هياهوي نافرجام صهيونيست‌ها


گذري بر يك‌ماه جنگ رواني بر ضد ايران

هياهوي نافرجام صهيونيست‌ها

   روزنامه صهيونيستي معاريو روز گذشته با اشاره به اظهارات برخي مسئولان بلند پايه صهيونيست نوشت، مقامات امنيتي اسرائيل از شايعات حاكي از آمادگي رژيم صهيونيستي براي حمله به ايران انتقاد كرده و آنها را اظهارات احمقانه خواندند و بعيد دانستند اين اظهارات از دفتر نخست‌وزيري يا وزارت امنيت نقل شده باشد.

   رژيم اشغالگر قدس كه با پيشينيه نامشروعش همواره مورد نفرت ملتهاي مسلمان بوده و تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي كوشيده بود با پيمانهاي مخفيانه با دستگاه سلطنتي ايران در مقابل اعراب جبهه گيري كند با افزايش توان جمهوري اسلامي درحوزه‌هاي مختلف به نحو روزافزوني دچار وحشت شده و با ابزارهاي مختلف براي تحت فشار قراردادن ايران اسلامي تلاش كرده است.
اواخر خرداد ماه گذشته پس از ارائه بسته پيشنهادي گروه 1+5 (شامل‌اعضاي دائم شوراي امنيت و آلمان) در مورد برنامه هسته‌اي ايران كه در آن بر تعليق فعاليتهاي هسته اي ايران - كه همواره از سوي مقامات ايراني بعنوان خط قرمز كشور عنوان شده است - تاكيد شده بود، رسانه هاي غربي براي تكميل غير مستقيم اين بسته حجم گسترده‌اي از تبليغات تهديد آميز را برضد جمهوري اسلامي در پيش‌‌گرفتند. در اين ميان گزارش روزنامه "نيويورك تايمز" كه در آن مانور رژيم صهيونيستي در ساحل مديترانه ،با 100 جنگنده اف‌16 و اف ‌15، را آمادگي اسرائيل براي حمله به ايران خوانده بود ،بيش از همه مورد توجه قرارگرفت .
در پي اين گزارش و بويژه پس از سفر "مايكل مولن" رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا به تل آويو رسانه هاي منطقه همچون الجزيره و العربيه نيز به اين فضا دامن زدند و شوراي همكاري خليج فارس با محوريت كويت جلسه‌اي را براي بررسي راهكار‌هاي صدور نفت در صورت بسته شدن تنگه هرمز از سوي ايران تشكيل داد، وزارت خارجه آمريكا با بيانيه‌اي شايعات منتشر شده درباره حمله به ايران را احمقانه خواند و در عين حال در واكنش به اعلام آمادگي فرمانده سپاه پاسداران مبني بر آمادگي ايران براي استفا‌ده از تمام ظرفيتها در صورت تجاوز دشمن ،مدعي شد كه ايران نمي تواند به بستن تنگه هرمز اقدام نمايد.
پيش از اين نيز موضوع حمله نظامي به ايران به مناسبتهاي مختلف و با شدت و ضعف متفاوت بارها مطرح شده است اما آنچه مسلم است اينكه آمريكا و هم پيمان سنتي‌اش انگليس -كه اخيراً با تحريم مالي و مسدود كردن حسابهاي بانك ملي ايران در لندن و خارج كردن نام گروهك منافقين از فهرست گروههاي تروريستي و گنجاندن نام حزب‌الله ‌لبنان در اين فهرست بر دامنه اقدامات خصمانه خود افزوده است - و نيز رژيم صيونيستي ضمن اينكه از قدرتمند شدن فزاينده ايران در منطقه به‌شدت نگران هستند براي مواجهه با اين قدرت دچار نوعي سردرگمي شده اند و اظهارات متعارض مقامات رسمي آنها نيز بيانگر اين سردرگمي است.
براي مثال شائول موفاز معاون ايهود اولمرت و وزير حمل‌و‌نقل رژيم صهيونيستي ماه گذشته‌ طي اظهاراتي مدعي شده بود "چنانچه ايران از برنامه‌هاي هسته‌اي خود دست بر ندارد حمله به اين كشور اجتناب ناپذير است".
اما اين سخنان تهديد‌آميز موفاز با واكنش و انتقاد تند ديگر مقامات رژيم صهيونيستي همراه بود. حتي "مارك رگو"، سخنگوي اولمرت، موضع وزير حمل و نقل مبني بر ادعاي حمله به ايران را اظهارات فردي اعلام كرد و آن را نظر و ديدگاه شخصي موفاز دانسته بود.
همچنين در پي اظهارات تهديد‌آميز موفاز، ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي وزراي خود را از هر گونه اظهار نظر درباره ايران منع كرد. با اين حال "بنيامين بن اليعاز " وزير امور زيربنايي و وزير دفاع سابق رژيم صهيونيستي، در گفت‌‌وگو با روزنامه روسي "كومرسانت" كه چهارشنبه گذشته‌منتشر شد ضمن تكرار برخي تهديدات "شائول موفاز" اظهار داشت در حال حاضر تل‌آويو برنامه‌اي براي حمله به ايران در اختيار ندارد.
صهيونيستها كه در جريان جنگ 33 روزه با لبنان ضربات سهمگيني را از سوي "حزب‌الله‌" متحمل شده‌اند به نيكي در يافته‌اند كه رويارويي نظامي با ايران از حد توان آنها خارج است و چنانچه بخواهند اقدام خود در هدف قرار دادن پايگاههاي هسته اي عراق (1981 م.) و مركز نظامي سوريه (2007م.) را در مورد ايران تكرار كنند با پاسخ غير منتظره‌اي مواجه خواهند شد. چنانكه ايهود اولمرت ،نخست وزير رژيم صهيونيستي - كه خود درپي افشاي فساد مالي و اخلاقي‌اش با مخالفتهاي گسترده داخلي روبرو شده است - درآخرين سفر خود به واشنگتن كه نيمه خرداد ماه گذشته انجام شد از مقامات كاخ سفيد براي متوقف ساختن برنامه هسته‌اي ايران تقاضاي كمك كرد اما پاسخ مورد انتظار را در يافت نكرد.
اين در شرايطي است كه حسب شواهد موجود رژيم صهيونيستي بدون پيوستن به معاهده منع گسترش سلاحهای هسته ای (
N.P.T) بيش از 200 كلاهك هسته اي در اختيار دارد و نهادهاي مختلف جهاني بويژه مجمع عمومي سازمان ملل و آژانس بين المللي انرژي اتمي (IAEA) به كرات اين رژيم را به سبب سرپيچي از عرف و ضوابط بين المللي محكوم كرده‌اند.
با اين همه جمهوري اسلامي ايران هرچند دشمنان خود را به اندازه‌اي عاقل مي داند كه از ورود به يك مواجهه نظامي، كه منافعشان را در سراسر جهان به خطر خواهد انداخت پرهيز كنند - و حسب پيش بيني ها اين‌بار نيز پس از مدتي تبليغات رسانه‌اي آنها فرو نشست - اما همواره نيروهاي خود را در نقاط مختلف دنيا جهت واكنش سريع به ماجراجويي‌هاي احتمالي دشمن در حالت آماده‌باش كامل نگاه خواهد داشت.

 

حاشيه‌اي بر نشست جي 8

 

 وزراي امور خارجه هشت كشور صنعتي جهان از روز گذشته در كيوتو ژاپن گردهم آمدند تا ضمن بررسي موضوعات مربوط به كره شمالي، افغانستان، ايران و زيمبابوه، مقدمات برگزاري اجلاس سران اين گروه از 17 تيرماه در جزيره هوكايدوي ژاپن را فراهم كنند.

  محور مذاكرات وزراي خارجه كانادا، آمريكا، فرانسه، ايتاليا، آلمان، ژاپن، روسيه و انگليس موضوع توقف فعاليتهاي مرتبط با تسليحات هسته اي كره شمالي است اما آنها درباره مسئله هسته‌اي ايران نيز به بحث پرداختند و موضوع بيانيه مشترك آنها را نيز بحث تعليق غني‌سازي ايران تشكيل داد.
"ماساهيرو كومورا"، وزير امور خارجه ژاپن پس از اين نشست با اشاره به بيانيه مشترك وزراي خارجه كه بر تعليق غني سازي اورانيوم در ايران تاكيد دارد، گفت، وزراي گروه 8 بر ادامه سياست دو سويه گفت‌وگو و تحريم در قبال ايران توافق كرده‌اند و بر همين موضع تاكيد‌ دارند و از ايران مي‌خواهند كه‌ فعاليتهاي هسته‌اي خود را متوقف كند.
اين نخستين باري نيست كه نشست گروه 8 خواستار محروم كردن ايران از حق مشروع هسته‌اي خود براي غني سازي اورانيوم است در حالي كه معاهده منع گسترش تسليحات هسته‌اي (ان‌پي‌تي) اين حق را براي هر كشوري از جمله ايران براي استفاده صلح آميز از انرژي هسته‌اي به رسميت شناخته است.
ساعات پاياني روز گذشته كره شمالي كه با خروج رسمي از معاهده N.P.T(پيمان منع گسترش تسليحات هسته‌اي) به آزمايش كلاهكهاي اتمي پرداخته و با تحريم گسترده كشورهاي صنعتي مواجه شده بود، با ارائه اظهارنامه‌ فعاليتهاي هسته اي خود به گروه 8 حسب توافق قبلي توانست مجموعه‌اي از تحريمهاي اين كشور را كه به حل مشكلات فزاينده اقتصادي آن كمك مي‌كند، لغو نمايد.
پيش از اين آمريكا وعده داده بود چنانچه پيونگ‌يانگ به تعهدات خود در اجلاس شش‌جانبه كه تاكنون به ‌انجام نرسانده، عمل كند نام كره شمالي را از فهرست كشورهاي حامي تروريسم حذف خواهد كرد.
كره شمالي در 13 فوريه 2007 در مذاكرات شش جانبه توافق كرده بود كه در برابر دريافت 50 هزار تن نفت فعاليت راكتور هسته‌اي اصلي خود را تا 14 آوريل همان سال متوقف كند كه در آن زمان پيونگ يانگ اين اقدام را انجام نداد.
بر اساس اين توافق قرار بود اگر پيونگ يانگ فعاليتهاي هسته‌‌اي خود را به طور كامل متوقف كند 950 هزار تن ديگر نفت دريافت كند. هرچند كره‌اي‌ها عدم پايبندي به توافق‌نامه شش‌جانبه را ناشي از نقض آن از سوي طرفهاي مقابل بويژه آمريكا اعلام كردند.
از همين رو واشنگتن شب گذشته بلافاصله پس از اقدام كره شمالي‌ در ارائه فهرست فعاليتهاي هسته‌اي، موافقت خود را با حذف نام اين كشور از ليست سياه اعلام كرد. حال اينكه واقعاً چه ربطي بين فعاليتهاي هسته‌اي يك كشور و حمايت آن از گروههاي تروريستي يا عملكرد آن در مورد حقوق بشر وجود دارد سؤالي است كه بايد از مدعيان غربي پرسيد.
به هر حال كاخ سفيد اميدوار است قبل از انتخابات رياست جمهوري نوامبر 2008 برخي مسائل عمده حل ناشده خود را در عرصه سياست خارجي به ‌سرانجام رساند كه در اين ميان مورد كره شمالي پس از حوزه خاورميانه (با تاكيد بر فلسطين، عراق و ايران) از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.
واشنگتن براي مقابله با معضلات سياست خارجي خود حتي حاضر شده است امتيازاتي را به روسيه دهد چنانكه دربيست‌ويكمين اجلاس مشترك سران اتحاديه اروپا و روسيه و اولين آن با حضور‌ ميدويديف رئيس جمهوري اين كشور كه از روز گذشته‌ با محوريت‌ موضوع‌"توافقنامه اصولي همكاري راهبردي" ميان دو طرف آغاز شده است، هم‌پيمانان‌ آمريكا از مخالفتهاي خود با مسكو در مناقشات منطقه‌اي بويژه موضوع آبخازي و اوستيا جنوبي در خاك گرجستان، كاسته‌اند و در نشست غير رسمي شب گذشته سران اروپا وعده اعطاي امتيازاتي را در مقابل امضاي توافق‌نامه مشاركت راهبردي كه جايگزين توافقنامه همكاري سال 1997 خواهد شد، به رئيس جمهور روسيه داده‌اند.
در اجلاس سران گروه 8 نيز كه پيش بيني شده است ماه‌ آينده‌ ميلادي (از 17تيرماه) در هوكايدوي ژاپن برگزار شود، بحث تشويق كشورهاي در حال توسعه به استفاده از فن‌آوريهاي نوين هسته‌اي -كه در كاهش روند گرماي كره‌زمين و آلودگي‌هاي زيست محيطي بسيار مؤثر ‌است - با همكاري كشورهاي صنعتي از محورهاي اصلي اجلاس اعلام شده است، با اين حال انگيزه‌هاي منفعت جويانه و رويكردهاي دوگانه سران جي‌8 همواره باعث شده ‌كشورهاي جنوب از سويي و كارگران و جنبشهاي مردمي شمال از سوي ديگر به‌مخالفت با آنها بپردازند چنانكه روز گذشته بسياري از مردم ژاپن با تظاهرات در محل برگزاري اجلاس مخالفت خود را با تصميمات گروه 8 در سطح جهاني ابراز داشتند همانگونه كه در نشستهاي قبلي اين گروه نيز چنين تجمعات و اعتراضاتي برگزار شد.

تأملي‌ بر سياست خارجي دولت نهم

                                             تأملي‌ بر سياست خارجي دولت نهم

      فرا رسيدن سوم تيرماه فرصتي است تا عملكرد دولت فعلي را طي سه سال گذشته در حوزه هاي مختلف مورد ارزيابي قراردهيم . در بعد سياست خارجي اين دولت مورد هجمه هاي مختلفي از سوي مخالفان و برخي منتقدان قرارگرفته مبني براينكه رويكردها و مواضع جنجال‌برانگيز آن موقعيت جمهوري اسلامي را در عرصه جهاني به‌خطر انداخته است و بعضاً به صدور قطعنامه هاي ضد ايراني1696 ، 1737 و1747شوراي امنيت دراين‌ رابطه اشاره مي شود كه ‌به تشديد ‌برخي تحريمهاي جمهوري اسلامي درسطح جهاني منجرشده است.درمقابل مقامات دولتي تاكيد دارند كه دستگاه ديپلماسي طي اين سالها ايران را از موضع انفعالي خارج  و در جايگاهي تهاجمي قرار داده وبيش از هر مقطع ديگري بر اعتبار ايرانيان افزوده است.* اما قبل از قضاوت درخصوص عملكرد دستگاه سياست خارجي و ديپلماسي جمهوري اسلامي در مقطع مورد بحث شايسته است دومقدمه ذيل مورد توجه قرار گيرد.

1. ثبات اصول و آرمانهاي نظام در عرصه سياست خارجي؛

   درجمهوري اسلامي ايران مانندهرنظام معتبر ديگري مجموعه اي ازاصول،اهداف و آرمانهاي مدون وجود دارد كه با تغيير دولتها دستخوش دگرگوني نمي شوند وبرعمده‌آنها در قانون اساسي كشور تصريح شده است ، ازجمله مي‌توان به استكبارستيزي و قاعده نفي سبيل در مقابل بيگانگان، حمايت ازمستضعفان جهان و نهضتهاي آزاديبخش و تلاش در راستاي وحدت جهان اسلام اشاره كرد چنانكه در اصل يازدهم قانون اساسي  آمده است: «به حكم آيه كريمه إن هذه أمتـّكم أمّة واحدة وأنا ربّكم فآعبدون (انبياء – 92)همه مسلمانان يك امت‌اند و دولت جمهوري اسلامي ايران موظّف است سياست كلّي خود را بر پايه  ائتلاف و اتّحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش پيگير به عمل آوردتا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد.»

ملاحظه مي كنيم كه همه رؤساي جمهور و دولتهاي جمهوري اسلامي كه در مراحل مختلف بر تعهد خود به نظام و قانون اساسي سوگندياد مي كنند مي بايست از اين اصول تبعيت نمايند و در صورت انحراف ،حسب تشخيص نمايندگان ملت و ولايت فقيه با رأي به عدم كفايت آنها مسئوليت خودرا ترك کنند.

 

2. تغيير روشها حسب تحولات داخلي و بين ا لمللي؛

   طي حدود سه دهه‌اي كه ازوقوع انقلاب‌اسلامي در ايران مي گذرد سياست خارجي كشور با نوسانات مهمي همراه بوده است بگونه‌اي كه برخي از كارشناسان روابط بين الملل باتوجه به نظريات موجود در اين حوزه معتقدند رويكرد غالب سياست خارجي ايران در دهه نخست-پس از دولت موقت- نوعي آرمانگرايي(Idealism) بسط‌محور بوده كه بر اساس آن مسئولان نظام با تصريح ديدگاههاي خود در خصوص بطلان مناسبات حاكم بر نظام بين الملل و لزوم سرنگوني حكومتهاي استبدادي و استعماري با روشهاي سخت افزاري درصدد ايجاد دگرگوني در روابط موجود بر آمده‌اند، اما با پايان جنگ تحميلي و فروپاشي نظام دوقطبي در جهان طي دهه دوم ‌وتاحدودي دهه سوم انقلاب دولتمردان جديد ايران با نوعي مصلحت سنجي به سطحي از واقع‌گرايي(Realism )حفظ محور گرايش يافتند و کوشيدند با به رسميت شناختن نهادها و سازمانهاي بين المللي با کاستن‌ازتنشهاي بيروني بيشتر بررشد و توسعه دروني متمرکز شوند ، حتي ايده"گفت‌وگوي‌تمدنها" که در مقابل نظريه "برخورد تمدنها"ي(Clash of Civilizations) هانتينگتون از سوي رئيس جمهور در دولت هفتم مطرح شد در اين چارچوب ارزيابي مي شود.

   اما قدرتهاي استکباري که مباني ديني و عدالت محور نظام جمهوري اسلامي و آرمانهاي جهاني آنرا در تضاد با مقاصد سلطه‌جويانه خود براي حکومت بر جهان ارزيابي مي کردند از پيشرفتهاي داخلي ايران بويژه در عرصه‌هايي چون فن‌آوري هسته‌اي احساس خطر کرده و با وجود تلاش دولت ‌وقت‌ براي نشان‌دادن حسن نيت و حتي تعليق فعاليتهاي مربوط به توليد سوخت هسته‌اي _ باوجود مخالفت بسياري ازکارشناسان کشور_ مدام برمطالبات استعماري‌ خودمي‌افزودند بگونه‌ايکه ملت‌ايران‌ از روند موجود آزرده شد و بي ترديد رأي او به گردش نخبگان در دوره‌نهم‌ انتخابات رياست‌جمهوري تا حد زيادي متأثر از رويه پيشين درحوزه مناسبات بين المللي سياستمداران بود.

   در دولت نهم دستگاه ديپلماسي باوجود انتقادات ديرينه‌اي که‌درخصوص نحوه شناسايي و انتصاب ديپلماتها و ضعف عملکرد آنها در نمايندگيهاي خارج از کشور وجود داشته  تاکنون تحول و تحرک چنداني نداشته است لکن ابتکار عملهاي شخص رئيس جمهور و برخي نزديکان وي از جمله درموضوع‌ نامه‌ به سران‌غرب وپاپ، پرسش در مورد هولوکاست،گفت‌وگوي مستقيم با دانشجويان واقشارمختلف مردم درکشورهاي غربي‌و گسترش مناسبات با کشورهاي عضو جبهه ضد استکباري همچون ونزوئلا، بوليوي ونيکاراگوئه از اقدامات معتنابه اين دولت در عرصه سياست خارجي بوده است.  مذاکرات ايران و آمريکا در بغداد نيز از تابوشکني هاي دولت نهم در اين زمينه است که متأسفانه با وجود هزينه بالاي آن براي نظام دستاورد شاياني نداشته‌است.

   نهايت اينکه فشارهاي وارد بر جمهوري اسلامي بيش از‌آنکه ناشي از سياستهاي ماجراجويانه دولت در مناسبات خارجي باشد متأثر از رويکردهاي سلطه جويانه قدرتهاي جهاني‌است که نظام وبويژه ملت ايران حاضر به تسليم شدن در مقابل خواسته‌هاي نامشروع آنها نيست ، با اين حال دولتمردان کشور لازم است بادرک پيچيدگيها و حساسيتهاي سياست خارجي در موضعگيري‌هاي خود از شعارهاي پرهزينه و کم اثرحتي‌المقدور پرهيز‌نموده و بيش از"سخن" براي پيشبرد اهداف عالي نظام از طريق بسيج منابع و استعدادهاي داخلي و خارجي"عمل"‌نمايند. براي مثال درست است که"مديريت جهان" دربلند مدت از اهداف نظام اسلامي است اما تا نزديک شدن به‌‌آن مقطع مي بايست الگوي مناسب و قابل دفاعي از مديريت بهينه در داخل کشور به جهانيان ارائه دهيم و در اولويت بندي راهبردها و برنامه ريزي در عرصه سياست خارجي اين مهم را بيش از پيش مورد توجه قرار دهيم.