ملرومات مذاكره با آمريكا
ملزومات مذاكره با آمريكا
«أدْع إلي سَبِيل رَبّكَ بِالحِكْمَة والموعِظَه الحَسَنة وجَادِلهم بِآلّتي هِي أحْسَن»
در سرمقاله قبلي در مورد كاستيهاي نظام تصميمسازي در كشور سخن گفته و نمونههايي از تصميمات ضعيف را مثال زدم، اما اين مساله در حوزه سياست خارجي اهميتي مضاعف مييابد و از همينروست كه مقامات ارشد كشورهاي به اصطلاح پيشرفته دنيا قبل از هرگونه موضعگيري درخصوص مسائل بينالمللي نتايج تحقيقات و مطالعات صورت پذيرفته در مراكز تحقيقاتي و نهادهاي مسئول را به دقت بررسي ميكنند. براي مثال همين سياست جديد دولت آمريكا براي مذاكره با ايران درباره عراق برخلاف تصور برخي سادهانديشان نه از روي علاقهمندي به ايران و بازگشت از راهبردهاي گذشته بوده و نه ناشي از برخي فشارهاي داخلي بلكه در راستاي تامين منافع بيشتر كاخ سفيد و مهار جمهوري اسلامي حسب تحقيقات معتبر صورت پذيرفتهاست.برايمثالدرگزارشنسبتاجامعمركز پژوهشي«AmericanProgress »واشنگتن كه درفروردينماه سال جاري (مارس 2007) از سوي «جوزفسيرين سيوني »(استاد دانشگاه جورجتاون وازكارشناسان برجسته شوراي روابط خارجي آمريكا) و «آندروجي گروتو» (دانشآموخته ممتاز دانشگاه هاروارد و نويسنده كتاب «احياي قدرت نظامي آمريكا») به وزارت امورخارجه آمريكا تسليم شده است پنج گزينه مطرح در خصوص ايران شامل 1ـ حفظ وضع موجود 2ـ تلاش غيرنظامي براي تغيير رژيم ايران 3ـ حملات نظامي به مراكز هستهاي شناخته شده ايران 4ـ يك معامله بزرگ (مذاكرات براي حل و فصل اختلافات در چارچوب يك بسته جامع كه مشخصا از سوي «فلينت لورت» كارشناس خاورميانه سابق دولت بوش ارائه شده) و 5ـ ديپلماسي قاطع براي مهار و تعامل با ايران به طور تفصيلي مورد ارزيابي و تحليل قرار گرفته و نهايتا با رد چهار گزينه نخست پنجمي به عنوان بهترين راهكار در شرايط كنوني پيشنهاد ميشود، همين راهبرد روز دوشنبه (بنابر گزارش ديروز روزنامه فايننشال تايمز) از سوي كاندوليزا رايس وزير خارجه ايالات متحده مطرح شد، براساس اين استراتژي كه با تبليغات رسانهاي گسترده پشتيباني ميشود ضمن اينكه بر ادعاي دخالت ايران براي تشديد ناآراميهاي عراق تاكيد ميشود سعي خواهد شد از نفوذ واقعي آن بر روي مردم و دولتمردان عراق براي كاهش تلفات كاخ سفيد استفاده شود و ادامه ناكاميها و ترورهاي هدفمند نيز همچنان به دروغين بودن وعدههاي ايران نسبت داده شود.اما در ايران بعضاً بدون گرفتن امتياز متقابل به طرف آمريكايي امتياز داده ميشود چنانچه در مورد آزاد كردن نظاميان متجاوز انگليسي رخ داد و با بوسه رياست جمهوري (كه چهرههاي ماندگار كشور نيز از آن محرومند) راهي وطن شده و به بدگويي پرداختند.
دراجلاس شرمالشيخ نيز كه نگارنده به عنوان خبرنگار در آن حضور داشت با وجود اينكه موضوع نشست روز اول بدهيهاي عراق بود هيچگونه پيگيري جدي در خصوص غرامات بيش از 1000 ميليارد دلاري جنگ تحميلي عراقعليه كشورمان صورت نگرفت چه اينكه براساس قطعنامه 598 شوراي امنيت و حسب اعلام كميته دبير كل سازمان ملل عراق متجاوز شناخته شده و لازم است غرامات جنگ را به ايران بپردازد و اكنون كه اين كشور به اشغال آمريكا درآمده اشغالگران نسبت به تأديه اين بدهيها مسئوليت دارند.
ديگر اينكه به رغم درخواستهاي قبلي از مسئولان ذيربط شرط آزادي ديپلماتهاي دستگير شده ايران در اردبيل عراق براي حضور ايران و هرگونه همكاري مطرح نشد و عملا جداي از بستانكاري قبلي ايران يك ميليارد دلار ديگر وام قرضالحسنه 30 ساله به عراق تحت اشغال اعطاء شد و در اين كمك نيز شرط تعيين جدول زماني براي خروج اشغالگران مطرح نشد.
اين در شرايطي است كه 72 درصد از افراد فقير جامعه ما (كه 4/11 درصد كل جمعيت كشور را تشكيل ميدهند) از هيچگونه حمايت دولتي برخوردار نميباشند.
به هر حال اگرچه حسب اصول اساسي نظام ،رهنمودهاي بينانگذار كبير نظام(ره) و مقام معظم رهبري، مذاكره و رابطه با آمريكا براي هميشه منع نشده است اما بايد توجه داشت اين اقدام تنها با فراهم شدن برخي زمينههاي عملي (همچون آزادي ديپلماتها ، بازگرداندن اموال و تجهيزات بلوكه شدهو رفع تحريمها )در راستاي جبران خسارات گذشته نظام ميسر است و تنها در اين صورت ايران براي مشكلات ديگر اعم از تجاوزات كاخ سفيد به مردم مظلوم فلسطين و لبنان با حمايت از رژيم جعلي صهيونيستي و دخالتآمريكا در امور يمن ، سومالي، افغانستان و … ميتواندبا دشمنان مذاكره كند ضمناينكه هرگونه گفتوگو لازم است با حضور رسانهها وبدون كوچكترين اقدام محرمانهايصورت پذيرد چه اينكه قطعا عاديترين مردمعزيز ايران زمين هم نسبت به سران كاخ سفيد و اتباع آنها محرمتر بوده و خواهند بود.