نهايتا نظريهپردازان و استراتژيستهاي برجسته ديني با توجه به اهداف و آرمانهاي انقلاب، امكانات و محدوديتها تحليل جامعي را از گذشته نظام اسلامي مطرح و راهكارهاي مناسب براي آينده ارائه نمايند.
دراين مجال كوتاه برآنيم تا مروري داشته باشيم بر سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در 28 سال گذشته و جايگاه امروزين نظام در اين عرصه حساس و بنيادين البته لازم به تذكر است كه فعلا قصد نداريم دستگاه ديپلماسي و وزارت خارجه كشور را به طور خاص ارزيابي كنيم كه خود مقولهاي مبسوط و مجزاست، تنها به اين حد اكتفاء ميكنيم كه متاسفانه هنوز پس از گذشت قريب سه دهه از انقلاب اسلامي از سامانه مناسب و عدالت گونهاي كه با شناسايي افراد نخبه و تقويت آنها شايستهسالاري را دراين دستگاه محوري برقرار كند محروميم و كمابيش روابط و آشناييهاي چهره به چهره تعيين كننده سفرا و كارگزاران ما در كشورها و سازمانهاي مختلف بينالمللي و وزارت امور خارجه ميباشد و دانشآموختگان ممتاز دانشگاههاي كشور و حتي دانشكده روابط بينالملل بدون ارتباط خاص داشتن با برخي مقامات اميدي به خدمت در اين دستگاه را ندارند.
به هر حال در دو سال آغازين پس از پيروزي انقلاب به اقتضاي شرايط خاص آن دوره و حساس بودن دشمنان به اين حوزه نوعي ناهماهنگي در عرصه سياست خارجي كشور وجود داشت، از سويي رهنمودهاي پيامبرگونه بنيانگذار كبير نظام(ره) و اصول بنيادين قانون اساسي بر لزوم حمايت از نهضتهاي اسلامي و مستضعفان جهان مطرح بود كه عمدتاً از سوي دفتر نهضتهاي رهاييبخش سپاه دنبال ميشد و سوء استفادههايي نيز از سوي جرياناتي چون باندمهدي هاشمي از اين بستر به عمل آمد و از سوي ديگر دولت موقت مهندس بازرگان و دولت بنيصدرو وزرا ي خارجه آنها كه بعدها مشخص شد در ارتباط مستقيم با وزارت خارجه آمريكا بودهاند حاضر به پيگيري دقيق فرامين رهبري نبودند چنانكه در خصوص مصر پس از امضاي قرارداد كمپ ديويد با رژيم صهيونيستي نهايتاً حضرت امام (ره) با دستور صريح حكومتي به آقاي ابراهيم يزدي قطع روابط با دولت مصر را اعلام فرمودند ضمن اينكه بخش عمدهاي از فرصت نظام در عرصه سياست خارجي مصروف ماجراي كروگانگيري لانه جاسوسي شده بود.
اما با آغاز جنگ تحميلي بويژه پس از بركناري بنيصدر، در دوره شهيد رجايي و مهندس باهنر و پس از آن دولت مهندس موسوي نوعي ثبات در سياست خارجي كشور پديد آمد هر چند قطع روابط با غالب كشورهاي غربي و عربي در شرايط جنگي هزينههاي نظام را بالا برده بود لكن پشتيباني وسيع مردم از دولت و همبستگي عمومي كه ابداعات فراواني را نيز به همراه داشت بويژه فضاي فرهنگي مناسب باعث شد كه نظام اين دوره بحراني را در مجموع با موفقيت پشت سر گذارد ،هر چند اصل موضوع 8 سال دفاع مقدس و بررسي تصميمات فرماندهان نظامي و دولتمردان در اين زمينه همچنان قابل مطالعه و ارزيابي است.
اما در پي پايان جنگ و رحلت حضرت امام(ره) در دوره رياست جمهوري آقاي هاشمي (و حذف پشت نخستوزيري بر اساس اصلاحات قانون اساسي) با اتخاذ راهبرد «تنشزدايي» و«نگاه به شرق» تحولات مهمي را در عرصه سياست خارجي كشور مشاهده ميكنيم هر چند اين تغييرات بيتاثير از تحولات نظام بينالملل بويژه فروپاشي بلوك شرق با محوريت شوروي نبوده است ، به هر حال در اين دوره علاوه بر گسترش مناسبات با چين و روسيه و بهبود مناسبات با كشورهاي منطقه ـ به خصوص عربستان سعودي و افتتاح دفاتر حفاظت از منافع ايران و مصر در قاهره و تهرانـ شاهد آغاز گفتگوهاي انتقادي ميان ايران و اروپا هستيم هر چند وقايعي چون دادگاه ميكونوس مانع از پيشرفت اين مذاكرات شد.
اما با روي كارآمدن دولت آقاي خاتمي با شعار گفتگوي تمدنها (و جامعه مدني در عرصهداخلي ) مناسبات ايران با كشورهاي اروپايي نيز ـ كه رئيس جمهور ايران براي اولين بار به پايتخت آنها سفر نمود ـ توسعه چشمگيري داشت به گونهايكه ايران براي نشان دادن حسن نيت به درخواست برخي كشورها و سازمانهاي بينالمللي فعاليتهاي خود را در مراكز هستهاي بيش از دو سال به حالت تعليق درآورد هر چند اين روش مورد برخي سوء استفادهها از سوي غرب قرار گرفت.
دولت نهم كه با شعار عدالت روي كارآمد طبعاًدر حوزه خارجي با توجه به حاكم بودن نظام ليبرال كاپيتاليسم وارد چالشهاي جديدي ميشد كه آقاي احمدينژاد با ارسال نامههايي به سران غرب و پاپ كوشيد تا حدي منازعات را كنترل نمايد، معالوصف لازم است دولت جديد ضمن تاكيد بر سياست خارجي فعال از طرح موضوعاتي كه بدون داشتن دستاورد جدي باعث صرف بخش عمدهاي از قابليتهاي كشور براي درگيري با ساير كشورها ميشود پرهيز نمايد و هر چه بيشتر منافع ملي و اسلامي را در عرصه سياست خارجي مورد توجه و پيگيري قرار دهد.
در مجموع بايد گفت جمهوري اسلامي در 28 سال گذشته موفقيت چشمگيري در استقلال از قدرتهاي بزرگ و نقشآفريني در عرصه جهاني داشته و در عين حال براي گسترش مناسبات دوجانبه و چند جانبه براساس منافع متقابل گامهاي موثري را برداشته كه بايد با برنامه ريزي و نظارت جامع در چارچوب اصول اساسي نظام با جدّيت بيشتري دنبال شود.إن شاءالله