پارادوكس تحولات در خاورميانه

 

«وَلو شَاءَ رَبّكَ لَجَعَل النّاسَ أُمّةً وَحِدَة ولايَزالونَ مُخْتَلِفين. إلا مَن رَحِمَ رَبُّك ولِذَلِك خَلَقَهُم (هود-118)

روز گذشته اعتصاب سراسري لبنان به دعوت حزب‌الله با اقبال گسترده مردم برگزار شد و اين در حالي است كه فردا نشست «پاريس» از سوي دولتهاي مدافع كابينه ضد مردمي فؤاد سينيوره در فرانسه تشكيل مي‌شود و عملاً چگونگي دموكراسي مورد ادعاي غرب براي منطقه كه بعضاًبا عنوان طرح «خاورميانه بزرگ» از سوي مقامات آمريكايي مطرح مي‌شود عيان مي‌گردد.

رخدادهاي مشابهي در برخي ديگر از كشورهاي اسلامي منطقه نيز درحال وقوع است؛

طرح جديد بوش براي عراق با تاكيد بر اعزام بيست هزار نيروي جديد به اين كشور در شرايطي دنبال مي شود كه به وضوح افكار عمومي مردم جهان بويژه ملت مظلوم عراق بر ضرروت خروج اشغالگران در اسرع وقت اصرار مي‌ورزند، چنانكه روز گذشته بيش از 600 تن از هواداران مقتدي صدر را به جرم مخالفت با حضور متجاوزان بيگانه در كشورشان دستگير و زنداني كردند.

اما در فلسطين به رغم پيروزي چشمگير «حماس» در انتخابات تحريمهاي بين‌المللي توسط آمريكا و غالب كشورهاي اروپايي بر ضد دولت اسماعيل هنيه همچنان ادامه دارد و گلوله و موشك باران شهروندان مدافع حماس بويژه در نوار غزه و كرانه باختري فلسطين بدست نظاميان صهيونيستي مورد حمايت غرب ، به وضوح فاصله شعار و عمل آنها را در مورد اعتبار راي ملتها نشان مي‌دهد .

در افغانستان نيروهاي نظامي ناتو مسئوليت سركوب ملت رنج ديده اين كشور را برعهده گرفته و با استفاده از تانكهاي پيشرفته در حال گسترش دموكراسي در اين سرزمين مي‌باشند.

با اين همه ملتهاي منطقه اكنون با شناخته دقيق‌تري از الگوهاي مدرنيته آسان‌تر درباره مسير آينده تصميم‌گيري و اقدام مي‌كنند و از همين روست كه روز به روز از اعتبار و حيثيت افراد و جريانهاي غربگرا بيشتر كاسته مي‌شود. و اين مساله در اقصي نقاط جهان نيز در حال وقوع و رشد مي‌باشد چنانكه در سالهاي اخير در مهمترين انتخابات كشورهاي آمريكاي لاتين سياستمداراني به قدرت رسيده‌اند كه در مبارزه با مباني تمدن رو به افول غرب پيشگام بوده‌اند و چنانچه در ساير مناطق جهان نيز انتخابات آزادي برگزار شود بي‌ترديد اين جريان به پيروزيهاي چشمگيرتري دست خواهد يافت.

مع الوصف همچنان دو موضوع براي نهضتهاي اسلامي كه به آينده مي‌انديشند دغدغه اصلي است؛ اولا دولتمردان فاسد و جاه ‌طلب و بعضاً وابسته به غرب كه توان مديريت ظرفيتهاي موجود در كشور خود را نيز ندارند چه رسد به بهره‌مندي از قابليتهاي بين‌المللي .

ثانياً غفلت و سرگرمي بسياري از حوزويان و اهل دانشگاه كه به جاي پرداختن به موضوعات اساسي و نيازهاي مهم جامعه در سطوح داخلي و فراملي وقت و امكانات خود را صرف پرداختن به مباحث انتزاعي و موضوعات جزئي فاقد اولويت مي‌كنند و بعضاً اختلافات نظري آنها در جريان رشد نهضت اسلامي وقفه‌هاي جدي ايجاد مي‌كند چنانكه بسياري از اختلافات شيعه و سني كه مورد بهره‌برداري گسترده دشمنان قرار مي‌گيرد ناشي از همين غفلتهاست.

در اين ميان نخبگان جمهوري اسلامي لازم است تا ضمن شناسايي دقيق شرايط منطقه و جهان با طراحي راهبردها و«ضد استراتژي»هاي مناسب با خنثي سازي دسيسه هاي صهيونيسم بين الملل گامهاي موثري را جهت تسريع روند انقلاب اسلامي در سطح داخلي (دفع فساد و برقزاري عدالت) و جهان بردارند .إن شاءالله