جايگاه استراتژيك آمريكاي لاتين در استمرار انقلاب اسلامي


«وَ نُرِيدُ أن نَمُنّ عَلَي الّذِين آسْتُضْعِفوا فِي‌آلأرضِ و نَجْعَلَهُم أَئِمّه ونَجْعَلَهُم الوارثِين» (قصص ـ 5)


رئيس‌جمهور كشورمان و هيات همراه امروز به سفر دوره‌اي خود در آمريكاي لاتين خاتمه مي‌دهند. بي‌مناسبت نيست كه دكتر احمدي نژاد در يكسال گذشته به رغم محدوديت سفرهاي خارجي‌اش طي دو مرحله از كشورهاي حساس آمريكاي لاتين بازديد و با سران آنها گفتگوهاي هدفمندي داشته است. در شش سال گذشته انتخابات متعدد نامزدهايي با آراء مردم در كشورهاي آمريكاي لاتين خصوصا ونزوئلا، بوليوي، نيكاراگوئه، اكوادور به قدرت رسيده‌اند كه بيشتر از روش‌هاي عدالتخواهانه دفاع و با سياست‌هاي ظالمانه كاخ سفيد در سطح جهاني مخالفت كرده‌اند.
البته تاريخ مبارزات آمريكاي لاتين توسط افرادي چون سيمون بوليوار بسيار پيش از اين است چه اينكه از سال 1823 ميلادي براساس «دكترين مونروئه» اين منطقه بعنوان حياط خلوت آمريكا مورد استثمار مادي و معنوي ايالات متحده قرار گرفت و تا به امروز نيز استعمار آمريكا حاضر نيست از اين حوزه مهم و داراي منابع غني زيرزميني و خاك حاصل‌خيز و طبيعت مساعد دست بردارد و عمده تقابل‌هاي مردم آمريكاي لاتين با مقامات كاخ سفيد عمدتا با محوريت كوبا ناشي از همين تمايلات زيادي‌خواهانه است. اما آنچه از منظر ايران بيشتر قابل توجه است جايگاه اين منطقه در سياست‌هاي جهاني نظام و آرماني انقلاب اسلامي است، چه اينكه براساس قانون اساسي و بويژه رهنمودهاي بنيانگذار كبير نظام(ره) در خصوص تشكيل جبهه جهاني مستضعفين در مقابل نظام سرمايه‌داري غرب، آمريكاي لاتين در كنار آفريقا از اهميت راهبردي برخوردار است و حتي با توجه به شرايط و مقتضيات مي‌توان در مواردي آن را از موضوع اتحاد كشورهاي اسلامي مقدم دانست، چنانكه در سالهاي اخير كه جبهه استكبار با محوريت آمريكا تجاوزات خود را در كشورهاي مسلمان‌نشين گسترش داده همزمان با پيگيري مقوله تفرقه‌ در ميان مسلمين با تاكيد بر جذب رهبران وابسته به موفقيت‌هاي شاياني در اين زمينه دست يافته است.
اقدامات سينيوره در لبنان، ابومازن در فلسطين، مبارك در مصر (سران اردن و عربستان در برابر نهضت مقاومت اسلامي )شواهدي در اين زمينه هستند.
مسلم است كه ما در حال حاضر توان شكل‌دهي بخش‌هاي مختلف نظام بين‌الملل براساس مطلوبيت‌هاي خود را نداريم و در عين حال برخي آرمان‌هاي روشن اسلامي را دنبال مي‌كنيم، با عنايت به اهداف بلند و منابع محدود لازم است هوشمندانه از تمام فرصت‌ها و ظرفيت‌هاي ثابت و متحول در نقاط مختلف جهان استفاده كنيم و در اين ميان آمريكاي لاتين با ابراز آمادگي لازم كه در ديدارهاي اخير سران برجسته آن با رئيس‌جمهور كشورمان ابراز شد، از اولويت خاصي برخوردار مي‌باشد و انتظار مي‌رود مقامات مسئول در آينده ضمن پي‌گيري اجراي توافق نامه‌ها و قراردادهاي منعقد، براي تقويت مناسبات دو و چند جانبه بيش از پيش تلاش نمايند.قطعا موضوع محوري عدالت كه دولت فعلي جمهوري اسلامي و دولت‌‍ هاي جديد آمريكاي لاتين آن را مطرح و تعقيب مي‌نمايند اين قابليت را دارد كه خود در ديگر مناطق جهان نيز بسط داده و روند اضمحلال امپراطوري تجاوز‌طلب و ماديگراي غرب را فراهم سازد.