بايستههاي اتحاد عادلانه
بايستههاي اتحاد عادلانه
«وَ نُريدُ أن نَمُنّ عَليالّذين آسْتُضْعِفوا فِيالأرضِ ونَجْعَلَهُم ائِمّه وَ نَجْعَلَهُم الوَارِثين» (قصص ـ 5)
«
انقلاب مردم ايران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهاني اسلام به پرچمداري حضرت حجت ارواحنا فداه است … سلام بر ملت بزرگ ايران كه با فداكاري و ايثار و شهادت راه ظهورش را هموار ميكنند» ( فرازي از آخرين پيام نوروزي حضرت امام(ره))اگر چه تاريخ ايران برخلاف برخي اغراقها نشانگر پيشرفتها و عقبگردهاي فراوان مردم اين سرزمين و انبوهي از نقاط قوت و ضعف آنان ميباشد اما اين ملت در جريان انقلاب اسلامي و سالهاي پس از آن عزم راسخ خود را براي تحول و پيشرفت در راستاي دستيابي به قله هاي بلند دانش وسنگردهاي كليدي جهان به نمابش گزارده است.
اين در حالي است كه ايران زمين مجموعهاي از اقوام و مذاهب مختلف اعم از فارس، عرب، ترك، كرد، لر، تركمن، بلوچ، شيعه، سني، ارمني ، يهودي و … را در خود جاي داده و تبيين و تحكيم شاخصهاي همبستگي در ميان اين ملت كه لازمه پيشرفت حقيقي ميباشد بسي دشوار مينمايد.
معالوصف اسلام بعنوان دين اكثر قريب به اتفاق ايرانيان كه حقوق اقليتها رانيز به رسميت شناخته عامل محوري در همگرايي مردم ما است و اين مهم خود پيوند دهنده دو آرمان «اتحاد ملي» و «انسجام اسلامي» ميباشد و نقش ايرانيان را به اذعان غالب تحليگران و مصلحمان جهان اسلام از زمان سيد جمالالديناسدآبادي برجستهتر ساخته است.
اماتجربه تاريخي مردمان جهان از جمله مسلمانان نشان داده كه عنصر دين با وجود ظرفيتهاي فراوان آن براي ايجاد همدلي مبتني بر فطرت در ميان انسانها به سبب خصلت ماورايي آن در بسياري از برههها دستاويزي براي شيطانصفتان و يا جاهلان قرار گرفته و استناد نامتجانس بدان پيامدهاي سوئي را براي جامعه به همراه داشته است چنانكه نمونه بارز آنرا در اروپاي قرون وسطي مشاهده ميكنيم كه به رنسانس انجاميد.
متاسفانه در دهههاي اخير در خصوص اسلام نيز سوء پرداشتهاو غرضورزيهاي بسياري صورت گرفت لكن مصلحان برجسته و نمونه عالي آن حضرت امام(ره) با قيام الهي خود اين آيين پاك را از آسيبها مصون داشتند هر چند دسيسهها به انحاء مختلف همچنان ادامه دارد و بر انديشمندان جهان اسلام است كه در طرحريزي منشور وحدت و مقدمات انسجام و اتحاد بر اين مهم تاكيد ورزند. چه اينكه براساس مجموعهاي از آيات و روايات (همچون آيه 25 سوره حديد) هدف اساسي ارسال رسل و انزال كتب آسماني قيام «مردم» به عدالت است و ديگر ارزشها همچون امنيت و رفاه كه از مقومات اتحاد ميباشند در چارچوب آن معنا يافته و موجه ميباشند.
به عبارت ديگر چنانچه در جامعهاي بنيانهاي عدل مستحكم نباشد و مناسبات اجتماعي ، اقتصادي يا سياسي با لايههاي از ظلم و تبعيض تنيده شده باشد اتحاد و امنيت اگر معنايي براي آن متصور باشد قطعاً مطلوب نخواهد بود نهابت ابنكه سباستگذاران و دست اندركاران نظام همزمان با طرح و پيشبرد مقوله اتحاد لازم است تحقق شاخصهاي عدالت همچون شايسته سالاري ،كاهش فاصله طبقاتي وبرخورد قاطع با مفسدان را در دستور كارقرار داده و زمينه هاي اتحاد واقعي را بيش از پسش در كشور فراهم سازند.تنها در اين صورت است كه مي توان به آرمان وحدت اسلامي در ميان مدت و زمينه سازي حكومت جهاني اسلام در بلند مدت با محوريت ايران اميدوار بود.