بازنگري در مناسبات ديپلماتيك
بازنگري در مناسبات ديپلماتيك
«يَأَيّهَا النّاسإنّ وَعدَاللهِ حق فَلا تَغُرَنّكُمالحَيوةُ الدّنيا ولا يَغُرنّكُم بِاللهِ الغَرُور» (فاطرـ5)
مسلما هر كشوري در برنامهريزي راهبردي خود براي پيشبرد منافع و مصالح ملي لازم است در وهله اول ارزيابي مناسبي از نقاط قوت و ضعف داخلي نظام و فرصتها و تهديدهاي بينالمللي داشته باشد و به لحاظ اصول بنيادين و شرايط متغير و مقتضيات جهاني اهداف و سياستهاي كلان را طراحي و مجموعه نيروها را براي دستيابي بدانها بسيج نمايد.
بالطبع پس از تبيين جهتگيريهاي متناسب با اهداف سطح عالي نظام نميتوان سياستهاي خرد و اقداماتي متعارض با آن جهتگيريها را دنبال نمود.
جمهوري اسلامي در قريب دو دهه اخير سياست تعامل سازنده با كشورهاي مختلف و پيوستن به اقتصاد جهاني را در پيش گرفته است و اقداماتي چون درخواست و تلاش براي عضويت در سازمان تجارت جهاني
(WTO) و خصوصيسازي اقتصاد با تفسير جديد از اصل 44 قانون اساسي به نوعي در اين راستا بوده است وصرف نظر از مطلوبيت داشتن يانداشتن آن افزايش قيمت بنزين و نزديك شدن به قيمتهاي بينالمللي نيزاز لوازم همين سياستهاي اقتصادياست ! هر چند وجود برخي مسئولان سطحينگر و مديران ضعيف مانع از فهم و پيگيري سياستهاي كلان نظام در بدنه دستگاههاي دولتي (به معناي عام كلمه )ميشود.اما در حين ضرورت انسجام سياستهاي داخلي نظام (هماهنگي مواضع اقتصادي، سياسي و فرهنگي) و تبعات فقدان آن، در عرصه سياست خارجي سهلانگاري و رفتاراحساساتيبا غفلت از منافع عمومي عواقبگاه جبرانناپذيري را براي مردم به دنبال خواهد داشت بويژه در مواقع حساس كه نظام با فشارها و پيچيدگي مناسبات بازيگران بينالمللي مواجه ميشود اين مهم بيشتر خودنمايي ميكند.
واقعيت اين است كه در ماههاي گذشته حجم فشارهاي خارجي و تهديدها و تحريمهاي قدرتهاي جهاني عليه ايران فزوني يافته و اين روند در حال ادامه يافتن است.
درست است كه نظام ما در گذشته شرايط بسيار دشواري را پشت سر گذاشته و اينگونه فشارها تازگي ندارد اما بايد پذيرفت كه شرايط داخلي و بين الملليبا گذشته تفاوتهاي جدي يافته است.
براي مثال در دوران دفاع مقدس فرماندهان و مسئولان نظام به مردم نزديكتر بودند و باورهاي ديني و انقلابي در جامعه پررنگتر بود و جوانان بيشتر به كارآيي مديران اعتماد داشتند و مجموعا فرهنگ ايثار و شهادت از جهات مختلف خالصانه و بدون ريا در جامعه تبليغ ميشد اما در شرايط كنوني اگرچه مردم به ارزشهاي انقلاب همچنان پايبندند و آنرا در صحنههاي مختلف به اثبات رساندهاندوپيشرفتهاي شاياني هم در تقويت زيرساختهاي كشور صورت پذيرفته است اما وقوع پديدههايي چون گراني سرسامآور بويژه در بخش مسكن، بيكاري جوانان، مشكلات زنان، فرار مجرماني چون شهرام جزايري شبهاتي را پديد آورده كه نبايد در تصميمگيريها از نظر دور داشت.
به هر حال نبايد در شرايط كنوني بر تنش در مناسبات بينالمللي افزوده شود و به نوعي از تحريمها استقبال گردد بلكه ماداميكه مسائل و معضلات داخلي سامان شاياني نيافته و بسترهاي لازم فراهم نشده است بايد اولويت را به مسائل داخلي داد و آنگاه بر حل معضلات خارجي پرداخته شود هر چند ناگزير برخي ارتباطات اين دو حوزه را، بدون اغراق، بايد پذيرفت.
اميد است در سال جديد با ياري حق مقامات محترم نظام در سطوح عالي و مياني با پرهيز از هرگونه شعاروتبليغغير واقعي ، بيش از پيش براي حل مشكلات مردم تلاش كنند و يا از افراد تواناتراز خود براي اين منظور دعوت نمايند.