تقدّم و تأخّر در حكومت علوي

«وَآتّبِع مَايُوحَي إليكَ وآصْبِر حَتّي يَحْكُم الله وهوخَيرُالحَكِمين »(يونس‌ـ109)

  در ايام هفته ولايت و عيد غدير يكي از محورهاي اصلي مورد توجه انديشمندان و رسانه‌ها بررسي سيره رفتاري امام علي (عليه السلام)بويژه در نحوه حكومت داري است و اينكه چگونه مي‌توانيم از آن الگو در جامعه امروز  استفاده نماييم.
  يكي از سوالاتي كه براي نگارنده در زمان مطالعه تاريخ اسلام مطرح مي شد چرايي توقف گسترش دامنه جغرافيايي جهان اسلام در دوره حكومت اميرالمؤمنين(ع) و وقوع چندين نزاع بزرگ داخلي (جمل ، صفين و نهروان) بوده است، اما با مرور آثار برخي از بزرگان و تأمل بيشتر اين مساله محرز شد كه رشد كمي اراضي مسلمين با ارتقاي فرهنگي و تربيت اسلامي آنها در دوران خلفاي سه گانه هماهنگي نداشت و به رغم توسعه ظاهري جامعه ديني از درون در حال اضمحلال بوده است. اين مساله در اواخر زمامداري عثمان بيش از پيش خودنمايي مي‌كرد و نتايج آن در دوره خلافت اميرالمومنين (ع) عيان گشت.
امام (ع) به تبع پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) براين مهم تاكيد مي‌ورزيد كه كشورگشائي و قدرت‌طلبي هدف بنيادين اسلام نبوده و اگر هم در مقاطعي مورد حمايت قرار مي‌گيرد به لحاظ ابزاري بودن آن در راستاي آرمانهاي ديني است.
قيام ناكثين به سركردگي عايشه و طلحه و زيبر كه در مقابل عدالت قرآني علي (ع) تاب نياوردند و حال آنكه خود را از صحابه خاص و پيشگامان جامعه اسلامي تلقي مي‌كردند شاهد روشني است بر اين انحراف بزرگ كه پس از رحلت نبي مكرم (ص) پديد آمده بود.
قاسطين نيز تحت نيرنگ عمر و عاص و سلطنت معاويه توان تحمل قاطعيت حيدري در پياده‌سازي اسلام ناب را نداشتند و بخش متنابهي از ظرفيت حكومت اسلامي را مصروف خود ساختند و در نهايت نيز ساده‌لوحان تربيت نايافته كه تنها بر برخي ظواهر اسلامي اصرار مي‌ورزيدند ماجراي حكميت را پديد آوردند و همانا چون برفريفتگي خود واقف شدند بر اميرالمومنين (ع) شوريدند و تنها در نبرد نهروان به ناگزيز از خصومت خود دست برداشتند.
اين دسته سوم كه در تاريخ با عنوان «مارقين» از آنها ياد مي‌شود زندگي و سرگذشتي پس تامل برانگيز دارند و شناسايي و برخورد مناسب با افراد مشابه آنها به لحاظ فكري و رفتاري در جامعه معاصر از اهميتي مضاعف برخوردار است، چنانكه افراد و گروههاي متناظر با دو دسته اول و به طور كلي جريانات منحرف و معاند در صدر اسلام بويژه دوره حكومت پيشواي شيعيان پس از پيامبر اسلام (ص) همچنان با تفاوتهاي صوري در دنياي امروز و نظام اسلامي كشورمان وجود دارد.
اما شناسايي اين جريانات و ارائه راهكارهاي مناسب براي مواجهه با آنها بيش از همه برعهده خواص و نخبگان جامعه اسلامي است كه عمدتا در ميان حوزويان و دانشگاهيان و بعضا سياستمداران حاكم موجود مي‌باشند و لازم است براساس رهنمودهاي رهبر فرزانه انقلاب، هوشمندانه اين وظيفه خطير را به انجام رسانند.
آنچه در اين يادداشت مختصر مورد تاكيد نگارنده است اينكه بايد قبل از هرگونه اقدام عملي در خصوص گسترش مرزهاي جغرافيايي حكومت اسلامي در عرصه داخلي اصلاحات لازم را به انجام رسانيم و با قطع ايادي افراد قدرت‌طلب و ثروت اندوز جامعه هر چند در مسند حكومتي قرار گرفته باشند و نيز مبارزه با جريانات منحرف فكري و فرهنگي از جمله با متحجران مقدس مآب بسترهاي لازم را براي پيشبرد آرمانهاي رفيع اسلامي كه در قانون اساسي نظام مقدس ما نيز مورد تاكيد قرار گرفته‌اند فراهم سازيم.ان‌شاء الله