اهمیت ویژه بحرین

 « وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا* الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفاً » (نساء، 6-75)

" چرا شما در راه خدا نمى‏جنگيد در حالی که مردان و زنان و كودكان مستضعف مى‏گويند پروردگارا ما را از اين شهرى كه مردمش ستم‏پيشه‏اند رهایی بخش و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خويش ياورى براى ما تعيين فرما (۷۵) كسانى كه ايمان آورده‏اند در راه خدا مبارزه  مى‏كنند و كسانى كه كافر شده‏اند در راه طاغوت مى‏جنگند پس با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان  ضعيف است (۷۶)"

 از مظالم و خیانتهای سلطنتهای فاسد تاریخ ایران وادادگی در مقابل قدرتهای بیگانه و امتیاز دادن به آنها خصوصاً در خصوص جداسازی بخشهای مهمی از سرزمین ما بوده است که یکی از نمونه های اخیر آن مورد مجمع الجزایر بحرین  بوده است.

روز ۲۲ مرداد ۱۳۵۰ بحرين با فشار مستقیم انگليس و ضعف و اغماض رژيم منحوس پهلوی، رسما استقلال خود را در برابر ايران اعلام كرد و در 25 آذر همان سال نيز به عضويت سازمان ملل متحد درآمد و به عنوان يكصد و بيست و نهمين عضو آن شناخته شد.

اگر چه با پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از توافقات و تعهدات رژیم شاهنشاهی که مخالف منافع کشور بود فسخ و باطل اعلام شد اما به دلایل مختلفی  همچون جنگ تحمیلی و اولویت سازندگی کشور و پرهیز از درگیری میان ایران و  اعراب یا شیعه و سنی،  مورد بحرین در دستور کار قرار نگرفت .

مع الوصف تحولات اخیر منطقه ، خصوصاً جنایات آل سعود و آل خلیفه بر ضد مردم بحرین توجه به این بخش از سرزمین ایران را از اهمیت مضاعفی برخوردار ساخته است.

هرچند تحرکات مقطعی کنونی در عرصه های سیاسی- دیپلماتیک و کمکهای  انسانی  و ... که ذیل اقدامات کوتاه مدت انجام می شود لازم است اما قطعاً کافی نیست و در طراحی اهداف میان مدت با افزایش قدرت و اقتدار  جمهوری اسلامی ایران و تزلزل و سرنگونی رژیمهای فاسد و دست نشانده ای چون آل سعود در سرزمین حجاز ضروری است تا خیانت پهلوی و اربابش با احیای حاکمیت ایران بر این بخش از سرزمین ایران تا حدی جبران شود و هموطنان ما در بحرین از شرّ نسل پلید معاویه و یزید و مزدوران استکبار جهانی و  صهیونیسم بین الملل رهایی یابند. ضمن اینکه به لحاظ موقعیت ژئو پلیتیک و ژئو استراتژیک این بخش از اهمیت ویژه ای برای ام القرای جهان اسلام برخوردار می باشد و از همین رو  در جریان حمایت از خیزشهای مردم منطقه باید برای بحرین پرونده ویژه ای بگشاییم.

وَمنَ الله التّوفیق و علیه التّکلان 

چشم انداز 90

« إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ* وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ* فَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ »  (94-92 أنبیاء)

" اين است امت‏شما كه امتى يگانه است و منم پروردگار شما پس مرا بپرستيد (۹۲) و[لى] دينشان را ميان خود پاره پاره كردند همه به سوى ما بازمى‏گردند (۹۳)پس هر كه كارهاى شايسته انجام دهد و مؤمن [هم] باشد براى تلاش او ناسپاسى نخواهد بود و ماييم كه به سود او ثبت مى‏كنيم (۹۴)" (ترجمه فولادوند)

بحمدلله در سال 89 که  روزهای پایانی  آنرا پشت سر می گذاریم  جبهه مستضعفین با محوریت اسلام گرایان توانست شکستهای مهمی به دیکتاتورهای تحت حمایت لیبرال دموکراتهای! فریبکار و نفس پرست  بدهد و در تونس، مصر، لیبی، یمن، بحرین، عربستان و... پیشرویهای مهمی رخ داد  و  به آرمان حکومت جهانی اسلام یگ گام نزدیکتر شدیم.

 انتظار می رود این  روند در سال آتی با شتاب بیشتری  پیش  رفته و روند تقابل هر چه بیشتر به درون اراضی اصلی مستکبران کشانده شود که نشانه های آن را ( همچون تظاهرات گسترده مردم در ایالت ویسکانسین آمریکا ) مشاهده می کنیم.

 امید است امت اسلامی و خصوصاً مسئولان و متصدیان نظام مقدس جمهوری اسلامی با غلبه بر نفس اماره و پیروزی در جهاد اکبر بتوانند رسالت جهانی خود را در صدور انقلاب و برافراشتن پرچم اسلام بر فراز سنگرهای کلیدی جهان با موفقیت های روزافزون دنبال نمایند.

                                                                       وَ منَ الله التّوفیق و عَلیه التّکلان

نبرد قریب

نبرد قریب  

(فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (انعام-45

   رژیم غاصب صهیونیستی به عنوان عصاره تجاوزگری نظام مادیگرای غرب با توهم ضعیف شدن ام القرای مسلمین طی دوره صعود و افول جریان فتنه بر دامنه تعدیات خود افزوده و با جسارت تمام ضمن تقویت نیروهای نظامی و تشدید تهدیدها و خصومتهای دیپلماتیک و رسانه ای با جمهوری اسلامی با سرعت مضاعف اقدامات غاصبانه خود را دنبال نموده است که نمونه آن را در آغاز عملیات تخریب مسجدالأقصی به بهانه ساخت هیکل سلیمان شاهدیم.

   نظام اسلامی که با یاری خداوند متعال به کرات توطئه های دشمنان را چه در مسائل داخلی و پیشرفتهای علمی خصوصاً توانمندیهای هسته ای و چه در عرصه های خارجی همچون عراق و فلسطین با شکست مواجه ساخته است اکنون لازم است با تقویت بیش از پیش توانمندی های خود از جمله در زمینه نظامی – تسلیحاتی آمادگی کافی برای محو کامل غده سرطانی اسرائیل را داشته باشد.

   واقعیت این است که مجموعه قرائن و شواهد از جمله افزایش شدید ذخایر استراتژیک ایالات متحده در اراضی اشغالی فلسطین و محتوای مذاکرات روسای ستاد مشترک ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی حاکی از این است که دشمنان اسلام همزمان با تشدید جنگ نرم، خود را برای نبرد سخت نیز آماده کرده اند و در این شرایط اگر نخواهیم برخی تجربه های تلخ گذشته برای امت اسلامی تکرار شود ناگزیر می بایست با شدّت و حدّت بیشتر ظرفیتها و نیروهای خود را برای یک نبرد فراگیر در سراسر جهان فعال کنیم.

   متأسفانه باید گفت در حال حاضر برخی از خواص حکومتی و غیر حکومتی ما از آرمانهای مشخص انقلاب اسلامی که بی شک هنوز به نیمه راه تحقق آنها نیز نرسیده ایم غافل شده و با ژستهای سخیف روشنفکرمآبی که خود ناشی از دلدادگی به دنیا و اسارت در جاذبه های شیطانی است با توجیه گری مشغول نفسانیات شده و از جهاد حقیقی بازمانده اند.

  جهادی که از آن سخن می گوییم از ابعاد مختلفی برخوردار است؛ ما برای پیروزی قطعی که خداوند وعده آن را داده است اولا می بایست با نفس اماره خود مبارزه نموده و با شکست شیطان در این جبهه  با قدرت به جنگ با مظاهر بیرونی ابلیس پرداخته و سنگرهای علمی، فرهنگی و نظامی جهان را فتح نماییم.

  این مهم جز با بسیج کلیه منابع ما در ایران و خارج از کشور به همت دولتمردان و آحاد ملت میسر نخواهد شد. باشد که پاسخ هجمه های وحشیانه دشمنان به اراضی اسلامی خصوصاً حملات سال گذشته آنها در تهران را از سال جدید نه فقط در کشورهای مسلمان نشین که در واشنگتن و لندن و تل آویو بدهیم.   ‌‌إن شاءالله                             

                                                                   وَمِنَ اللهِ التّوفیق وعلیه التّکلان

                                                                                           

حماسه تحسین برانگیز ملت

«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ * أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»

 (احقاف۱۴-۱۳)

"محققا كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست‏سپس ايستادگى كردند بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد *ايشان اهل بهشتند كه به پاداش آنچه انجام مى‏دادند جاودانه در آن مى‏مانند"

    هرچند ۲۲ بهمن امسال مصادف شده بود با ایام سوگواری اواخر ماه صفر مع الوصف حضور پرشور و خالصانه ملت بزرگ ایران در راهپیمایی عظیم این روز وجد وهیجانی وصف ناشدنی را در قلوب مومنین و مستضعفین جهان پدید آورد چه اینکه هجمه گسترده تبلیغاتی جنایتکاران مستکبر بین المللی - که در پی زخم  عمیق خود از انتخابات بی نظیر ۲۲ خرداد۸۸ کینه توزی شان را علیه ملت و دولت جمهوری اسلامی تشدید کرده بودند- در آستانه این روز به اوج رسیده بود و آنها که بسیار امیدوار بودند با یاری خواص فاسد و دنیازده و جمعی منافق این بار  بتوانند انقلاب اسلامی را زمین گیر کنند دچار سرخوردگی عمیقی شدند.

  این وعده خداست که اگر ملتی بر عهد خود با پروردگار پایدار باشد دربهای رحمت الهی بر روی او گشوده شده و نزد عالمیان عزیز خواهد شد و بالعکس جبهه ظلم و ستم جهانی و فریب خوردگان آن روز به روز سردرگم و ذلیل تر خواهند شد. البته نگارنده این سطور برای عوامل داخلی جریان استکبار جهانی که بعضاْ بی جیره و مواجب و تنها به خاطر فقدان درک و بصیرت کافی اینچنین خود را منفور و بی حیثیت ساختند واقعاْ متاسف است و امید دارد همچون برخی از بیدارشدگان پیش از تحقق وعده نهایی مسیر خود را از جانیان کافرکیش جهانی جدا کنند که «... إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ »

  مع الوصف بررسی جریان فتنه و ابعاد مختلف آن مجالی دیگر می طلبد که در جای خود بدان پرداخته شده و خواهد شد لکن در اینجا به همین حد بسند ه کنیم که پرسشهای مهم مردم مسلمان ما درخصوص عملکرد دستگاه قضایی و فاصله آن با شناختی که ما از حکومت عدل علوی داشته ایم همچنان باقی است و رفتار تبعیض آمیز با فتنه گران پاسخ مناسبی نیافته است. مگر در حکومت اسلامی و اساساْ در عقاید مسلمانان راستین پس از توحید و بر اساس آن اصلی مهمتر از عدل هم وجود دارد؟ !!

 

فاجعه یمن و کوتاهی ما

"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ "﴿توبه-۳۸﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شما را چه شده است كه چون به شما گفته مى‏شود در راه خدا بسيج‏شويد كندى به خرج مى‏دهيد آيا به جاى آخرت به زندگى دنيا دل خوش كرده‏ايد متاع زندگى دنيا در برابر آخرت جز اندكى نيست .

  مدتی است که جنگنده های آمریکایی و سعودی به کمک حکومت فاسد صنعاء به قتل و کشتار مسلمانان مظلوم یمنی می پردازند. در طول ایام عزاداری ماه محرم مدام فکر می کردم چه شده است که ما با وجود عشقی که به آرمان و منش مولایمان حسین (ع) داریم ، اینگونه نسبت به ظلمی که بر مستضعفین و بویزه مسلمانان دنیا می شود به نظاره نشسته ایم. کدامین گناه و کوتاهی اینگونه دست و بال ما را بسته است و از انجام وظایف خود بازمانده ایم. واقعاً چنین زندگی در دنیا چه ارزشی دارد؟ مگر شک داریم که دنیا متاع قلیل و زودگذر است و در بارگاه الهی باید درباره رفتار و عملکرد خود پاسخگو باشیم و حیات جاوید ما در جهان آخرت به نحوه زیست و مرگ ما در همین دنیا بستگی دارد. پس چرا فرامین الهی چنین بر زمین مانده است. همیشه کوتاهی های خود را اینگونه توجیه می کنیم که باید رهبرمان فرمان دهد تا در میدان حاضر شویم، اما کمتر می پرسیم ما با این سید فرزانه چه کرده ایم که مدام از فقدان بصیرت و کوتاهی خواص سخن می گوید و همچون بسیاری از امامان معصوم(ع) به تعداد کافی نیروی آماده برای قیام پیدا نمی کند. تنها از درگاه الهی تمنّا میکنم که به ما توفیق دهد وظایف خود را در مبارزه با ظالمان  جهان اداء نموده  و به حیات ذلیلانه در این دنیای پست و فانی راضی نشویم. ....

استمرار جنگ و دفاع مقدس

"لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ" ﴿توبه-۴۴﴾

  نوجوان كه بودم براي فهم جمله مشهور امام(ره) كه مي‌فرمايند «كلّ‌يومٍ عَاشورا وكلّ‌أرضٍ كَربلا» خيلي فكر مي‌كردم، اما به مرور كه در معارف ديني بيشتر مطالعه كردم، متوجه شدم كه نزاع ميان جريان حق و باطل از صدر تاريخ بشر بوده و تا قيامت ادامه خواهد داشت اما شكل و ابزارهاي اين منازعه در طول تاريخ تغيير مي‌كند.

  در هفته دفاع مقدس قرار داريم و معمولاً در اين ايام مرور خاطرات 8 سال جنگ تحميلي ما را به تحسين ايثار و رشادتهاي رزمندگان طيّ آن سالها وا مي‌دارد و گاهي آرزو مي‌كنيم كه كاش ما هم توفيق جهاد را پيدا مي‌كرديم. اما وقتي به سخنان فرمانده كل قوا توجه مي‌كنيم در مي‌يابيم كه ما نيز هم‌اكنون در ميدان جنگ قرار گرفته‌ايم اما اين‌بار از نوع "جنگ نرم" كه جهاد در آن ابزارهاي خاص خود را مي‌طلبد و از مهم‌ترين آنها رسانه است، آنگاه  درمي‌يابيم كه در چه جايگاه حساس و استراتژيكي قرار گرفته‌ايم.

  رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در ديدار اخير دانشجویان كه به مناسبت ماه مبارك رمضان انجام شد فرمودند:«امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با يك جنگ عظيمى مواجه است، ليكن جنگ نرم... خوب، حالا در جنگ نرم، چه كسانى بايد ميدان بيايند؟ قدر مسلّم نخبگان فكرى‏اند. يعنى شما افسران جوانِ جبهه‏ مقابله‏ با جنگ نرميد.... اينى كه چه كار بايد بكنيد، چه جورى بايد عمل كنيد، چه جورى بايد تبيين كنيد، اينها چيزهائى نيست كه من بيايم فهرست كنم، بگويم آقا اين عمل را انجام بدهيد، اين عمل را انجام ندهيد؛ اينها كارهائى است كه خود شماها بايد در مجامع اصلی‏تان، فكرى‏تان، در اتاقهاى فكرتان بنشينيد، راهكارها را پيدا كنيد؛ ليكن هدف مشخص است: هدف، دفاع از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى است در مقابله‏ با يك حركت همه‏ جانبه‏ متكى به زور و تزوير و پول و امكانات عظيم پيشرفته‏ علمىِ رسانه‏اى. بايد با اين جريان شيطانىِ خطرناك مقابله شود.» (بیانات‌در دیدار دانشجویان، 4 شهریور 1388)

همچنين معظم‌له در ديدار هنرمندان مي‌فرمايند: «وقتی انسان، تجهیز، صف آرایی، دهانهای با حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ فشرده شده علیه انقلاب، امام خمینی و آرمانهای نظام اسلامی را می‌بیند وجود این جنگ نرم را باور می‌کند هرچند ممکن است عده‌ای اینها را نبینند... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود (بیانات در دیدار اهل هنر، 14 شهریور 1388)

  وقتي به اين باور برسيم كه به نوبه خود در ميدان جنگ با دشمن قرارگرفته‌ايم آنگاه تلاش خواهيم كرد كه از حداقل امكانات با شيوه‌هاي مناسب حداكثر بهره برداري را انجام دهيم و با ايجاد نوعي پيوند و هماهنگي ميان سنگرهاي جبهه خود و شناخت نقشه‌هاي دشمن اقدامات مؤثرتري را براي پيروزي در اين عرصه انجام دهيم.

به كجا مي رويم؟

وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا ( سورة النساء-75)

فجايع غزه در مقابل چشمان مسلمانان نشان داد كه چقدر تاكنون به انحراف رفته ايم و در بستري كه دشمن طراحي كرده است به بازي گرفته شده ايم . آنجا كه امير المؤمنين كه اين روزها به بهانه غديرش غافلانه جشن مي گيريم مي فرمايد حال كه در مرزهاي سرزمين اسلامي خردل از پاي زن يهودي كشيده اند اگر مرد مسلمان دق كند رواست ما را چه شده است كه به ناموس مسلمين آشكارا اهانت مي شود و به برخي اعتراضات زباني و محكوم كردنها اكتفا مي كنيم . كاري كه بسياري از غير مسلمانان حتي در كشورهاي غربي هم انجام مي دهند. به نظر مي رسد لازم است قدري در رويه هاي گذشته بيانديشيم و طرحي نو براي آينده جهان در اندازيم كه مستان بي دين اينگونه بر مستضعفين و مسلمانان ستم نكنند . «قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالا * الذين ضل سعيهم في الحياة الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا » (كهف-103)    يا حق  

انحطاط غرب و جايگاه ما


انحطاط غرب و جايگاه ما

 «يَا أيّهَا الّذِينَ آمَنوا مَن يَرتَدّ مِنْكُم عَن دِينِه فَسَوفَ يَأتي اللهُ بِقومٍ يُحِبّهُم و يُحِبّونَه أذِلّةً عَلَى المُؤمِنين أَعِزّة عَلى الكافِرين يُجَاهِدون فِي سَبيل الله ولا يَخَافُون لَومَة لائِم ذَلِك فَضْلِ الله يُؤتِيه مَن يَشَاء واللهُ واسِعٌ‌عَلِيم »                                                                       ( مائده- 54)

      پس‌از فراغت‌ ‌ازمسئوليت سردبيري‌ روزنامه‌ تصميم گرفته بودم مدتي به جاي نوشتن‌هاي پي درپي بيشتر مطالعه و تحقيق کنم و بينديشم تا زمان نگارش فرا رسد اما اين بار يکي از دوستان عزيز تحريريه «برداشت اول» از بنده خواست يادداشتي در باب «افول غرب» بنويسم،که مخالفت نکردم. واقعيت اين است که بنده هرچند به صعود و افول تمدنها چنانکه در قرآن مجيد اشاره شده و جامعه شناسان از زمان ابن خلدون بدين سو به تفصيل درمورد آن سخن گفته‌اند اعتقاد دارم و حتي نشانه‌هاي افول به اصطلاح‌تمدن غرب را چنانکه اشپنگلر دراوايل قرن اخير تشريح کرد و پس ازاونيز به کرات در مورد آن سخن به ميان آمده است مي‌پذيرم اما نگاه نگارنده به‌جزئيات‌ اين مهم قدري متفاوت است.ازاين منظر باوجود سقوط نسبي آمريکا تمدن غرب به معناي عام کلمه ماداميکه بيداري اسلامي به اهداف خود دست نيافته است سيطره خود را برجهان حفظ خواهدکرد و با توجه به روند موجود درآينده نزديک نبايد منتظرآن باشيم واساساً ما بيش‌و پيش از آنکه به فکراضمحلال‌غرب با همه ضعفهايش باشيم لازم است با بهره‌مندي از قابليتهاي دروني خود وقوتهاي جريان مقابل درانديشه ايجاد جايگزيني مناسب براي ساماندهي جامعه بشري و تامين سعادت حقيقي انسان باشيم.

   پس از رنسانس درقرن شانزدهم ميلادي و انقلابهاي علمي و صنعتيِ قرون 17و18 به ‌اصطلاح «تمدن غرب» با محوريت اروپا در جهان غلبه يافت هرچند با توجه به شالوده‌هاي فرهنگي اين تمدن که بر پايه ماترياليسم‌واومانيسم قوام يافته بودند استثمارو استعمار از پيامدهاي قابل پيش بيني آن بود و جنگهاي جهاني اول ودوم –که ميان کشورهاي‌کاپيتاليستي‌غرب ‌آغاز شد-  نيز براي ناظر بيروني که از منظر ديني به تحولات جهان مي نگرد کاملاً قابل درک و تبيين است اما بايد پذيرفت که آنچه غرب را براي مدتي نسبتاً طولاني همچنان محور تحولات‌جهاني نگاه‌داشته است بيشترناشي از فقدان رقيب قدرتمند بوده است‌ تاظرفيتهاي دروني آن .

   آنچه درقرن‌بيستم و بويژه پس از جنگ جهاني دوم تحت عنوان نظام سوسياليستي قد علم کرد و با سقوط شوروي نيز به حاشيه رفت پيش از آنکه رقيبي در مقابل غرب باشد خود شاخه‌اي ازاين جريان به اصطلاح مدرن بود که در قرن هجدهم و نوزدهم درفرانسه و بعد آلمان توسط اشخاصي چون کارل مارکس پرورش يافت و با انقلاب اکتبر1917 در روسيه و بعد در چين و برخي کشورهاي ديگرحاکم شد اما از مباني فرهنگي و تمدني غرب جدا نبود . چنانکه امروزه نيز وقتي سخن از ارتقاء جايگاه غولهاي  ‌اقتصادي آسيا اعم از چين و هند و ژاپن درکنار اتحاديه اروپا ودرمقابل آمريکا به ميان مي آيد منظور تقابلهاي فرهنگ و تمدني نيست هرچند دراثرمشهور ساموئل هانتينگتون ‌تحت عنوان برخورد تمدنها                    (clash of civilizations)   بدين معنا تعبير شده است اما از منظر اسلامي اين روند تنها رقابتي درون تمدني محسوب مي‌شود، تمدني که برپايه‌هايي چون سکولاريسم وماترياليسم‌و به لحاظ معرفت شناختي «پوزيتيويسم» بنيان نهاده شده است.

   اما مسأله مهم در اين ميان اين است که ما مسلمانان بعنوان امت وسط و شاهد که حسب تعاليم قرآني وظيفه هدايت جامعه بشري به سوي حق و حقيقت و برقراري قسط و عدل در سراسر گيتي را برعهده داريم در شرايط کنوني چه بايد بکنيم؟ واقعيت اين است که با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران نهضت بيداري جهان اسلام جهش بزرگي را درمسير خود تجربه کرد لکن تا رسيدن به نقطه آرماني که همانا تشکيل حکومت جهاني و برقراري قسط و عدل اسلامي در سراسر جهان است فاصله زيادي داريم و بايد با تبيين اهداف بلندمدت،ميان مدت و کوتاه مدت و برنامه ريزي و اقدام براي تحقق اهداف در راستاي آن آرمان گام برداريم. پرداختن به اين مهم مجالي فراخ مي‌طلبد اما دراين مقال مي‌کوشم ‌برخي موارد کليدي را که در اين مسير از اهميت خاصي برخوردارند به اجمال توضيح داده و بحث و بررسي‌هاي تفصيلي را به فرصتي ديگر واگذارم.

 

ادامه نوشته

هياهوي نافرجام صهيونيست‌ها


گذري بر يك‌ماه جنگ رواني بر ضد ايران

هياهوي نافرجام صهيونيست‌ها

   روزنامه صهيونيستي معاريو روز گذشته با اشاره به اظهارات برخي مسئولان بلند پايه صهيونيست نوشت، مقامات امنيتي اسرائيل از شايعات حاكي از آمادگي رژيم صهيونيستي براي حمله به ايران انتقاد كرده و آنها را اظهارات احمقانه خواندند و بعيد دانستند اين اظهارات از دفتر نخست‌وزيري يا وزارت امنيت نقل شده باشد.

   رژيم اشغالگر قدس كه با پيشينيه نامشروعش همواره مورد نفرت ملتهاي مسلمان بوده و تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي كوشيده بود با پيمانهاي مخفيانه با دستگاه سلطنتي ايران در مقابل اعراب جبهه گيري كند با افزايش توان جمهوري اسلامي درحوزه‌هاي مختلف به نحو روزافزوني دچار وحشت شده و با ابزارهاي مختلف براي تحت فشار قراردادن ايران اسلامي تلاش كرده است.
اواخر خرداد ماه گذشته پس از ارائه بسته پيشنهادي گروه 1+5 (شامل‌اعضاي دائم شوراي امنيت و آلمان) در مورد برنامه هسته‌اي ايران كه در آن بر تعليق فعاليتهاي هسته اي ايران - كه همواره از سوي مقامات ايراني بعنوان خط قرمز كشور عنوان شده است - تاكيد شده بود، رسانه هاي غربي براي تكميل غير مستقيم اين بسته حجم گسترده‌اي از تبليغات تهديد آميز را برضد جمهوري اسلامي در پيش‌‌گرفتند. در اين ميان گزارش روزنامه "نيويورك تايمز" كه در آن مانور رژيم صهيونيستي در ساحل مديترانه ،با 100 جنگنده اف‌16 و اف ‌15، را آمادگي اسرائيل براي حمله به ايران خوانده بود ،بيش از همه مورد توجه قرارگرفت .
در پي اين گزارش و بويژه پس از سفر "مايكل مولن" رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا به تل آويو رسانه هاي منطقه همچون الجزيره و العربيه نيز به اين فضا دامن زدند و شوراي همكاري خليج فارس با محوريت كويت جلسه‌اي را براي بررسي راهكار‌هاي صدور نفت در صورت بسته شدن تنگه هرمز از سوي ايران تشكيل داد، وزارت خارجه آمريكا با بيانيه‌اي شايعات منتشر شده درباره حمله به ايران را احمقانه خواند و در عين حال در واكنش به اعلام آمادگي فرمانده سپاه پاسداران مبني بر آمادگي ايران براي استفا‌ده از تمام ظرفيتها در صورت تجاوز دشمن ،مدعي شد كه ايران نمي تواند به بستن تنگه هرمز اقدام نمايد.
پيش از اين نيز موضوع حمله نظامي به ايران به مناسبتهاي مختلف و با شدت و ضعف متفاوت بارها مطرح شده است اما آنچه مسلم است اينكه آمريكا و هم پيمان سنتي‌اش انگليس -كه اخيراً با تحريم مالي و مسدود كردن حسابهاي بانك ملي ايران در لندن و خارج كردن نام گروهك منافقين از فهرست گروههاي تروريستي و گنجاندن نام حزب‌الله ‌لبنان در اين فهرست بر دامنه اقدامات خصمانه خود افزوده است - و نيز رژيم صيونيستي ضمن اينكه از قدرتمند شدن فزاينده ايران در منطقه به‌شدت نگران هستند براي مواجهه با اين قدرت دچار نوعي سردرگمي شده اند و اظهارات متعارض مقامات رسمي آنها نيز بيانگر اين سردرگمي است.
براي مثال شائول موفاز معاون ايهود اولمرت و وزير حمل‌و‌نقل رژيم صهيونيستي ماه گذشته‌ طي اظهاراتي مدعي شده بود "چنانچه ايران از برنامه‌هاي هسته‌اي خود دست بر ندارد حمله به اين كشور اجتناب ناپذير است".
اما اين سخنان تهديد‌آميز موفاز با واكنش و انتقاد تند ديگر مقامات رژيم صهيونيستي همراه بود. حتي "مارك رگو"، سخنگوي اولمرت، موضع وزير حمل و نقل مبني بر ادعاي حمله به ايران را اظهارات فردي اعلام كرد و آن را نظر و ديدگاه شخصي موفاز دانسته بود.
همچنين در پي اظهارات تهديد‌آميز موفاز، ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي وزراي خود را از هر گونه اظهار نظر درباره ايران منع كرد. با اين حال "بنيامين بن اليعاز " وزير امور زيربنايي و وزير دفاع سابق رژيم صهيونيستي، در گفت‌‌وگو با روزنامه روسي "كومرسانت" كه چهارشنبه گذشته‌منتشر شد ضمن تكرار برخي تهديدات "شائول موفاز" اظهار داشت در حال حاضر تل‌آويو برنامه‌اي براي حمله به ايران در اختيار ندارد.
صهيونيستها كه در جريان جنگ 33 روزه با لبنان ضربات سهمگيني را از سوي "حزب‌الله‌" متحمل شده‌اند به نيكي در يافته‌اند كه رويارويي نظامي با ايران از حد توان آنها خارج است و چنانچه بخواهند اقدام خود در هدف قرار دادن پايگاههاي هسته اي عراق (1981 م.) و مركز نظامي سوريه (2007م.) را در مورد ايران تكرار كنند با پاسخ غير منتظره‌اي مواجه خواهند شد. چنانكه ايهود اولمرت ،نخست وزير رژيم صهيونيستي - كه خود درپي افشاي فساد مالي و اخلاقي‌اش با مخالفتهاي گسترده داخلي روبرو شده است - درآخرين سفر خود به واشنگتن كه نيمه خرداد ماه گذشته انجام شد از مقامات كاخ سفيد براي متوقف ساختن برنامه هسته‌اي ايران تقاضاي كمك كرد اما پاسخ مورد انتظار را در يافت نكرد.
اين در شرايطي است كه حسب شواهد موجود رژيم صهيونيستي بدون پيوستن به معاهده منع گسترش سلاحهای هسته ای (
N.P.T) بيش از 200 كلاهك هسته اي در اختيار دارد و نهادهاي مختلف جهاني بويژه مجمع عمومي سازمان ملل و آژانس بين المللي انرژي اتمي (IAEA) به كرات اين رژيم را به سبب سرپيچي از عرف و ضوابط بين المللي محكوم كرده‌اند.
با اين همه جمهوري اسلامي ايران هرچند دشمنان خود را به اندازه‌اي عاقل مي داند كه از ورود به يك مواجهه نظامي، كه منافعشان را در سراسر جهان به خطر خواهد انداخت پرهيز كنند - و حسب پيش بيني ها اين‌بار نيز پس از مدتي تبليغات رسانه‌اي آنها فرو نشست - اما همواره نيروهاي خود را در نقاط مختلف دنيا جهت واكنش سريع به ماجراجويي‌هاي احتمالي دشمن در حالت آماده‌باش كامل نگاه خواهد داشت.

 

حاشيه‌اي بر نشست جي 8

 

 وزراي امور خارجه هشت كشور صنعتي جهان از روز گذشته در كيوتو ژاپن گردهم آمدند تا ضمن بررسي موضوعات مربوط به كره شمالي، افغانستان، ايران و زيمبابوه، مقدمات برگزاري اجلاس سران اين گروه از 17 تيرماه در جزيره هوكايدوي ژاپن را فراهم كنند.

  محور مذاكرات وزراي خارجه كانادا، آمريكا، فرانسه، ايتاليا، آلمان، ژاپن، روسيه و انگليس موضوع توقف فعاليتهاي مرتبط با تسليحات هسته اي كره شمالي است اما آنها درباره مسئله هسته‌اي ايران نيز به بحث پرداختند و موضوع بيانيه مشترك آنها را نيز بحث تعليق غني‌سازي ايران تشكيل داد.
"ماساهيرو كومورا"، وزير امور خارجه ژاپن پس از اين نشست با اشاره به بيانيه مشترك وزراي خارجه كه بر تعليق غني سازي اورانيوم در ايران تاكيد دارد، گفت، وزراي گروه 8 بر ادامه سياست دو سويه گفت‌وگو و تحريم در قبال ايران توافق كرده‌اند و بر همين موضع تاكيد‌ دارند و از ايران مي‌خواهند كه‌ فعاليتهاي هسته‌اي خود را متوقف كند.
اين نخستين باري نيست كه نشست گروه 8 خواستار محروم كردن ايران از حق مشروع هسته‌اي خود براي غني سازي اورانيوم است در حالي كه معاهده منع گسترش تسليحات هسته‌اي (ان‌پي‌تي) اين حق را براي هر كشوري از جمله ايران براي استفاده صلح آميز از انرژي هسته‌اي به رسميت شناخته است.
ساعات پاياني روز گذشته كره شمالي كه با خروج رسمي از معاهده N.P.T(پيمان منع گسترش تسليحات هسته‌اي) به آزمايش كلاهكهاي اتمي پرداخته و با تحريم گسترده كشورهاي صنعتي مواجه شده بود، با ارائه اظهارنامه‌ فعاليتهاي هسته اي خود به گروه 8 حسب توافق قبلي توانست مجموعه‌اي از تحريمهاي اين كشور را كه به حل مشكلات فزاينده اقتصادي آن كمك مي‌كند، لغو نمايد.
پيش از اين آمريكا وعده داده بود چنانچه پيونگ‌يانگ به تعهدات خود در اجلاس شش‌جانبه كه تاكنون به ‌انجام نرسانده، عمل كند نام كره شمالي را از فهرست كشورهاي حامي تروريسم حذف خواهد كرد.
كره شمالي در 13 فوريه 2007 در مذاكرات شش جانبه توافق كرده بود كه در برابر دريافت 50 هزار تن نفت فعاليت راكتور هسته‌اي اصلي خود را تا 14 آوريل همان سال متوقف كند كه در آن زمان پيونگ يانگ اين اقدام را انجام نداد.
بر اساس اين توافق قرار بود اگر پيونگ يانگ فعاليتهاي هسته‌‌اي خود را به طور كامل متوقف كند 950 هزار تن ديگر نفت دريافت كند. هرچند كره‌اي‌ها عدم پايبندي به توافق‌نامه شش‌جانبه را ناشي از نقض آن از سوي طرفهاي مقابل بويژه آمريكا اعلام كردند.
از همين رو واشنگتن شب گذشته بلافاصله پس از اقدام كره شمالي‌ در ارائه فهرست فعاليتهاي هسته‌اي، موافقت خود را با حذف نام اين كشور از ليست سياه اعلام كرد. حال اينكه واقعاً چه ربطي بين فعاليتهاي هسته‌اي يك كشور و حمايت آن از گروههاي تروريستي يا عملكرد آن در مورد حقوق بشر وجود دارد سؤالي است كه بايد از مدعيان غربي پرسيد.
به هر حال كاخ سفيد اميدوار است قبل از انتخابات رياست جمهوري نوامبر 2008 برخي مسائل عمده حل ناشده خود را در عرصه سياست خارجي به ‌سرانجام رساند كه در اين ميان مورد كره شمالي پس از حوزه خاورميانه (با تاكيد بر فلسطين، عراق و ايران) از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.
واشنگتن براي مقابله با معضلات سياست خارجي خود حتي حاضر شده است امتيازاتي را به روسيه دهد چنانكه دربيست‌ويكمين اجلاس مشترك سران اتحاديه اروپا و روسيه و اولين آن با حضور‌ ميدويديف رئيس جمهوري اين كشور كه از روز گذشته‌ با محوريت‌ موضوع‌"توافقنامه اصولي همكاري راهبردي" ميان دو طرف آغاز شده است، هم‌پيمانان‌ آمريكا از مخالفتهاي خود با مسكو در مناقشات منطقه‌اي بويژه موضوع آبخازي و اوستيا جنوبي در خاك گرجستان، كاسته‌اند و در نشست غير رسمي شب گذشته سران اروپا وعده اعطاي امتيازاتي را در مقابل امضاي توافق‌نامه مشاركت راهبردي كه جايگزين توافقنامه همكاري سال 1997 خواهد شد، به رئيس جمهور روسيه داده‌اند.
در اجلاس سران گروه 8 نيز كه پيش بيني شده است ماه‌ آينده‌ ميلادي (از 17تيرماه) در هوكايدوي ژاپن برگزار شود، بحث تشويق كشورهاي در حال توسعه به استفاده از فن‌آوريهاي نوين هسته‌اي -كه در كاهش روند گرماي كره‌زمين و آلودگي‌هاي زيست محيطي بسيار مؤثر ‌است - با همكاري كشورهاي صنعتي از محورهاي اصلي اجلاس اعلام شده است، با اين حال انگيزه‌هاي منفعت جويانه و رويكردهاي دوگانه سران جي‌8 همواره باعث شده ‌كشورهاي جنوب از سويي و كارگران و جنبشهاي مردمي شمال از سوي ديگر به‌مخالفت با آنها بپردازند چنانكه روز گذشته بسياري از مردم ژاپن با تظاهرات در محل برگزاري اجلاس مخالفت خود را با تصميمات گروه 8 در سطح جهاني ابراز داشتند همانگونه كه در نشستهاي قبلي اين گروه نيز چنين تجمعات و اعتراضاتي برگزار شد.

تأملي‌ بر سياست خارجي دولت نهم

                                             تأملي‌ بر سياست خارجي دولت نهم

      فرا رسيدن سوم تيرماه فرصتي است تا عملكرد دولت فعلي را طي سه سال گذشته در حوزه هاي مختلف مورد ارزيابي قراردهيم . در بعد سياست خارجي اين دولت مورد هجمه هاي مختلفي از سوي مخالفان و برخي منتقدان قرارگرفته مبني براينكه رويكردها و مواضع جنجال‌برانگيز آن موقعيت جمهوري اسلامي را در عرصه جهاني به‌خطر انداخته است و بعضاً به صدور قطعنامه هاي ضد ايراني1696 ، 1737 و1747شوراي امنيت دراين‌ رابطه اشاره مي شود كه ‌به تشديد ‌برخي تحريمهاي جمهوري اسلامي درسطح جهاني منجرشده است.درمقابل مقامات دولتي تاكيد دارند كه دستگاه ديپلماسي طي اين سالها ايران را از موضع انفعالي خارج  و در جايگاهي تهاجمي قرار داده وبيش از هر مقطع ديگري بر اعتبار ايرانيان افزوده است.* اما قبل از قضاوت درخصوص عملكرد دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي جمهوري اسلامي در مقطع مورد بحث شايسته است دومقدمه ذيل مورد توجه قرار گيرد.

1. ثبات اصول و آرمانهاي نظام در عرصه سياست خارجي؛

   درجمهوري اسلامي ايران مانندهرنظام معتبر ديگري مجموعه اي ازاصول،اهداف و آرمانهاي مدون وجود دارد كه با تغيير دولتها دستخوش دگرگوني نمي شوند وبرعمده‌آنها در قانون اساسي كشور تصريح شده است ، ازجمله مي‌توان به استكبارستيزي و قاعده نفي سبيل در مقابل بيگانگان، حمايت ازمستضعفان جهان و نهضتهاي آزاديبخش و تلاش در راستاي وحدت جهان اسلام اشاره كرد چنانكه در اصل يازدهم قانون اساسي  آمده است: «به حكم آيه كريمه إن هذه أمتـّكم أمّة واحدة وأنا ربّكم فآعبدون (انبياء – 92)همه مسلمانان يك امت‌اند و دولت جمهوري اسلامي ايران موظّف است سياست كلّي خود را بر پايه  ائتلاف و اتّحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش پيگير به عمل آوردتا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد.»

ملاحظه مي كنيم كه همه رؤساي جمهور و دولتهاي جمهوري اسلامي كه در مراحل مختلف بر تعهد خود به نظام و قانون اساسي سوگندياد مي كنند مي بايست از اين اصول تبعيت نمايند و در صورت انحراف ،حسب تشخيص نمايندگان ملت و ولايت فقيه با رأي به عدم كفايت آنها مسئوليت خودرا ترك کنند.

 

2. تغيير روشها حسب تحولات داخلي و بين ا لمللي؛

   طي حدود سه دهه‌اي كه ازوقوع انقلاب‌اسلامي در ايران مي گذرد سياست خارجي كشور با نوسانات مهمي همراه بوده است بگونه‌اي كه برخي از كارشناسان روابط بين الملل باتوجه به نظريات موجود در اين حوزه معتقدند رويكرد غالب سياست خارجي ايران در دهه نخست-پس از دولت موقت- نوعي آرمانگرايي(Idealism) بسط‌محور بوده كه بر اساس آن مسئولان نظام با تصريح ديدگاههاي خود در خصوص بطلان مناسبات حاكم بر نظام بين الملل و لزوم سرنگوني حكومتهاي استبدادي و استعماري با روشهاي سخت افزاري درصدد ايجاد دگرگوني در روابط موجود بر آمده‌اند، اما با پايان جنگ تحميلي و فروپاشي نظام دوقطبي در جهان طي دهه دوم ‌وتاحدودي دهه سوم انقلاب دولتمردان جديد ايران با نوعي مصلحت سنجي به سطحي از واقع‌گرايي(Realism )حفظ محور گرايش يافتند و کوشيدند با به رسميت شناختن نهادها و سازمانهاي بين المللي با کاستن‌ازتنشهاي بيروني بيشتر بررشد و توسعه دروني متمرکز شوند ، حتي ايده"گفت‌وگوي‌تمدنها" که در مقابل نظريه "برخورد تمدنها"ي(Clash of Civilizations) هانتينگتون از سوي رئيس جمهور در دولت هفتم مطرح شد در اين چارچوب ارزيابي مي شود.

   اما قدرتهاي استکباري که مباني ديني و عدالت محور نظام جمهوري اسلامي و آرمانهاي جهاني آنرا در تضاد با مقاصد سلطه‌جويانه خود براي حکومت بر جهان ارزيابي مي کردند از پيشرفتهاي داخلي ايران بويژه در عرصه‌هايي چون فن‌آوري هسته‌اي احساس خطر کرده و با وجود تلاش دولت ‌وقت‌ براي نشان‌دادن حسن نيت و حتي تعليق فعاليتهاي مربوط به توليد سوخت هسته‌اي _ باوجود مخالفت بسياري ازکارشناسان کشور_ مدام برمطالبات استعماري‌ خودمي‌افزودند بگونه‌ايکه ملت‌ايران‌ از روند موجود آزرده شد و بي ترديد رأي او به گردش نخبگان در دوره‌نهم‌ انتخابات رياست‌جمهوري تا حد زيادي متأثر از رويه پيشين درحوزه مناسبات بين المللي سياستمداران بود.

   در دولت نهم دستگاه ديپلماسي باوجود انتقادات ديرينه‌اي که‌درخصوص نحوه شناسايي و انتصاب ديپلماتها و ضعف عملکرد آنها در نمايندگيهاي خارج از کشور وجود داشته  تاکنون تحول و تحرک چنداني نداشته است لکن ابتکار عملهاي شخص رئيس جمهور و برخي نزديکان وي از جمله درموضوع‌ نامه‌ به سران‌غرب وپاپ، پرسش در مورد هولوکاست،گفت‌وگوي مستقيم با دانشجويان واقشارمختلف مردم درکشورهاي غربي‌و گسترش مناسبات با کشورهاي عضو جبهه ضد استکباري همچون ونزوئلا، بوليوي ونيکاراگوئه از اقدامات معتنابه اين دولت در عرصه سياست خارجي بوده است.  مذاکرات ايران و آمريکا در بغداد نيز از تابوشکني هاي دولت نهم در اين زمينه است که متأسفانه با وجود هزينه بالاي آن براي نظام دستاورد شاياني نداشته‌است.

   نهايت اينکه فشارهاي وارد بر جمهوري اسلامي بيش از‌آنکه ناشي از سياستهاي ماجراجويانه دولت در مناسبات خارجي باشد متأثر از رويکردهاي سلطه جويانه قدرتهاي جهاني‌است که نظام وبويژه ملت ايران حاضر به تسليم شدن در مقابل خواسته‌هاي نامشروع آنها نيست ، با اين حال دولتمردان کشور لازم است بادرک پيچيدگيها و حساسيتهاي سياست خارجي در موضعگيري‌هاي خود از شعارهاي پرهزينه و کم اثرحتي‌المقدور پرهيز‌نموده و بيش از"سخن" براي پيشبرد اهداف عالي نظام از طريق بسيج منابع و استعدادهاي داخلي و خارجي"عمل"‌نمايند. براي مثال درست است که"مديريت جهان" دربلند مدت از اهداف نظام اسلامي است اما تا نزديک شدن به‌‌آن مقطع مي بايست الگوي مناسب و قابل دفاعي از مديريت بهينه در داخل کشور به جهانيان ارائه دهيم و در اولويت بندي راهبردها و برنامه ريزي در عرصه سياست خارجي اين مهم را بيش از پيش مورد توجه قرار دهيم. 

 

 

 

جايگاه اخلا‌ق در سياست ما


   

جايگاه اخلا‌ق در سياست ما

«تلكَ الدَّار الآخرَهِ نَجعَلهَا للَّذينَ لَا يريدونَ علوًّا في الأَرض وَلَا فَسَادًا وَالعَاقبَهِ للمتَّقينَ » ‌( قصص-3 )

    آن سراي آخرت را براي كساني قرار مي‌دهيم كه در زمين خواستار برتري و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است ‌ 
از معضلا‌ت عرصه سياست نوين كه متأسفانه برخلا‌ف دستورهاي صريح قرآن در كشور ما نيز تاحدي رواج دارد دوري سياست و سياستمدارا ن از آموزه هاي اخلا‌قي است .حال آنكه سياست از زمان حضرت آدم و در ميان انديشمندان باستان همچون ارسطو و افلا‌طون با اخلا‌ق گره خورده است و تنها از زمان ماكياول بود كه از آن جدا دانسته شد.
با اين حال بايد اذعان كرد كه برغم جدايي دين از سياست در دنياي غرب برخي  مكانيسمها وآموزه هاي  سياسي همچون شفافيت‌ وتكثر رسانه ها و تاثير افكار عمومي كه خود نوعاً متأثر از فطرت الهي انسانهاست مانع از فساد و خيانت گسترده در ميان دولتمردان و قانونگذاران آن ديار مي شود .اما در كشورهاي اسلا‌مي مهمترين عامل كنترل رفتار سياستمداران  اعتقادات ديني آنهاست كه هرچند زيباييهاي وصف ناپذيري را در رفتار آنها پديد مي آورد لكن چنانچه در مواردي اينگونه باورها وجود نداشته يا ناديده گرفته شود تصوير مشمئزكننده اي از متدين نماها به دنبال خواهد داشت.
متأسفانه در طول سالهاي انقلا‌ب اسلا‌مي نيز با وجود سلا‌مت سران عاليرتبه نظام و تاكيد آنها  بر رعايت موازين شرعي و اخلا‌قي در ميان مديران و مسئولا‌ن مياني شاهد رفتارهاي ضد اخلا‌قي آنها با مخالفان و بعضاً منتقدان بوده ايم كه دلزدگي بسياري از مردم را بوجود آورده است .رواج دروغ ،غيبت، تهمت‌و تخريب  رقبا به بهانه هاي واهي وگاهي سوء استفاده از مقدسات و باورهاي مذهبي پديده نامباركي است كه نظام گرانبار جمهوري اسلا‌مي را مغشوش مي‌كند و و از دامنه دوستان آن‌كاسته و بر تعداد دشمنانش مي افزايد .
‌  اما ازمهمترين نتايج فقدان اخلا‌ق در سياست صدر نشيني كم مايگان و به حاشيه راندن شايسته گان است كه چنانچه با حضور پررنگ بزرگان برطرف نشود آسيب‌هاي جبران ناپذيري را خصوصاً در نظام ديني ما به دنبال خواهد داشت.
فعالا‌ن سياسي مي بايست اسوه اخلا‌ق باشند و اين مهم جز با تواضع، شفقت ومهرورزي با خلق الله بويژه اقشار مستضعف، ساده زيستي و آنچه در متون اخلا‌قي اسلا‌م آمده است ميسر نمي باشد. ‌ 
   ‌

به چه كسي رأي بدهيم؟   

به چه كسي رأي بدهيم؟   


«و به ياد آوريد هنگامى را كه شما در زمين گروهى اندك و مستضعف بوديد مى ترسيديد مردم شما را بربايند پس [خدا] به شما پناه داد و شما را به يارى خود نيرومند گردانيد و از چيزهاى پاك به شما روزى داد باشد كه سپاسگزارى كنيد * اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد به خدا و پيامبر او خيانت مكنيدو[نيز] در امانتهاى خود خيانت نورزيد درحاليكه خود مى‏دانيد » (سوره‌ انفال -آيات 26و27)
كمتر از پنج‌روزتا برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي و انتخابات ميان دوره اي  مجلس خبرگان باقي مانده است و با آغاز مهلت قانوني تبليغات نامزدها ، شور و نشاط خاصي براي معرفي افراد اصلح در سراسر كشور ايجاد شده است . رهبر معظم انقلاب كه همواره در مقاطع حساس  رهنمودهاي ارزشمندي را به ملت  ايران ارائه مي كنند در سخنان  اخيرشان كه در جمع مردم  آذربايجان (به مناسبت 29 بهمن سالروز قيام تبريز)ايراد شد ضمن تاكيد بر اهميت حضور آحاد مردم در پاي صندوقهاي رأي در قسمتي از بيانات خود فرمودند « به كى‏ رأى بدهند؟ شاخص اين است كه شعارهاى انقلاب بايستى به وسيله‏ مسئولين و منتخبين ما روز به روز زنده‏تر شود،اين شاخص است. ربطى به جناح‏بنديها ندارد، ربطى به اسمها ندارد. علاج دردهاى اين ملت و وسيله‏ رسيدن به آرمانهاى اين ملت، شعارهاى انقلاب است» ايشان همچنين عمل به شعارهاي انقلاب را مورد تاكيد مجدد قرار دادند . شعارهاي انقلاب براي مردم ما ناآشنا نمي باشند با اين حال در اين مجال كوتاه مروري مي كنيم بر سه شعار محوري كه در سالهاي انقلاب  در رأس مطالبات ملت بزرگ ايران قرار داشته اند؛
1.استقلال؛ بي ترديد يكي از عوامل مهم شكست مجلس ششم و ادبار مردم به جريان غالب اين دوره در انتخابات دوره هفتم عملكرد ضعيف آن در پرونده هسته اي ومؤافقت با تعليق فعاليتهاي هسته‌اي  و اجراي پروتكل الحاقي معاهده NPTتحت  فشارهاي بين المللي بود چه اينكه ايرانيان كه طعم تلخ سيطره بيگانگان بر نظام تصميم گيري  كشور را طي دوران ستمشاهي چشيده و براي حفظ استقلال 8 سال مجاهدت نموده و با نثار خون خود از آن دفاع كرده اند به هيچ وجه حاضر نيستند  خدشه اي به اين موهبت بزرگ الهي وارد شود ،چنانكه نمايندگان ملت در مجلس‌هفتم قاطعانه در مقابل زياده خواهي هاي غرب مقاومت كردند،نامزدها و نمايندگان مجلس هشتم نيز لازم است با درك صحيح  حساسيت اين اصل از هرگونه حمايت و نزديكي به بيگانگان پرهيز نمايند.
2.آزادي؛ از اصول مهم و بنيادين قانون اساسي كه برگرفته از مباني دين مبين اسلام است «آزادي» است كه به حق بايد گفت با وجود برخي افراط و تفريط ها و مشكلات مجلس ششم عملكرد مثبتي در دفاع ازاين اصل مهم دركارنامه خود دارد .تعدي به حريم خصوصي افراد، سركوب منتقدان و حتي مخالفان ماداميكه به خشونت متوسل نشده اند به هيچ روي با سيره نبوي و الگوي حكومت علوي سازگار نيست و نمايندگان مي بايست با تمام وجود از ‌اين حق محوري مردم  در حوزه هاي مختلف دفاع كنند.
4.جمهوري اسلامي ؛ مراد از اين شعار كه با هدايت بنيانگذار كبير نظام مطرح شده است در واقع حاكميت مردم بر مردم براساس مباني اسلامي است و همين مباني آنرا از  ليبرال  دموكراسي‌غرب متمايزمي سازد .در جمهوري اسلامي بنا براين است كه  فرصتهاي برابر براي رشد و تعالي همه افراد فراهم شود و آحاد ملت  به تناسب استعدادها و توانمنديهايشان در اداره امور كشور براي ارتقاي مادي و معنوي امت مشاركت داشته باشند با اين حال بايد اذعان نمود كه ما با تحقق كامل چنين نظامي  فاصله اي چشمگير داريم و از وظايف مهم نمايندگان مجلس هشتم تلاش در راستاي عينيت يافتن اصل عدالت است كه ستون محوري نظام جمهوري اسلامي است .
 

 وظيفه ناتمام                                                        

                                           وظيفه ناتمام 

                                                       

«إن الله يأمركم ان تودوا الامانات الى أهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ان الله نعما يعظكم به ان الله كان سميعا بصيرا.» ( نساء، 58)

 

  كمترازدوهفته تا انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي باقي مانده و ارزيابي عملكرد مجالس گذشته و ترسيم چشم انداز مجلس جديد بيش از پيش مورد توجه رسانه ها و كارشناسان مسائل سياسي كشور قرار گرفته است ، با اين حال از برخي وظايف بر زمين مانده مجلس كه انتظار مي رود  نمايندگان آتي با جديت بيشتري آنها را دنبال نمايند كمتر سخني به ميان مي آيد.

   در اين ميان مسأله  وزارت نفت و در آمد كشور از محل فروش نفت از اهميت ويژه‌اي برخوردار است ؛ درحاليكه حسب  ارزيابي كارشناسان در آمد نفتي جمهوري اسلامي تنها در سال 86 به حدود 70 ميليارد دلار يعني بيش از دو برابر بودجه پيش بيني شده مي رسد ، برغم تاكيد قانون اساسي مبني بر لزوم واريز در آمدهاي نفتي به خزانه‌و الزام برنامه‌چهارم توسعه كشور در خصوص تدوين  اساسنامه شركت  ملي نفت ، با وجود هزينه هاي سرسام آور وزارت نفت براي تحقيقات نه چندان ضروري تاكنون چنين اساسنامه ‌اي به مجلس ارائه نشده و با مسامحه دولتها نظارت نمايندگان ملت بردرآمدهاي نفتي و تبيين راهكارهاي مدون جهت بهره‌برداري بهينه از آنها از ساز وكار مشخص ومناسبي‌برخوردار نمي باشد. موضوعيكه مجلس‌هشتم مي‌بايست با جديت آنرا دنبال نمايد.

اساساً در كنار تدوين قوانين مسأله نظارت براجراي قوانين وشناسايي ومعرفي متخلفين‌به مراجع ذيربط از وظايف بنيادين قوه مقننه  است كه متأسفانه حتي مجلس هفتم با وجود راه اندازي نهضت تحقيق و تفحص‌درابتداي‌كار خود (درمورد پرونده‌هاي دانشگاه‌آزاد، قوه‌قضائيه،صداوسيماو...)هيچگاه نتوانست چنانكه انتظار مي رفت اين مهم را به سرانجام رساند .

  تأسيس مركز پژوهشهابه‌منظورمطالعه و ارزيابي طرحها و لوايح توسط كارشناسان و تقويت جنبه علمي مصوبات با وجود كاستيهايي كه تاكنون وجود داشته از اقدامات بسيار ارزشمندي بود كه مجلس چهارم بدان مبادرت ورزيد ومي بايست به عنوان بازوي كارشناسي مجلس درآينده بيش ازپيش تقويت شود .اما در كنار آن ايجاد سازو كاري جديد و يا اصلاح ساختار و تقويت ديوان محاسبات بعنوان بازوي نظارتي مجلس از اهميتي مضاعف برخوردار است كه انتظارمي رود مجلس هشتم بدان اهتمام نمايدو اين موضوع محقق نمي شود مگر اينكه ملت با حضورآگاهانه خود در انتخابات نمايندگاني متعهد وكارآمد تراز گذشته را راهي« بهارستان» نمايند تا ضمن مهار تهديدهاي خارجي از فرصتهاي موجود به نحو احسن استفاده نمايند.

تبليغات به جاي كارآمدي        

      تبليغات به جاي كارآمدي       

                                       

           «قُل كُلٌ يَعْمَل عَلي‌ شاكِلَتِه فَرَبّكُم  أَعْلَمُ بِمَن هُوأَهْدَي ‌سَبِيلاً» (أسراء-84)

 

   در ايران اسلامي ما همچون بسياري از كشورهاي توسعه نيافته با نزديك شدن به ايام انتخابات كثيري از  احزاب و گروههاي سياسي شكل مي گيرند و با تبليغات گسترده سعي در كسب كرسيهاي قدرت مي كنند،  پس ‌از انتخابات نيز اعضا مشغول امور پراكنده خود مي شوند و چنانچه عمري باقي بماند در انتخابات بعدي همان افراد با تركيب  و عنواني  متفاوت باز گرد هم مي آيند و هم انديشي مي كنند كه حال چه بايد گفت تا مردم بپسندند و رأي دهند و...

حال‌آنكه دربلاد‌ راقيه ‌احزاب‌وتشكلهاي‌سياسي‌،كه‌معمولاً با حق عضويت اعضاء و حمايت‌قانونمند حكومت- معمولاً به تناسب ميزان هواداران ازميان مردم كه با مكانيسمهاي تعريف‌شده اي ازجمله در جريان هر دوره از انتخابات اين ميزان تعيين مي شود- و نه با سوء استفاده ازاموال عمومي ، فعاليت مي كنند از كار ويژه‌هاي خاص و متنوعي در راستاي اعتلاي نظام سياسي كشور و ارائه خدمات مطلوب تر‌به‌جامعه برخوردارند.

   در اين ميان تشكيل كارگروهها و كميته هاي تخصصي براي شناسايي مسائل و مشكلات جامعه، نظارت و ارزيابي عملكرد‌بخشهاي مختلف دولت و كميسيونها و نمايندگان مجالس و ارائه گزارشهاي كارشناسانه دوره اي با عنوان آن حزب يا گروه به همراه ارائه راهكارها از اهميت خاصي برخوردار است .

  در آستانه هر دوره از انتخابات نيز همين احزاب و گروهها مي بايست نتايج مطالعات و اقدامات خودرا به مردم ارائه نموده و چشم انداز مطلوب آينده (به تناسب محدوده زماني كه براي آن رقابت مي كنند) و راهكارهاي مورد نظرشان را براي حل مشكلات موجود و رسيدن به وضعيت مطلوب به مردم عرضه مي كنند و نهايت اينكه اشخاص و چهره هاي مورد نظرشان رابراي تصدي مسئوليتها درحوزه هاي مختلف به مردم معرفي كرده و براي آنها در كنار برنامه ها تبليغ مي كنند . البته ايرادات جدي نيز به رويه هاي موجود وارد است كه از جمله آنها عدم رعايت اخلاق و بعضاً تخريب نامزد‌هاي‌رقيب ويا سوء استفاده ازگرايشات سطحي توده هاي مردم مي باشد (همچون‌سوء استفاده از چهره‌هاي هنري و ورزشي) كه طبعاً در يك نظام اسلامي بايد از آنها پرهيزشود.

   مهمتر از همه اينكه احزاب با شناسايي و تربيت نيروهاي مستعد براي نظام رسمي كشور كادر سازي مي‌كنند و مي توانند افراد فرهيخنه و كارآزموده را براي نمايندگي مجلس ويا پستهاي عمده دولتي درمواقع لازم معرفي كنند . مع‌الوصف متأسفانه دركشورما كمتر شاهد دغدغه هاي سياسيون براي پرداختن به اين نيازهاي اساسي جامعه هستيم و عمدتاٌ كسب قدرت مطمح نظر است هرچند اين مسأله را نمي توان براي تمام اشخاص و گروههاي سياسي تعميم داد . تشريح اين مسأله و ارائه راهكارها مجالي مبسوط مي طلبد كه از عهده اين نوشتار خارج است.

 

هفته گذشته در يك نگاه (37)      

                            

                                 هفته گذشته در يك نگاه (37)

   

«الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ»(توبه – 20)

   «كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‏اند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اينان همان رستگارانند »

   شهادت پاسدار رشيد جهان اسلام «عماد مغنيه» كه كارنامه درخشاني در مبارزه با متجاوزان به حريم مسلمين داشت، اگر چه در ظاهر بمنزله از دست دادن  فرمانده‌اي توانا در سپاه اسلام مي باشد اما همچون ديگر شهداي تاريخ اسلام  با خون خود شوري دوباره در ميان رزمندگان جبهه اسلام آفريد و  پيام مقام معظم رهبري و سخنان پر صلابت سيد حسن نصرالله و بويژه اظهارات شجاعانه مادر شهيد مغنيه موجي از خشم و وحشت را در ميان صهيونيستها پديد آورده و آنها را در دستيابي به اهداف شومشان ناكام گذاشت  مع الوصف چنانكه دبير كل حزب الله اظهار نمود ازاين پس نيروهاي مقاومت مجاز خواهند بود تا در هر نقطه از جهان به اقدامات تلافي جويانه مبادرت ورزند.

 حضور خيره كننده مردم در راهپيمايي 22 بهمن‌به مناسبت سالروز پيروزي انقلاب اسلامي از ديگر ر خدادهاي مهم هفته گذشته بود كه رسانه هاي بيگانه را به تناقض گويي هاي جالبي واداشت در اين ميان مسئوليت مقامات كشور در پاسخگويي به وفاداري ملت بزرگ ايران كه به‌رغم مجموعه اي از مشكلات خصوصاً در زمينه هاي اقتصادي هيچگاه آنها را در مقابل دشمنان وحشي كشور تنها نگذارده اند مضاعف مي نمايد.

اما پس از كش و قوسهاي فراوان نهايتاً روز چهارشنبه با حضور رئيس جمهور در مجلس شوراي اسلامي نمايندگان به كليات لايحه بودجه 87 كشور رأي مثبت دادند  و تجربه اي جديد براي كشورمان در اين حوزه رقم خورد كه اميد است دولتمردان با استفاده از اعتماد مجلس عملكرد قابل دفاعي را در سال آينده ارائه داده و نمايندگان نيز با بكارگيري شيوه هاي نوين نقش نظارتي خود را قوي تر از گذشته دنبال كنند چه اينكه حذف تبصره ها بهانه قابل قبولي براي غفلت از اين وظيفه قانوني نخواهد بود.

 دراين هفته در نشست غير رسمي شوراي امنيت سازمان ملل پيرامون پرونده هسته‌اي كشورمان بحث شد كه اعضاي غيردائم اين شورا بويژه آفريقاي جنوبي، ليبي‌و اندونزي با صدور هرگونه قطعنامه جديد قبل از ارائه گزارش نهايي آژانس بين المللي انرژي اتمي مخالفت كردند و در اين ميان البرادعي  در ديداري كه هفته گذشته با ساركوزي انجام داد خواسته هاي وي را مطابق با واقعيات موجود ندانسته و بر همكاري‌هاي سازنده ايران تاكيد كرد ، انتظار مي رود دست اندركاران سياست خارجي كشورمان با توجه به گزافه گويي هاي فزاينده عوامل موساد در دولت فرانسه به طور جدي در مناسبات اقتصادي با اين كشور بحران خيز تجديد نظر كنند.

 در هفته اي كه گذشت اجلاس امنيتي مونيخ با حضور كمرنگ وزراي دفاع از سراسر جهان برگزار شد كه در آن ضمن بحث مشكلات ناتو در افغانستان آنچه بيش ازهمه جلب توجه مي‌كرد تقابل روسيه و آمريكا بود كه با تاكيد بر موضوع سپر موشكي ادامه يافت  ضمن اينكه در اين هفته مسكو در خصوص عضويت كيف در پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) به مقامات اوكراين شديداً هشدار داد.

   تكرارانتشاركاريكاتورهاي موهن بر ضد مقدسات اسلامي در دانمارك بار ديگر خشم و انزجار مسلمانان را برانگيخت و با توجه به اينكه در ابام سالگشت پبام تاريخي حضرت امام (ره) در خصوص لزوم اعدام سلمان رشدي مرتد و منتشر كنندگان اهانات اوبه سر مي بريم به نظرمي رسد تعميم اين حكم درمورد توهين كنندگان به ساحت پيامبرعظيم الشأن اسلام در دانمارك خارج از ضوابط شرعي وبلكه وظايف ديني نباشد. 

   نهايت اينكه در اين هفته آزمايش بالگردهاي شبيه ساز كبري، 206 و 209 در هوانيروز در پي  بهره برداري از موشكهاي ماهواره‌برِ وزارت دفاع و معرفي دستاوردهاي جديد « رويان » در عرصه پزشكي نويدگر پيشرفتهاي مضاعف ايران در حوزه علم و فن آوري بود كه اميدواريم با بهره مندي از ظرفيتهاي بالاي  كشور هر روز شاهد مؤفقيتهاي بيشتر در اين عرصه باشيم.

 

 

پارا دوكس اصل آزادي و رد صلاحيتها    

                   «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا ...» (حجرات‌-۱۲)

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‏اى از گمانها گناه است و جاسوسى مكنيد و بعضى از شما غيبت بعضى نكند ... »

    بي ترديديكي ازاركان اصلي انقلاب شكوهمند اسلامي كه اين روزها سالگشت پيروزي آنرا گرامي مي داريم اصل بنيادين آزادي است كه ازمنظر اسلامي به منزله رهايي از قيد بندگي غير خدا  مي باشد و براي محدوديتهاي الهي نيز  مباني روشني در منابع اصيل ديني تبيين شده كه كمتر امكان سوء استفاده از آن وجود دارد چنانچه تعدي جريان موسوم به اصلاح طلبي از اين حدود در جريانات پس از دوم خرداد از چشم نخبگان وآحاد جامعه پوشيده نماند.

  از مهمترين دغدغه هاي ملت ما پيش از انقلاب ، غلبه نظام استبدادي در كشور بود و مجلس ما بيش از آنكه محملي براي حضور نخبگان جامعه و نظارت فعال آنها بر عملكرد دولت و به نقد كشيدن و اعتراض به خطاهاي اجرايي باشد به مكاني براي چاپلوسان منسوب رژيم تبديل شده بود كه عمده وقت گرانبهاي مجلس را صرف خود شيريني و تملق گويي درباره شاه و مقامات دربار مي كردند و بديهي است كه با اين شيوه مشكلات عديده كشور اعم از مسائل  اقتصادي ، فرهنگي و.. با شيوه هاي مسالمت آميزحل نمي شد ونهايتاً شد آنچه بايد مي شد .

اما پس از انقلاب بنيانگذار كبير نظام به كرات شهيد بزرگوار مدرس را به عنوان الگويي براي نمايندگان مطرح ساختندكه بيش وپيش ازهرچيزبه‌منافع ملت بر اساس اصول اسلامي توجه مي كرد و از هيچ مقام حكومتي ترس به خود راه نمي داد و نهايتاٌ نيز عمر گرانمايه خود را با شهادت در راه آرمانهايش به‌پايان رساند‌ودر تاريخ جاودانه ماند. مع الوصف نگاهي گذرا به كارنامه نمايندگان مجلس شوراي ملي و مجلس شوراي اسلامي پس از انقلاب حاكي از آن است كه در مقام عمل فاصله زيادي ميان بسياري از آنها با الگوي مطلوب نظام اسلامي بوده است و متأسفانه گاهي مطامع شخصي و بعضاً گروهي ونه بررسي و ارائه راهكار براي حل مشكلات جامعه وقت عمده اي ازفرصت گرانبهاي  مجلس را مصروف خود ساخته است.

آنچه نگارنده را به نگارش اين يادداشت واداشت برخي تنگ نظريها در جريان بررسي صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي مجلس هشتم در هيأتهاي اجرايي بوده است كه حتي واكنش برخي بزرگان عالي رتبه همچون آيت الله مكارم شيرازي و نزديكان امام(ره) و شهيد مطهري‌را نيز برانگيخت بويژه اينكه‌نوع دلايلي كه‌درمورد برخي ردصلاحيتها ارائه شده اين شائبه راپديد مي آورد كه خداي ناخواسته برخي از عوامل نفوذي خصم با هدف دشمن سازي براي ولايت فقيه به اينگونه اقدامات مبادرت مي ورزند چه اينكه با استناد به برخي موهومات ذهني و انتقادات طبيعي كه با سلايقي خاص همخواني ندارد نمي توان افرادي را كه خود التزامشان را به مباني   نظام اسلامي تصريح مي كنند با بهانه هاي واهي رد صلاحيت كرد هرچند به نظر مي رسد بيش از آنكه تعمدي دركار باشد كم تجربگي و سادگي برخي دست اندركاران باعث رويدادهايي شده كه در شأن نظام مردم سالاري ديني در جمهوري اسلامي نيست و انتظار مي رود هيأت هاي نظارت شوراي محترم نگهبان كه از سابقه و درايت بيشتري در اين امور برخوردارند نسبت به رفع برخي نواقص  اقدام نمايند. بديهي است كه نبايد زحمات ارزشمند غالب اعضاي هيأتهاي اجرايي را در اين ميان ناديده گرفت.

تغيير تاكتيك يا استراتژي   

 

تغيير تاكتيك يا استراتژي

 

   فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُمْ ﴿محمد-35

پس سستى نورزيد و [كافران را] به آشتى مخوانيد كه شما برتريد و خدا با شماست و از [ارزش] كارهايتان هرگز نخواهد كاست (35)  

      ايام خجسته دهه‌فجر فرصت مناسبي است تا انديشمندان ، اصحاب رسانه ها و دلسوزان نظام اسلامي‌مروري داشته باشتد براهداف‌وآرماهاي اتقلاب اسلامي، مسيري‌كه در‌راستاي پيگيري اين اهداف طي شده و موانع و معضلات موجود در اين عرصه و به همين بهانه‌ ما نيز لازم دانستيم نكاتي را در اين مجال كوتاه متذكر شويم .

   تحولاتي‌كه‌طي‌سالهاي‌اخيردرسياستهاي جمهوري‌اسلامي‌پديد‌آمده است‌باعث‌شده‌تاعده‌اي بويژه در‌رسانه‌هاي‌بيگانه ازپايان انقلاب‌وباقي‌ماندن پوسته اي ظاهري سخن‌ بگويند چنانكه حركت جمهوري ‌اسلامي در مسير خصوصي سازي باعنوان سياستهاي كلي اصل 44 يا برقراري روابط دوستانه‌ با مصر و كشورهاي حاشيه خليج فارس و مذاكرات ايران و آمريكا در بغداد رانشانه اي از اين تحول ارزيابي  مي كنند.

   اما آنچه براي اين جماعت قابل درك و پذيرش نيست تفاوتي است كه ميان آرمان و راهبردهاي جمهوري اسلامي و روشها و سياستهاي اجرايي نظام وجود دارد، بي ترديد اهداف عالي انقلاب اسلامي كه در قانون اساسي و صحيفه نور تصريح شده اند و همواره مورد تاكيد رهبر معظم انقلاب اسلامي قرار مي‌گيرد از اصول تعيير ناپذير نظام هستند كه مي بايست در سند چشم انداز، برنامه هاي  توسعه و بودجه هاي ساليانه مورد توجه ويژه مسئولان مربوطه ، رسانه‌ها و آحاد جامعه  قرار گيرد.‌مع‌الوصف‌پيشبرد‌اين‌آرمانها درهرمقطعي مستلزم شناسايي دقيق شرايط داخلي و بين المللي در حوزه هالي مختلف سياسي، اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي مي باشد وتصميم گيري در خصوص  روشهاي دستيابي به آرمانها بالتبع‌متأثر ازاين شرايط است.ونهادهاي‌تصميم‌گيرنده‌كه متولي تشخيص اين شرايط و تصميم‌گيري در خصوص تاكتيكهاي نظام مي باشند نيز كاملاً در قانون اساسي مشخص شده است چنانكه  مرجع‌نهايي تشخيص مصلحت نظام‌مقام رهبري است و مجمع تشخيص مصلحت بعنوان  ابزاري در اختيار ايشان مي باشد.

در اين مبان نخبگان غير حكومتي لازم است بويژه از طريق رسانه ها با ارائه راهكارهاي مناسب ارزيابي خودراازروندپيشبردآرمانهاي‌نظام‌وانحرافات احنمالي به مسئولان تذكر دهند و با بهره مندي از فرصت آزادي‌كه از اولين و اساسي ترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي براي ملت بزرگ ايران بوده است همزمان با جهت دهي به سياستها و تصميمات حكومتي نسبت به تنوير افكار عمومي و معرفي متخلفان در عرصه هاي مختلف‌فرهنگي، اقتصادي و ... مبادرت ورزند. در اين رابطه بيشتر سخن خواهيم گفت .

 

تاكيدي بر ضرورت تشكيل‌ارتش اسلامي

تاكيدي بر ضرورت تشكيل‌ارتش اسلامي

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ»(توبه‌-123)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد با كافرانى كه مجاور شما هستند كارزار كنيد و آنان بايد در شما خشونت بيابند و بدانيد كه خدا با تقواپيشگان است

ادبيات حاكم بر متون موجود در حوزه روابط بين‌الملل كه عمدتا توليد انديشمندان غرب بوده و بر مراكز دانشگاهي و دانش‌آموختگان كشور ما نيز غلبه يافته است گاهي مانع از آن است كه نخبگان سياسي كشورمان رهنمودهاي اسلامي را در اين حوزه مورد بررسي و اجرا قرار دهند.

درمتون اسلامي اساسا مرزبنديهاي جعلي تحت عنوان دولت ملت‌ها (Nation-states) پذيرفته نيست و مسلمانان و بويژه حكام نسبت به سرنوشت همه مسلمانان در هر نقطه ازجهان مسئوليت دارند.

چنانكه جهاد دفاعي براي مبارزه با متجاوزان به اراضي و ناموس مسلمين بر زن و مرد و پير و جوان واجب است و حتي نيازي به اذن حاكم شرع نيز نمي‌باشد اما تصميم‌گيري در خصوص جهاد ابتدايي براي از بين بردن كفار و رهايي مستضعفين برعهده حاكم اسلامي است.

آنچه در ساليان اخير شاهد بوده‌ايم و گاهي همچون مورد غزه در هفته گذشته ميزان آن شدت مي‌يابد تعديات مكرر جبهه استكبار به مسلمانان بوده كه با سوء استفاده از ضعف و افتراق موجود درجوامع مسلمان‌نشين صورت پذيرفته است.

قابل انكار نيست كه مسلمانان با وجود برخورداري‌از ظرفيت‌ها و فرصت‌هاي فراوان وارزشمند مادي ومعنوي درسده هاي اخير مشكلات بسياري در ميان خود داشته اند كه از ابعاد متعددي برخوردار بوده است. فاصله گيري مردم ازارزشهاي اخلاقي واجتماعي اسلام- همچون تآكيدبر علم آموزي‌در بالاترين سطح‌، كارو توليد زياد و صرفه جويي در مصرف،پرهيز از كبرو حسد و...- غفلت علما از مسائل روز و توقف در دستاوردهاي علماي قديم ، وجود حاكمان فاسد‌و وابسته تنها بخشي از اين مشكلات بوده كه تفصبل آن مجالي ديگر را مي طلبد.

با اين همه وجود چنين مشكلاتي مانع ازآن نيست كه ما از چشم انداز آينده جهان اسلام‌و‌وعده‌هاي‌الهي در اين خصوص نا اميد شويم چنانكه خميني كبير(ره)بر اساس همين چشم انداز ديني قيام الهي خود را آغاز فرمود و در ميان ناباوري سست ايمانها انقلاب شكوهمند اسلامي را به پيروزي رساند و ما را به سوي تشكيل حكومت جهاني اسلام و رهايي تمامي مستضعفين جهان رهنمون ساخت.

بااين حال‌بي ترديد نحوه‌اقدامات وشيوه‌عملكرد ما در سرعت بخشيدن يا كندي روند تحقق اين آرمانها مؤثر خواهد بود.

آنچه در اين نوشتار كوتاه مورد تأكيد نگارنده‌مي باشد اين است كه جمهوري اسلامي از نقش محوري كه بر اساس رهنود هاي ولابت فقيه و قانون اساسي برعهده دارد در مقام عمل فاصله زيادي داشته و متاسفانه با وجود تاكيد حضرت روح الله بر اينكه مملكت اسلامي بايد همه اش نظامي باشد اشتغال و سرگرميهاي روزمره برخي مسئولان فرهنگي و اقتصادي باعث شده كه حتي نظاميان ما هم از رسالت جهاني خود براي ساماندهي به هسته هاي مقاومت در ديگر كشورهاي جهان غفلت كنند و در شرايط حساسي چون قتل عام مردم افغانستان، عراق و فلسطين در مقابل دشمني كه جز زور را تمي فهمد كار چنداني از دست ما برنيايد و مشابه اقليتهاي مسلمان كشورهاي غربي به چندبيانيه محكوميت و تظاهرات و نهايتاً برخي كمكهاي مادي بسنده كنيم .بياييد موضوع تشكيل ارتش جهاني اسلام را جدي تر از گذشته دنبال نماييم.

باز تأملي بر زيست عاشورايي

باز تأملي بر زيست عاشورايي


‏«بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند وآنان همان رستگارانند »(آل عمران- 104)

 ‏

‏   از توفيقات بزرگ ملت ما ارادت ويژه به خاندان اهل بيت(ع) مي‌باشد و اين مهم در مقاطع حساس تاريخي دستاوردهاي بزرگي براي ايران زمين به همراه داشته است چنانكه سرزمين ما هيچگاه تحت استعمار قرار نگرفت‌وقيام‌هاي متعدد مردمي دردوران سلاطين قاجار و پهلوي با بهره‌مندي از آموزه‌هاي ديني مانع از تداوم مظالم آنها شد.‏
مع‌الوصف با وجود اينكه ما مكررا در زيارت عاشورا از خداوند مي‌خواهيم كه حيات ما را بمانند اهل بيت‌(ع) و مرگ ما را نيز همچون آن بزرگواران قرار دهد (اللهم‌آجعل محيايَ محيامحمّدوآل محمّد ومماتي مماتَ محمّدوآلِ‌محمْد)در مقام عمل ميان زيست ما و منش زندگي آنها فاصله چشمگيري ملاحظه مي‌شود به گونه‌اي كه گاهي ناخواسته به روش دشمنان آنها نزديك‌تر مي‌شويم مثلا در مورد عتبات عاليات مكررا مشاهده مي‌شود كه ما هزينه‌هاي هنگفتي را صرف آينه‌كاري و گچ‌كاري‌هاي ظريف مي‌كنيم و از فقرايي كه دراطراف يا خود شهرهاي مقدس زندگي مي‌كنند غفلت مي‌كنيم حال آنكه اين نحوه عملكرد بيش از آنكه با زندگي امام رضا(ع) يا امامين عسگرين(ع) نزديك باشد با شيوه هارون الرشيد، مأمون و متوكل عباسي شباهت دارد چنانكه با وجود نياز شديد مبارزان،بر ضد اشغالگراني كه به وضوح ناموس مسلمين‌را در عراق و فلسطين مورد‌ تجاوز قرارمي دهند‌، به يك قبضه سلاح و قدري امكانات اوليه ما با اسم اهل بيت(ع) مبالغ كلاني را به‌ اموري اختصاص مي‌دهيم كه حقيقتا در مكتب نبوي امامان ما از اولويت برخوردار نمي‌باشند. ‏
‏   در مورد قيام امام حسين(ع)‌،همه مي‌دانيم كه آن حضرت هدف اصلي قيام را"امر به معروف‌ونهي‌از‌منكر" اعلام فرمود و چون مي‌ديد كه حكومت به رغم اسم اسلامي دچار انحرافات گسترده‌اي در عمل شده است براي اصلاح امور امت رسول الله از جان و مال و خاندان خود درراه خدا گذشت حال آنكه ما مشاهده مي‌كنيم بسياري از افرادي كه بعضا تا دير وقت نيز به عزاداري پرداخته و براي مراسم ابا عبدالله خرج مي‌دهند به رغم ادعاهايشان در مقام عمل براي حفظ پست و جايگاه ولو كوچك خود‌از هرگونه امر به معروف و نهي از منكر نسبت به مسائل پيرامون خود بويژه وقتي به مقامات مافوقشان مربوط مي‌شود، پرهيز مي‌كنند و همين سكوت وخودداري از تذكر درخصوص خطاها به فساد تدريجي يك نظام و حتي استحاله آن مي‌انجامد.‏
درحقيقت عاشورا تجلي مكتب اسلام است ، مكتبي كه درآن "دنيا" نه پايان راه بلكه تنها مرحله گذار و آزمايش است وسعادت بشر در اين است كه از آن درراستاي اجراي آموزه هاي الهي براي گسترش عدالت و خدمت به بشراستفاده نمايد و فريفته زيباييهاي ظاهري اعم از ثروت و مقام و مدرك نشود چنانكه خداوند متعال مي فرمايد: "اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است اى كاش مى‏دانستند "(عنكبوت_64) ‏

هفته گذشته در يك نگاه (36)

هفته گذشته در يك نگاه (36)

«خدا به شما فرمان مى‏دهد كه امانتها را به صاحبان آنها رد كنيد و چون ميان مردم داورى مى‏كنيد به عدالت داورى كنيد در حقيقت خدا شما را به‌نيكو چيزى پند مى‏دهد خدا شنواى بيناست » (نساء-58)

موضوع انتخابات مجلس هشتم هفته گذشته با ثبت‌نام از نامزدها در وزارت كشور و بويژه سخنان رهبر معظم انقلاب پيرامون اين موضوع در جمع پرشور مردم يزد وارد فاز جديدي شد و شور انتخاباتي در كشور تشديد گرديد.تاكيدات رهبري مبني بر پرهيز كانديداها از دادن وعده‌هاي غير عملي ـ كه خارج از حيطه اختيارات و توان يك نماينده است ـ و صرفه‌جويي در هزينه‌هاي تبليغاتي و دوري از بيگانگان جزو نكاتي بود كه لازم است گروه‌ها و شخصيت‌هاي سياسي ذيربط مورد توجه خاص طي ماه‌هاي آينده قرار دهند.

هفته گذشته بارش برف و سرماي كم‌سابقه ادارات دولتي و مراكز آموزشي‌را به تعطيلي كشاند.در اين ميان با وجود تلاش‌ گسترده نهادهاي مسئول، مشكلات عديده خصوصا در استان‌هاي شمالي نشان داد همچنان ضعف‌هاي جدي در مديريت بحران ما وجود دارد و براي كشوري چون ايران كه همواره در معرض تهديد دشمنان مي‌باشد لازم است آمادگي بيشتري براي مقابله با بحران‌هاي احتمالي وجود داشته باشد.

در اين ميان سفر رئيس‌جمهور محترم كشورمان به استان مازندران و پي‌گيري مشكلات مردم منطقه از اقدامات ارزشمند ايشان و نشاني ديگر از نزديكي وي به توده‌هاي مردم بود كه اميد است در ديگر مسئولان نيز تقويت شود.دكتر احمدي‌نژاد اين هفته سفري نيز به استان فارس داشتند كه ضمن آن پروژه‌هاي مهمي به بهره‌برداري رسيد و مقرر شد خط آهن شيراز نيز تا پايان سال آتي افتتاح شود.

اما آغاز سفر 9 روزه بوش به منطقه وحضور وي در فلسطين اشغالي و كويت كه با موج اعتراضات مردمي همراه شد از رويدادهاي بين‌المللي اين هفته بود كه حسب اظهارات مقامات آمريكايي اين سفر با هدف تحديد دامنه نفوذ ايران در ميان كشورهاي عربي و تلاش براي تامين امنيت صهيونيست‌ها صورت پذيرفته است، همچنين هياهوي تبليغاتي رسانه‌هاي غرب در خصوص بازجويي از ناوهاي سه‌گانه آمريكا توسط سپاه پاسداران در خليج‌فارس با واكنش نظاميان كشورمان ناكام ماند.

برخي گزارشها حاكي از آن است كه بمباران 40 نقطه از بغداد توسط جنگنده هاي‌فوق پيشرفته!اشغالگران عراق و ريختن بيش از 20 تن بمب بر سر مردم‌مظلوم‌ اين سرزمين مقدمه اي است براي ورود بوش كه با مجوز دستگاههاي امنيتي آمريكا صورت مي پذيرد.

رئيس‌جمهور پاكستان نيز اين هفته نسبت به مداخلات كاخ سفيد در امور داخلي كشورش به شدت هشدار داد چه اينكه درگيريهاي داخلي خصوصا در لاهور و راولپندي تنها در هفته گذشته بيش از 50 كشته بهمراه‌ داشته است.

ورود محمد البرادعي مدير كل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به تهران و مذاكرات وي با مقامات مرتبط با پرونده هسته‌اي ايران در پايان اين هفته توجه رسانه‌هاي بين‌المللي را به خود جلب كرد، چه اينكه در پي گزارش16 نهاد اطلاعاتي آمريكا مبني بر صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران و نيز ارسال سوخت نيروگاه بوشهر توسط روس‌ها غربي‌هاي افراطي در اين پرونده با نوعي سردرگمي مواجه شده‌اند و تلاش البرادعي براي بازگرداندن پرونده از شوراي امنيت به آژانس كه خواسته مقامات تهران مي‌باشد ضربه ديگري به مطامع آنها خواهد بود.

دراين هفته لهستان رسماً با استقرار تجهيزات مربوط به طرح سپر موشكي آمريكا در خاك خود مخالفت كرد و مردم چك‌واسلواكي نيز با برپايي تظاهراتي خواستار دوري از سياست‌هاي سلطه‌جويانه واشنگتن شدند.

درماجراي رياست فدراسيون فوتبال كشورمان كه به ماجراي رياست جمهوري لبنان شباهت يافته بود هفته گذشته با راي مجمع عمومي فدراسيون به رياست علي كفاشيان بالاخره خاتمه يافت ،جوانان ورزش دوست ايراني اميدوارند از اين پس مديراني كه متولي ترويج تربيت بدني توام با اخلاق اسلامي در كشور هستند خود اين هدف را با رفتارشان نقض نكنند و شاهد تكرار وقايع پيشين در فوتبال و ساير رشته‌ها‌ي ورزشي نباشيم.

اما با آغاز‌ ماه محرم فضاي معنوي و حماسي بار ديگر بر كشورمان حاكم شد و با رهنمودهاي علما و كارشناسان‌اميد است هر چه بيشتر به سمت بهره‌مندي عملي از آموزه‌هاي حسيني پيش رويم و موضوع امر به معروف و نهي از منكر را خصوصا در رابطه با مسائل كلان و حكومتي با تاسي از ابا عبدالله مجدانه دنبال‌كنيم و البته به ابعاد عاطفي اين واقعه بزرگ نيز ارج مي‌نهيم.

تاكيدي بر يك رسالت

تاكيدي بر يك رسالت

«پس سستى نورزيد و كافران را به آشتى مخوانيد كه شما برتريد و خدا با شماست و ازكارهايتان هرگز نخواهد كاست * زندگى اين دنيا لهو و لعبى بيش نيست و اگر ايمان بياوريد و پروا بداريد [خدا] پاداش شما را مى‏دهد و اموالتان را نمى‏خواهد » (محمد 35و36)

رهبر معظم انقلاب درجمع مردم يزد بار ديگربا اشاره به رويه سران كاخ سفيد هرگونه طرح دوستي ورابطه با آمريكا را درشرايط كنوني مردود دانسته و به دنبال كنندگان اين مسير هشدار دادند و رئيس جمهور كشورمان در مراسم انتخاب و معرفي دانشجويان نمونه با اشاره به معضلات جامعه معاصر بشري اظهار داشتند كه « امروز از سويي جهان نيازمند است و از سوي ديگر ضرورت و وظيفه ايجاب مي‌كند كه جوانان كشورخودشان را براي مديريت جهان آماده كنند »

موضوع رهبري جهان وفتح سنگرهاي كليدي آن در واقع آرمان و اصلي اساسي در انقلاب اسلامي بوده كه به انحاء مختلف براساس آموزه‌هاي ديني مورد تاكيد بنيانگذار كبير نظام قرار گرفته است. با‌اين حال بدور از احساسات بايد بپذيريم كه ما با وجود برخورداري از ظرفيتهاي بالا به لحاظ عملي با وضعيت مطلوب فاصله زيادي داريم و اين مهم تاحد زيادي ناشي از فقدان باور وبرنامه ميان مسئولان مياني نظام است .

جوانان مابراي برعهده گرفتن مديريت جهان لازم است ابتدا با شناسايي نقاط قوت وضعف ،فرصتهاو تهديدهاي كشور را مديريت كنند و الگويي شايسته به جهانيان ارائه دهند به گونه ايكه مردمان ساير بلاد با مشاهده وضعيت مردم ايران مشتاقانه در انتظار نفوذ حكومت اسلامي به سرزمينشان باشند چنانكه در صدر اسلام نيز حكومت مسلمين با چنين وضعيتي در شرق و غرب جهان گسترش يافت.

البته همانگونه كه ظلم و بي‌كفايتي سران ايران وروم باستان در اضمحلال حكومتهايشان مؤثر بود همين عامل در سقوط به اصطلاح تمدنهاي متاخر نيز از نقشي محوري برخوردار خواهد بود چنانكه نظرسنجيهاي اخير مؤسسات معتبر آمريكا و انگليس حاكي از نارضايتي فزاينده شهروندان اين كشورها از دولتمردانشان مي باشد و تنها در شب سال نو ميلادي جوانان فرانسوي كه ازراههاي مسالمت آميز به خواسته هاي خود دست نيافته بودند بابه آتش كشيدن بيش از 370 خودروي دولتي خشم خود را به نمايش گذاردند.

اما فراموش نكنيم كه سقوط غرب در صورتي كه آمادگي و برنامه ريزي لازم از سوي رقباي آن صورت نپذيرفته باشد قطعاً به ضرر بشريت تمام خواهد شد و زمينه ساز نوعي هرج ومرج و در گبريهاي خونين در جهان خواهد بود.در ساليان اخير برخي فرهنگ و تمدنهاي به حاشيه رانده شده مبادرت به احياي خود ورزيده اند كه در اين ميان پيشرفت چين براساس آموزهاي اخلاقي كنفوسيوس از سويي و دستاوردهاي نوين جامعه بشري از سوي ديگر بيش از سايرين جلب توجه مي كند با اين حال نبايد ترديد كرد كه هيچ آيين و مكتبي ارتباط با منشاء لايزال هستي و بهره مندي از تعاليم وحياني سعادت حقيقي بشر را بهمراه نخواهد داشت و اين وظيفه بر دوش پبروان دين خاتم است كه با بهره مندي از آموزه هاي رسول باطني و رسول ظاهري مسئوليت هدايت جامعه بشري را به سرمنزل مقصود برعهده گيرند و در اين رابطه جمهوري اسلامي شامل مردم و سياستمداران كه از نعمت انقلاب بهره برده اند واجد رسالتي مضاعف مي باشند.

ترور بوتو از نگاهي ديگر           

ترور بوتو از نگاهي ديگر          

«وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ *وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم‌ مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ» ( قصص ـ 41و42)

خبر كشته شدن خانم بي‌نظير بوتو نخست وزير سابق و رئيس حزب مردم پاكستان در شهر راولپندي كه پنج شنبه شب منتشر شد تحولات سياسي در اين كشور را وارد فاز جديدي ساخت و بيانيه هاي متعددي در محكوميت اين اقدام صادر شد.اما آنچه در اين ميان مغفول به نظر مي رسد ريشه يابي وقوع چنين روبدادهايي است كه پيش از اين نيز در پاكستان رخ داده و از اين پس نيز تكرار آنها دور از ذهن نيست.
همزمان با خروج هندوستان از استعمار  جنايتكاران انگليس در سال 1947 ميلادي (1326 هجري شمسي) مسلمانان بخش غربي اين كشور كه تحت تأثيرآموزه‌هاي اسلامي ابوالأعلي مودودي ـ  بنيانگذارورهبروقت جماعت اسلامي ـ كه حكومت اسلامي را واجد مؤلفه‌هاي خاص دانسته و حاضر به پذيرش حاكميت غير نبودند با همت افرادي چون محمدعلي جناح ،كه خود از دوستان مهاتما گاندي بود ،استقلال پاكستان را اعلام و نخستين «جمهوري اسلامي» را در دوران معاصر بنيان نهادند. اما استعمارگران كهنه كار لندن و پس از 1967-كناره گيري انگليس از شرق كانال سوئز- سياست‌مداران واشنگتن ، هيچگاه از اين سرزمين پراستعداد كه مردمان آن در صدد تبيين و گسترش اسلام بودند چشم نپوشيدند و با نفوذ در ميان نخبگان حاكم و اگر نمي شد از طريق كودتا سعي داشته اند كنترل خود را براين كشور حفظ كنند. و اين مسأله‌اي است كه  بدبيني مردم را به دولتمردان در پي داشته است.
  اما روي كارآمدن بي نظير بوتو مصادف بود با انهدام هواپيماي حامل ضياء الحق كه با شكست ارتش شوروي در افغانستان خواستار حفظ نيروهاي مسلح اسلامي براي مبارزه با دشمنان مشترك مشابه شده بود و بعدها نقش محوري «سيا» در ترور او آشكارشد. بوتو دراين مقطع مدت زيادي دوام نياورد و به اتهام مفاسد اقتصادي و سياسي بركنارشد وباوجود بده بستانهاي سياسي هرگز مطلوب اسلامگرايان كه اكثريت جمعيت پاكستان را تشكيل مي دهند واقع نشد. بوتو حتي پس از بازگشت به كشور در دوره اخير به صراحت ضمن مخالفت با قدرت يافتن اسلامگرايان الگوي تدوين شده توسط كاخ سفيد را براي پاكستان تجويز كرده بود.
نهايت اينكه پاكستان كشوري است با بيش از150 ميليون مسلمان و داراي تسليحات اتمي و... كه نزد اسلامگرايان سراسر جهان از جايگاهي خاص برخوردار است و عوامل آمريكا و غرب بايد بدانند كه به سادگي قادر نخواهند بود مطامع سياسي خود را در اين كشور پيش ببرند چنانكه اهداف آنها در ساير اراضي اسلامي از لبنان و فلسطين گرفته تا عراق و افغانستان و ... با موانع جدي مواجه شده و خواهد شد.

لطمه هاي نظام از فقدان احزاب كارآمد‌

لطمه هاي نظام از فقدان احزاب كارآمد‌

             «وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ » (مائده‌- 56)

حزب در دنياي سياست امروز از معنايي برخوردار است كه با وجود برخي تفاوتها چندان با مفهوم اين لفظ در ادبيات ديني مابيگانه نمي باشد. حزب متشكل از مجموعه اي از افراد است كه براي رسيدن به قدرت در راستاي‌ اهدافي خاص گرد هم مي آيند و براساس مرامنانه‌ و تشكيلاتي معين به فعاليت مي پردازند . اين اهداف مي تواند الهي و در راستاي خير عمومي باشد ويا‌به‌تعبير‌قرآني شيطاني‌ و‌درجهت مطامع گروهي خاص . اما آنچه مهم است اينكه بدون تشكيلات و سازماندهي وبرنامه‌ريزي كوتاه مدت ، ميان مدت و بلند مدت نمي توان به اهداف عالي نائل آمد.

روي كار آمدن برخي چهره‌هاي كم سابقه و فاقد صلاحيتهاي علمي و اجرايي لازم وكسب پستهاي كليدي در سالهاي نخستين انقلاب رامي توان توجيه كرد اما اينكه دهها سال بگذردومسئولبتهاي كلان‌ در قواي اصلي نظام بصورت دفعي به فرد يا گروهي از افراد واگذار شودكه هيچگونه طرح وبرنامه قبلي براي آن پستها نداشته اند و بطبع هزينه هاي آنرا مردم ايران بپردازند قطعاً قابل دفاع نيست . مع الوصف مهم اين است كه در شرايط كنوني ضمن آسيب شناسي روندهاي سياسي واقتصادي كشور طي ساليان گذشته بكوشيم راهكارهايي را جهت اصلاح امور وتقويت بيش از پيش نظام ارائه نماييم كه در اين ميان به نظر مي رسد توجه جدي و فارغ از شعارهاي توخالي و زودگذر به موضوع احزاب از اهميت خاصي برخوردار است، موضوعي كه غفلت نسبي از آن تبعات ناخوشايندي چون سوء استفاده از امكانات دولتي براي ايجاد وحمايت از تشكلهاي سياسي يا برخي مداخلات خارجي در امور سياسي كشور را بهمراه داشته است .

حال آنكه در يك فرآيند سالم برخي نخيگان خارج از حكومت كه در مورد مسائل كشور و مردم از دغدغه و فكر خاصي برخوردارند گردهم مي آيند و با كسب مجوز از نهادهاي رسمي كه در قانون اساسي پيش بيني شده اساسنامه خود را منتشر مي سازند و با برخورداري از منابع ملي - بصورت شفاف و براساس شاخصهايي مشخص چون تعداد اعضاء وجلب آراء مردم - به اموري چون مطالعه و ارزيابي دستگاهها و وزارتخانه هاي مختلف پرداخته و براي بهبود حوزه هاي گوناگون فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و برنامه مي دهند و از سوي به شناسايي و تربيت نيروهاي مستعد براي برعهده گرفتن مسئولبتهاي اجرايي براساس برنامه هاي قبلي مي پردازند و هنگاميكه برنامه هاي آنها مورد اقبال مردم واقع مي شود با بهره مندي از نيروهاي از پيش تربيت شده به پيشبرد برنامه هاي خود همت مي گمارند .

فراموش نكنيم كه با فقدان چنين احزابي در كشور ما مجالس و دولتهايي روي كار آمده اند كه با وجود برخورداري از انسانهاي صالح و قطعاً با نيات خير در مقام عمل از آنچه هنگام انتخابات مطرح مي كرده اند فاصله زيادي داشته و اين مسأله موجب آزردگي ملت شريف ايران شده است.

پيشنهادي سازنده درراستاي انسجام

پيشنهادي سازنده درراستاي انسجام

«ازاينكه اسلام‌آورده‏اندبرتومنت مى‏نهند بگوبرمن‌ازاسلام‏آوردنتان منت مگذاريد بلكه خداست كه با هدايت‏كردن شما به ايمان بر شما منت مى‏گذارد اگر راستگو باشيد »(حجرات- 17)

عيد قربان و موسم حج همه ساله در كشورهاي اسلامي و ميان مسلمانان جهان با برگزاري مراسم خاصي بويژه دعاي عرفه و نماز عيد مورد تعظيم و تكريم خاص‌ واقع مي شود و در اين فرصت قلوب مومنين بيش از پيش به يكديگر نزديك مي گردد و اساسا فلسفه ايام الله و مناسك حج نيز عمدتا وحدت مسلمانان در راستاي عبوديت حضرت حق مي باشد و ظواهرشريعت پوششي است براي اين حقيقت بزرگ.
مع الوصف در قرون اخير كه جبهه استكبار به بهانه استعمار (آباداني) براراضي اسلامي چنگ انداخت و مرزهايي جعلي ميان مسلمانان تحت عنوان دولت ملتها (Nation-states) ايجاد نمود،بسياري ازآئين ها و مناسك اسلامي تحت الشعاع قرار گرفت بگونه‌ايكه برخي از عوامل همگرايي و وحدت خود زمينه ساز واگرايي و تفرقه شدند كه مناسك حج از بارزترين نمونه‌هاي آن بود چنانكه در جمعه خونين مكه (عرفه سال 1366 هـ ش ) شاهد قتل عام جمعي از شركت كنندگان در مراسم برائت از مشركين توسط ايادي دشمن بوديم.روزگذشته نيز ايرانيها در شرايطي جشن عيد قربان را برگزار كردند كه انفجاردرمحل نمازعيد«چارسده» پاكستان بيش از 50 كشته و150 زخمي برجاي گذاشت، در همين روز انفجارهاي شمال شرق بغداد اشغالي بيش از 13 كشته و 18 زخمي به همراه داشت و يورش صهيونيستها به غزه ديروز نيز به شهادت دست كم  9 تن و زخمي شدن 10 فلسطيني ديگر انجاميدواين وضعيت حاصل تفرقه و انحطاط مسلمانان مي باشد.
با اين همه از حدود يكصد سال پيش مصلحاني در جهان اسلام ظهور كردند كه با شناسايي فتنه‌هاي غربيان از يكسو و ضعف‌هاي دروني مسلمانان از سوي ديگر سعي در اصلاح امور مسلمين و هدايت آنها به سوي فرامين الهي همچون وحدت نمودند و نقطه اوج اين مصلحان را مي توانيم حضرت امام خميني (ره) بدانيم كه اساسا يكي از اهداف اصلي انقلاب را در كتاب حكومت اسلامي (ولايت فقيه) ايجاد وحدت ميان مسلمانان وبعد برافراشتن پرچم اسلام در اقصي نقاط جهان عنوان فرمودند و در حوزه‌هاي مختلف اين هدف مهم را در كلام و عمل دنبال نمودند.
با اين همه براساس آموزه‌هاي ديني حضرت امام (ره) لازم است ما گامهاي موثر تري را در اين راستا برداريم كه از جمله آنهاـ همزمان با پيگيري موضوعاتي چون سپاه اسلام‌ـ مي توان به حل مسأله‌‌رويت هلال اشاره كرد؛ ترديدي نداريم كه در صدر اسلام مثلا در دوران حكومت‌امام‌علي‌(ع)كه‌اراضي تحت پرچم‌اسلام سرزمين هاي وسيعي اعم‌از شامات (مصر،سوريه‌و...)،حجاز(عربستان،جنوب عراق،يمن‌و...) و ايران را شامل مي شد هيچگاه 2 روز عيد فطرياعيدقربان‌اعلام نمي شد چه رسد به اينكه تا 4و بعضا 5 روزمتفاوت عيداعلام شود عيدي كه قرار است نشانه عزت و كرامت و شرف پيامبر (ص) و امت اسلامي باشد (چنانكه در قنوت نماز عيد مي خوانيم) .
 بنابراين شايسته است علماي جهان اسلام و نهادهايي چون سازمان كنفرانس اسلامي راهكارهاي مناسبي را براي حل مسائل اينچنيني ارائه نمايند.در اين ميان پيشنهاد رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام در خطبه‌هاي روز گذشته نماز عيد در خصوص اعلام يك روز بعنوان عيدقربان يا فطر در سراسر جهان اسلام و مبنا قرار دادن مكه حسب تاكيدات قرآن به نظر مي رسد طرح ارزشمندي است كه شايسته است از سوي ساير مسئولان و نخبگان ذيربط و علاقمندان  به مسئله انسجام‌اسلامي پيگيري شود.

لزوم تجديد نظر در روابط با پاريس

 لزوم تجديد نظر در روابط تهران - پاريس

«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ »(مائده 82)

اگرچه‌كشورفرانسه درتاريخ معاصرهمواره سعي داشته زاويه خود راازآمريكا ومتحد سنتي آن يعني انگليس‌حفظ كندواتحاديه اروپارا مستقل نگاه دارد وحتي دوباربه همين منظور عضويت خود را دراتحاديه به حالت تعليق درآورده است اما اززمان رياست جمهوري نيكلاساركوزي بجاي ژاك شيراك شاهد مواضع‌ واقدامات افراط‌گرايانه اووگاهي از سوي وزيرامورخارجه اش ،كوشنر، بوده‌ايم به گونه ايكه وي روزجمعه اخيرضمن كنفرانس خبري درپاسخ به خبرنگاري كه راجع به تبعيت بيش از حد اوازسياستهاي آمريكا بويژه دررابطه باايران سئوال كرد باصراحت اظهارداشت كه نگران سرنوشت رژيم صهيونيستي است ومي‌خواهد اطمينان پيداكندكه ايران دربلند مدت‌بادستيابي به تسليحات اتمي منافع اين رژيم را تهديد نخواهد كرد .

گفتني است پيش نويس قطعنامه سوم شوراي امنيت كه روزچهارشنبه گذشته وزراي خارجه گروه 1+5 به مذاكره در مورد آن پرداختند و باتوجه‌به تشديد تحريمها علبه ايران برغم اصرار آمريكا وانگليس، از سوي چين وروسيه مورد پذيرش قرار نگرفت توسط فرانسه تهيه شده بود . همچنين پاريس با فشارمضاعف بر شركتهاي مستقل فرانسوي همچون توتال كه سنتاً روابط خوبي با ايران داشته اند فعاليت آنها را در ايران به شدت تحت تأثير قرار داده است وتنهااز شركتهايي مانند پژو(تحت سيطره صهيونيستها) كه آشكارا با قراردادهايي ازقبيل لوگان‌ به‌ غارت سرمايه‌هاي‌ملي ما مي پردازند حمايت مي كند.

شايان ذكر است‌كه مشكلات‌ داخلي فرانسه نيز از زمان روي كار آمدن ساركوزي تشديد شده واقشار مختلف بويژه‌دانشجويان،كارمندان وكارگران اين كشور با برگزاري تظاهرات وتحصن اعتراض خود رابه سياستهاي او كه به شدت در راستاي منافع جريان سرمايه داري جهاني است نشان داده اند .

مع الوصف به نظر مي رسد دستگاه سياست خارجي ما تاكنون واكنشهاي لازم را به سياستهاي خصمانه دولت ساركوزي نشان نداده و شايسته‌ است ضمن تجديد نظر در نوع و ميزان مناسبات با اين كشوربا هماهنگي نهادهاي مرتبط و گروههاي همسو اقدامات متقابل را در خاك فرانسه و خارج از آن جهت تحت فشار قرار دادن اين يهودي (صهيونيست) افراطي به انجام رساند.چه اينكه براساس آموزه هاي اسلامي لازم است حكومت ديني در مناسبات خود با بيگانگان اصل عزت را مبنا قرار داده و منافع مسلمانان را درراولويت قرار دهد.

 

هفته گذشته در يك نگاه (35)

هفته گذشته در يك نگاه (35)

«رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا » (مريم‌-65)

در هفته ای که گذشت بار ديگر اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي با رهبر معظم انقلاب دبدار كردند و ايشان ضمن ابراز ناخرسندي از روند كند پيگيري موضوع مهندسي فرهنگي كشور خواستار تسريع در اين زمينه شدند. شوراهاي مشابه فرهنگي در بسياري از كشورهاي مهم دنيا وجود دارد اما واقعيت اين است كه عملكرد و مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي ما و غفلت آن از مسائل كلان و وظايف اصلي و پرداختن به بسياري از مسائل جزئي عملكرد اين شورا را در مقام مقايسه با موارد مشابه نيزغير قابل دفاع ساخته است . اين درشرايطي است كه مهمترين عامل ومزيت درانقلاب اسلامي «فرهنگي» است.

تدوين طرح جامع علمي كشور و تحول در نظام آموزشي كه مدت مديدي است مقام معظم رهبري بر عهده اين شورا نهاده اند از نيازهاي بنيادين و ضروري نظام براي پيشبرد اهداف و آرمانهاي انقلاب است كه جز با اصلاح و تقويت دبيرخانه شورا و استفاده از توان مجموعه اي از نخبگان كشور كه براي اين منظور وقت صرف كنند ميسر نمي گرددو ماهمچنان اميدواريم اين مهم تحقق يابد.

امارياست محترم جمهوري سه شنبه اين هفته در ميان خبرنگاران حاضر شدند و در خصوص مواضع دولت در حوزه هاي مختلف داخلي و خارجي سخن گفتند و در مورد برجسته‌ترين پرسش خبرنگاران يعني موضوع تورم وگراني اظهار داشتند كه به زودي برنامه دولت اعلام خواهد شد .نكته قابل توجه در اين ميان اين است كه مردم عمدتاً توقع دارند مقامات دولتي بيش از آنكه در فضاي پيش از انتخابات به دادن شعار و ارائه رهنمود بپردازندكه جزو مسئوليتهاي رهبري است بيشترگزارش عملكرد خود را در خصوص حل مشكلات مردم وعمل به وعده‌هاي قبلي درمدت مسئوليتشان باارائه شاخصها و آمار معتبر ارائه كنند.

در اين هفته 27 كشور عضو اتحاديه اروپا و 57 كشور عضور اتحاديه آفريقا در ليسبون پرتغال گرد هم آمدند تا در خصوص مسائل في مابين بحث و تبادل نظر كنند اما اصرار اروپايي‌ها بر استمرار روشهاي استعماري با شيوه‌هاي نوين همچون لغو تعرفه هاي تجاري براي كالاهاي اروپايي در آفريقا اين نشست را بي نتيجه ساخت هرچند توافقاتي در خصوص ترويج «يورو» و در آفريقا حاصل شد. همچنين در نشست اعضاي اتحاديه اروپا با توجه با مخالفت مردم بسياري از كشورها از جمله فرانسه و هلند با قانون اساسي واحد ، اين قانون لغو و معاهده ليسبون با تعديلاتي (از جمله حذف پرچم وسرود واحد) براي تقويت مناسبات فرهنگي و اقتصادي اعضاء به تصويب رسيد كه اين اصرار بر همگرايي ميان نخبگان با توبراي كشورهاي اسلامي قابل الگوبرداري است .

درلبنان براي هشتمين بارنشست پارلمان براي تعيين رئيس جمهور به تعويق افتاد و اواخر هفته «فرانسواالحاج» كه قرار بود پس از قرار گرفتن «ميشل سليمان » در پست رياست جمهوري جايگزين او در سمت فرماندهي ارتش شود ترور شد ، مجموعه قرائن از نقش مستقيم «سميرجعجع» فرمانده‌فالانژيستهاي لبنان با هماهنگي دستگاه اطلاعاتي رژيم صهيونيستي (موساد) در اين اقدام حكايت دارد و در اين ميان هوشياري نيروهاي حزب الله‌جهت‌مهار دسيسه‌‌ها در اين منطقه استراتژيك از اهميت ويژه‌برخوردار است .

وزراي خارجه كشورهاي عضو دائم شوراي امنيت و آلمان اين هفته بيش از يك‌ساعت تلفني درخصوص موضوع هسته اي ايران و پيش نويس قطعنامه جديد بمنظور گسترش تحريمهاي كشورمان كه توسط فرانسه و با حمايت آمريكا تهيه شده بود به گفت وگو پرداختند اما نهايتاً كاندوليزا رايس اعلام كرد با توجه به مخالفتهاي مسكو و پكن نتيجه جديدي از مذاكرات حاصل نشد. چنانكه امضاي قرارداد 2 ميليارد دلاري ميدان نفتي يادآوران ميان ايران وچين طي اين هفته خشم مقامات واشنگتن را برانگيخت و همچنين وزير خارجه كشورمان جهت برخي هماهنگيهاي ديپلماتيك عازم روسيه شد كه اين روزها موضوع جانشيني معاون نخست وزيرفعلي به جاي پوتين بحث داغ محافل سياسي آن را دربرمي گيرد.

اما اين هفته هواداران برخي از تشكلهاي مهم دانشجويي كشور با تجمع در مقابل دادگستري تهران از روند برخورد قوه قضائيه با پرونده هاي فساد اقتصادي و امنيتي انتقاد كردند و دادستان تهران با حضور در ميان دانشجويان وعده داد كه به زودي فهرستي از زمين خوران را به ملت معرفي خواهد كرد اما اين وعده تاكنون تحقق پيدانكرده ومسئولان‌ 19 نشريه دانشجويي ضمن نامه سرگشاده‌اي به رئيس قوه قضائيه خواستار پاسخگويي مستقيم ايشان به 17 پرسش مهم دانشجويان شدند.اميد است با اصلاح و تقويت دستگاه قضايي شاهد كاهش مشكلات مردم در اين حوزه و اجراي فرمان 8 ماده‌اي رهبر معظم انقلاب در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادي باشيم .

غرامت مردم ما چه مي‌شود؟

غرامت مردم ما چه مي‌شود؟

«خدا شما را از دوستى با كسانى باز مى‏دارد كه در دين با شما جنگ كرده وشما را از خانه‏هايتان بيرون رانده ودربيرون‏راندنتان بايكديگرهمپشتى كرده‏اند وهر كس آنان را به دوستى گيرد آنان همان ستمگرانند »  (ممتحنه‌ـ9)

   امروز سالروز معرفي عراق به عنوان آغاز‌گر جنگ تحميلي بر ضد ايران از سوي سازمان ملل متحد مي‌باشد كه براساس مفاد قطعنامه 598 شوراي امنيت صورت پذيرفت، اما با وجود آنكه در اين قطعنامه تاكيد شده است كه پس از شناسايي متجاوز لازم است خسارات وارده توسط كميته‌اي تعيين و به كشور مورد تجاوز پرداخت شود ـ اين رقم حسب برآوردهاي سازمان ملل حدود 190 ميليارد دلار خسارت مادي و حسب اعلام مسئولان بلندپايه جمهوري اسلامي بيش از 1000 ميليارد دلار مي‌باشدـ تاكنون حتي يك دلار به عنوان غرامت توسط مسئولان كشورمان دريافت نشده است مگر تعدادي هواپيماي صدام كه در زمان حمله آمريكا آنها را به ايران فرستاد و به شكل نه چندان مناسبي مصادره شدند!

اين در شرايطي است كه كشور كويت تاكنون بيش از 50 درصد از غرامات پنجاه ميليارد دلاري خود را در جريان تجاوز عراق در سال 1990 ، از محل فروش نفت عراق دريافت نموده است.

اصولا بخشندگي و كمك به هم نوع در فرهنگ ما امري پسنديده و مطلوب است اما به شرط آنكه فرد از جيب خودش ببخشد و نه مال ملت را.

وقتي شنيديم دستگاه ديپلماسي ما پس از 28 سال حاضر شده است تابوي مذاكره با شيطان بزرگ‌ را بشكند و با مقامات آمريكايي در خصوص مسائل عراق وارد گفتگو شود بلافاصله ذهنمان به سوي غرامت‌هاي هنگفت رفت و اينكه دولتمردان ما عزم خود را براي كسب حقوق ملت در اين رابطه جزم كرده‌اند اما هر چه گذشت مشاهده كرديم كه نه تنها خسارتي دريافت نشد بلكه بذل و بخشش‌ها از جمله در جريان كنفرانس شرم‌الشيخ كه با حضور ايران و آمريكا پيرامون مسائل عراق در مصر برگزار شد(باكمك يك ميليارد دلاري) ادامه يافت و اشغالگران يك تنه به غارت منابع هنگفت زيرزميني و عتيقه‌جات عراق پرداختند.

اكنون سئوال اينجاست كه براساس منافع ملي و مصالح اسلامي واقعا اولويت‌هاي سياست خارجي ما در خصوص عراق كدامست و اساساً ماحصل سه دوره مذاكرات رودر‌روي نمايندگان ايران با اشغالگران عراق ـ كه مسئول رسمي بدهيهاي دولت سابق اين كشور محسوب مي شوند‌ ـ در بغداد چه بوده است؟

هفته گذشته دريك نگاه (34)

هفته گذشته دريك نگاه (34)

«وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ »(آل عمران‌-139)

اولين گردهمايي رؤسا و نمايندگان قضايي كشورهاي اسلامي در تهران گام شايسته اي بود كه در سال انسجام اسلامي از سوي دستگاه قضايي كشورمان برداشته شد و چنانچه رهبر معظم انقلاب سابقاَ خواسته بودند و در ديدار اخير نيز تأكيد فرمودند شركت كنندگان در بيانيه پاياني برتشكيل اتحاديه حقوقي-قضايي كشورهاي اسلامي تآكيد كردند كه اميد است با پيگبربهاي لازم و تشكيل اين اتحاديه وبه تبع‌ تشكيل دادگاه بين الملل اسلامي بخشي از تعديات غرب به جهان اسلام جبران شود هرچند جا دارد دستگاه قضايي ما همزمان با حل معضلات معتنابه خود از جمله موضوع اطاله دادرسي و برخورد با مفسدان اقتصادي الگوي مناسبي را به ساير كشورها ارائه دهد.

انتشار گزارش شوراي عالي امنيت ملي آمريكا كه متشكل از 16 نهاد اطلاعاتي وامنيتي اين كشورازجمله CIA مي‌باشد ،درخصوص غيرنظامي بودن فعاليتهاي هسته‌اي ايران، مقدمه‌اي بود در جهت برونرفت كاخ سفيد از سيطره مخالفتهاي جهاني و نارضايتي افكار عمومي آمريكا كه ب اثردروغ پردازيها و سياستهاي جنگ افروزانه بوش تحت فشار صهيونيستها پديد آمده است.

در اين هفته رئيس جمهور كشورمان به دعوت رسمي قطر بعنوان رئيس دوره اي شوراي همكاري خليج فارس عازم دوحه شد ودر اجلاس اين شورا شركت نمود، پيشنهادات 12 گانه ايران جهت گسترش مناسبات سياسي ‏،اقتصادي و امنيتي ميان ايران و ديگر كشورهاي حاشيه خليج فارس با استقبال اعضا مواجه شد هرچند در بيانيه پاياني برخي ادعاهاي سابق تكرار شده بود لكن نبايد انتظار داشت با يك حركت ديپلماتيك تمام مسائل قبلي ‌حل شود و مهم جهت گيري درستي است كه دولت نهم براي خنثي سازي توطئه دشمنان در منطقه اتخاذ نموده است.

در اين هفته همچنين هيئت دولت سومين سفر از دور دوم سفرهاي استاني را به ايلام اختصاص داد و رئيس جمهور و وزراء از نزديك با مشكلات مردم آشنا شده نسبت به حل آن مبادرت ورزيدند .

دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان نيز با سفر به روسيه و ديدار با رئيس جمهور و ديگرمقامات اين كشوربراي تقويت مناسبات امنيتي تهران- مسكو تلاش نمود،در اين هفته‌‌همچنين انتخابات پارلماني روسيه برگزار شد وحزب روسيه واحد(طرفداران پوتين)

با كسب 64درصدآراء بيشترين كرسيها را ازآن خود ساختند جالب است كه حزب كمونيست و حزب ليبرال دموكرات كه در رده هاي بعدي قرار گرفتند از احزاب مخالف غرب شناخته مي شوند. ديگر اينكه نماينده مسكو در نشست روز شنبه گروه 1+5 درلندن به بهانه سردي هوا شركت نكرد و اين نشست كه جهت بررسي تحريمهاي جديد عليه فعاليتهاي هسته اي ايران تشكيل شده بود بدون نتيجه خاتمه يافت.

در هفته اي كه گذشت اجلاس دوره اي وزراي سازمان كشورهاي صادر كننده نفت

(OPEC) با حضور وزير نفت كشورمان در امارات برگزار و پيشنهاد ايران و ونزوئلا مبني بر پرهيز اعضاي اوپك از افزايش سقف‌ توليد به منظور حفظ سطح‌قيمت مورد تآييد قرارگرفت، ماهمچنان امبدواريم درآمدهاي مازاد نفتي كشوربه نحومدبرانه‌اي صرف آباداني كشور ورسيدگي به مناطق محروم شده وصرفاً به صورت نقدينگي به جامعه تزريق نشودچه اينكه تورم بيش از حد كنوني ممكن آسيبهاي جبران ناپذيري را به جامعه وارد آورد.

در لبنان پس ازماهها مجادله احزاب و گروههاي مختلف براي اصلاح قانون اساسي و رياست جمهوري ميشل سليمان (فرمانده ارتش) به توافق رسيدند و ميد است در آينده نزديك شاهد آرامش و ثبات سياسي در اين كشور باشيم.

قانون اساسي‌حقيقتي انفكاك ناپذير

قانون اساسي‌حقيقتي انفكاك ناپذير

«أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ

 إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ»(بقره‌ ـ 85)

امروزسالروز تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي با آراء حدود 99 درصدي ملت ايران در سال 58 مي‌باشد، اين ميثاق در سال 68 باخواست بنيانگذار كبير نظام و ملت ايران مورد بازنگري قرار گرفت و مكانيسم اصلاح آن نيز معين شد.

حقيقت اين است كه هيچ سندي ارزشمند‌تر و دقيق‌تر از «قانون اساسي» كه مبناي وحدت ملي قرار گيرد وجود ندارد، با اين حال در سالهاي پس از انقلاب برخي احزاب و جريان‌هاي سياسي كوشيده‌اند متناسب با گرايشات خاص خود بخش‌هايي از اين قانون را تفسير نموده و قسمت‌هايي را مورد غفلت قرار داده‌اند.

براي مثال اصل سوم قانون اساسي كه از حق اشتغال، مسكن و آموزش و پرورش رايگان براي عموم ملت سخن مي‌گويد كمتر مورد عمل قرار گرفته است يا اينكه در دولت موسوم به «اصلاحات» بر موضوع مهم آزادي در قانون اساسي تاكيد زيادي شد چنانكه «شوراها» نيز مطابق اين قانون احياء شدند و اين از افتخارات دولت هفتم‌ بود، در دولت نهم نيز موارد مربوط به عدالت كه از مفاهيم بنيادين اسلام و قانون اساسي جمهوري اسلامي است بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته و دولت باحضور در مناطق محروم سعي در توزيع عادلانه منابع كشور‌ميان استان‌ها دارد هر چند اين مهم از ابعاد گسترده‌اي برخوردار بوده و لازم است همزمان مطالعات نظري گسترده‌تري پيرامون آن صورت پذيرد.

درسالهاي اخير نيز باتدوين سياست‌هاي كلي برخي اصول قانون اساسي از سوي مجمع تشخيص مصلحت نظام كه نمونه بارز آنرا در مورد اصل 44 شاهديم سعي شده است اين اصول بر روند قانونگذاري و سياست‌هاي دولت غلبه داشته باشند كه في‌نفسه امر ميموني است لكن آنچه نگران كننده است برخورد سليقه‌اي با اصول قانون اساسي و گزينش سليقه‌اي برخي اصل‌ها و تاكيد ويژه بر آنهاست حال آنكه به نظر مي‌رسد قانون اساسي جمهوري اسلامي يك كل يكپارچه است كه براي تحقق آرمان‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي لازم است اصول مختلف آن همزمان مورد توجه قرار گرفته و براي آنها برنامه‌ريزي شود، بنابر تصريح قانون اساسي اهميت آزادي‌هاي مشروع سياسي و فرهنگي مردم كمتر از رفاه اقتصادي آنها نيست و بالعكس، حقوق و وظايف رهبر، رئيس‌جمهور، مجلس‌شوراي اسلامي ، شوراي نگهبان ‏،مجمع تشخيص مصلحت نظام و در اين قانون تصريح شده و بي‌شك تعاليم اسلامي بر سراسر آن سايه افكنده است و از اينرو احترام به قانون اساسي وتلاش براي تبيين و اجراي اصول مختلف آن وظيفه‌اي ملي برعهده مسئولان و مردم است و مراكز مطالعاتي نهادها‌ و دستگاه‌هاي عاليرتبه نظام در اين زمينه از مسئوليت‌هاي مضاعفي برخوردار مي‌باشند.