«انسجام اسلامي» در انديشه امام خميني(ره)
به مناسبتسالروز رحلت ملكوتي بنيانگذاركبير نظام؛
«انسجام اسلامي» در انديشه امام خميني(ره)
«مِن المؤمِنِينرِجَالٌ صَدَقوا مَا عهَدوالله َعَليه فَمِنْهُم مَن قَضَي نَحْبَه ومِنْهُم مَنيَنْتَظِرومَا بَدَّلوتَبْدِيلاً» (احزاب ـ 23)
انقلاب ما در 29 سال گذشته فراز و نشيبهاي زيادي داشته و باوسوسههاي شياطين درون وبرون بارها درمعرض انحرافات قرارگرفته است اما آموزههاي اسلامي امام راحل كهاز سوي رهبر فرزانه انقلاب مورد تاكيد قرار گرفتهاند همواره مسيراصلي انقلاب را گوشزد كرده وآرمانهايي راكه مردم ومسئولان براساس دستورات الهي لازم است دنبال نمايند مشخص ساخته است، يكي از مهمترين اين آرمانها پيگيري حكومت جهاني اسلام و بحث وحدت مسلمين است كه در مسير آن لازم است در وهله نخست زمينههاي انسجام و همگرايي ميان پيروان حضرت رسول (ص) فراهم شوددبا توجه به نام سال جاري و تحولات نظام جهاني برآن شديم تا در اين شماره بيشتر به اين موضوع بپردازيم.
واقعيت اينست كه سلطه غرب سكولار فارغ از معنويت در سدههاي اخير بر جهان با وجود برخي وجوه مثبت آسيبهاي فراواني را براي حيات بشري پديدآورده كه دفع آنها جز با توسل به مكاتب الهي و در صدر آن اسلام (البته به دور از خرافات و الحاقات شخصي برخي متألهين) ميسر نخواهد بود و نگاه اسلام نيز جهاني است و تحقق آرمانهاي آن تنها با همبستگي و وحدت مسلمانان امكان پذير مي باشد ، در ادامه بخشهايي از آراء حضرت امام را در خصوص اين موضوع ميآوريم:
دعوت به وحدت اسلامي بر اساس تعاليم الهي اسلام و بعنوان يك وظيفه از طرف امام (ره) مطرح ميشود چنانكه ميفرمايند: «بايد تعليمات اسلام را گرفت و همانطوري كه اسلام دستور داده است مؤمنين، همه مؤمنين در همه جا برادر هستند و امر كرده است به اينكه اعتصام بحبل الله بكنيد و متفرق از هم نشويد و دستور داده است به اينكه تنازع با هم نكنيد و إلا فشل ميشويد، مسلمين وقتي ميتوانند از گير ابرقدرتها و از گير حكومتهاي فاسد خودشان خلاص بشوند كه اين امر خدا را اجابت كنند. اين دعوت الهي است، از صدر اسلام تا آخر» (صحيفه نور، ج 7، ص 434)
امّا حضرت امام چه طرحي را براي اتحاد مسلمانان ارائه دادند، به نظر ميرسد ايشان در كتاب «ولايت فقيه» به روشني در اين باره توضيح دادهاند؛ در اين كتاب امام با توضيح توطئههاي استعمارگران در سرزمينهاي اسلامي و وجود حكومتهاي فاسد و دست نشانده از لزوم «انقلاب سياسي اسلامي» در هر يك از كشورهاي اسلامي و بعد صدور آن به ساير نقاط سخن ميگويند و در اين راه تأكيد خاص خود را بر نقش ملّتها و بعد علماء اسلام قرار ميدهند. در مقام عمل نيز حضرت امام (ره) در اين راه گام نهادند و به موفقيتهاي چشمگيري نائل آمدند؛ در قسمتي از كتاب مذكور كه در سال 1348 با گردآوري تقريرات درس خارج ايشان تهيه شده است ميخوانيم: «شرع و عقل حكم ميكند كه بايد نگذاريم وضع حكومتها به همين صورت ضدّ اسلامي يا غير اسلامي ادامه پيدا كند. دلائل اين كار واضح است چون برقراري نظام سياسي غير اسلامي به معني بياجرا ماندن نظام سياسي اسلام است همچنين به اين دليل كه هر نظام سياسي غير اسلامي نظامي شرك آميز است چون حاكمش طاغوت است و ما موظّفيم آثار شرك را از جامعه مسلمانان و از حيات آنان دور كنيم و از بين ببريم … اين وظيفهايست كه همه مسلمانان در يكايك كشورهاي اسلامي بايد انجام بدهند و انقلابات سياسي اسلامي را به پيروزي برسانند.»
در ادامه اين بحث حضرت امام (ره) با اشاره به تجزيه وطن اسلام توسط استعمارگران و حكّام مستبد و جاه طلب به ويژه پس از جنگ جهاني اول و ايجاد قلمروهاي كوچك و گماشتن يك مأمور يا دستهاي از مأمورين و عمال استعمار دراين سرزمينها ميفرمايند: «ما براي اينكه وحدت امّت اسلام را تأمين كنيم، براي اينكه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهاي دست نشانده انها خارج و آزاد كنيم راهي نداريم جز اينكه تشكيل حكومت بدهيم. چون بمنظور تحقق وحدت و آزادي ملتهاي مسلمان بايستي حكومتهاي ظالم و دست نشانده را سرنگون كنيم و پس از آن حكومت عادلانه اسلامي را كه در خدمت مردم است بوجود آوريم. تشكيل حكومت براي حفظ نظام و وحدت مسلمين است، چنانكه حضرت زهرا سلام الله عليها در خطبه خود ميفرمايد كه امامت براي حفظ نظام و تبديل افتراق مسلمين به اتحاد است» (ولايت فقيه امير كبير، 1357.ص. 42 )
طرح چنين آرمانهايي از سوي حضرت امام (ره) همواره با مخالفت برخي افراد از جمله بعضي متدينين مواجه بوده است كه گمان ميكردند «چون ما قدرت حاكم كردن اسلام و عدالت را درجهان نداريم، پس وظيفهاي هم در اين زمينه برعهده نداريم.» اما امام خميني (ره) به چنين شبهاتي پاسخ داده و ميفرمودند: «تأخير در رسيدن به همه اهداف دليل نميشود كه ما از اصول خود عدول كنيم. همه ما مأمور به اداي تكليف و وظيفهايم نه مأمور به نتيجه. اگر همه انبياء و معصومين (ع) در زمان و مكان خود مكلّف به نتيجه بودند، هرگز نميبايست از فضاي بيشتر از توانايي عمل خود فراتر بروند و سخن بگويند و از اهداف كلّي و بلند مدتي كه هرگز در حيات ظاهري آنان جامه عمل نپوشيده است، ذكري به ميان آورند.» (صحيفه نور، ج. 21، ص. 95)
حضرت امام (ره) پس از انقلاب اسلامي چنانكه در برنامه خود مشخص كرده بودند به تلاش براي صدور اصول انقلاب و بيداري مسلمانان ادامه دادند، ايشان ميفرمايند: «من به صراحت اعلام مي دارم كه جمهوري اسلامي ايران با تمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايهگذاري ميكند و دليلي هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد.» (امام خميني و قرائتي نوين از دين، نشر ذكر، 1378، ص. 132)
امام خميني (ره) حدود يكسال پس از انقلاب اسلامي نيز تأكيد ميكنند كه با توجّه به ماهيّت اسلامي نهضت، محصور بودن آن در يك كشور پذيرفتني نميباشد: «نهضت براي اسلام نميتواند محصور باشد در يك كشور و نميتواند محصور باشد در حتي كشورهاي اسلامي، نهضت براي اسلام همان دنباله نهضت انبياست. نهضت انبياء براي يك محل نبوده است، پيامبر اكرم اهل عربستان است لكن دعوتش مال عربستان نبوده، محصور نبوده به عربستان، دعوتش مال همه عالم است.» (صحيفه نور، ج. 10، ص. 115)
حضرت امام (ره) به مناسبت سالروز پيروزي انقلاب اسلامي در همان سال ميفرمايند: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر ميكنيم چرا كه انقلاب ما اسلامي است و تا بانگ لاإله إلا الله و محمد رسول الله بر تمام جهان سايه نيقكند مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجاي جهان عليه مستكبرين هست ما هستيم.» (صحيفه نور، ج.11، ص.266)
امام (ره) در زمانهاي مختلفي بر لزوم صدور انقلاب و حمايت از مستضعفين جهان در مقابل مستكبران تأكيد فرمودهواعلام داشتهاند كه «اگر ما در بسته بمانيم قطعاً نابود خواهيم شد. ما بايد حسابمان را صريحاً با قدرتها و ابر قدرتها يكسره كنيم و به آنها نشان دهيم كه با تمام گرفتاريهاي مشقت باري كه داريم با جهان برخوردي مكتبي مينماييم.»
امام خميني (ره) در بندي از وصيت نامه جامع الهي - سياسي خويش نيزخطاب به همه «مسلمانان و مستضعفان جهان» قيام و انقلاب و صراحتاً تشكيل يك دولت اسلامي با جمهوريهاي آزاد و مستقل را توصيه ميكنند: »وصيت من به همه مسلمانان و مستضعفان جهان اين است كه شماها نبايد
بنشينيد و منتظر آن باشيد كه حكّام و دستاندركاران كشورتان يا قدرتهاي خارجي بيايندوبراي شما استقلال و آزادي را تحفه بياورند. … و شما اي مستضعفان جهان و اي كشورهاي اسلامي بپا خيزيد و حق را با چنگ و دندان بگيريد و از هياهوي تبليغاتي ابرقدرتها و عمّال سرسپرده آنان نترسيد و حكام جنايتكار كه دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزيز تسليم ميكنند از كشور خود برانيد و خود و طبقات خدمتگزار زمام امور را بهدست گيريد … و به سوي يك دولت اسلامي با جمهوريهاي آزاد و مستقل به پيش رويد كه با تحقق آن همه مستكبران جهان را به جاي خود خواهيد نشاند و همه مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهيد رساند، به اميد آن روز كه خداوند تعالي وعده فرموده است.» (وصيتنامه ، انتشارات سوره، 1376، ص. 8-57)
امام خميني (ره) براي پيش بردن اين آرمان در مناسبتهاي مختلف از لزوم ايجاد تشكيلاتي با عنوان «حزب مستضعفين» در سطح جهاني سخن ميگفتند، از جمله در سال 58 به مناسبت «روز قدس» كه آنرا جهت همسويي مسلمانان بر ضد رژيم اشغالگر قدس تعيين نموده بودند، ميفرمايند: «روز قدس يك روز اسلامي است و يك بسيج عمومي اسلامي بود و اميدوارم كه اين امر مقدّمه باشد از براي يك حزب مستضعفين در تمام دنيا من اميدوارم كه يك حزب به اسم حزب مستضعفين در تمام دنيا به وجود بيايد و همه مستضعفين با هم در اين حزب شركت كنند و مشكلاتي كه سر راه مستضعفين است از ميان بردارند… ما گفتهايم مكرّر كه اسرائيل اين جرثومه فساد اكتفا به قدس، اكتفا به بيت المقدس نخواهد كرد و اگر مهلت داده شود، تمام دول اسلامي در معرض خطر است. اشتباه سابق بايد جبران بشود به اتحاد مسلمين و تشكيل حزب مستضعفين بر ضد مستكبرين كه در رأس آنها آمريكاي جاني است و نوكر بسيار فاسد او كه اسرائيل است.» (صحيفه نور، ج. 8، ص. 251)
امام خميني(ره) ضمن الگويي كه براي رسيدن به وحدت اسلامي در بعد سياسي آن ارائه ميدادند همواره بر مسأله تقريب مذاهب اسلامي و به طور مشخّص شيعه و سنّي تأكيد فراواني مينمودند و تفرقه ميان اين دو طايفه را كم خطرتر از تفرقه ملّتها نميدانستند. ايشان در سخناني ميفرمايد: «از ملّي گرايي خطرناكتر و غم انگيزتر ايجاد خلاف بين اهل سنّت و جماعت با شيعيان است و القاي تبليغات فتنه انگيز و دشمنيساز بين برادران اسلامي است و بحمدالله تعالي در انقلاب اسلامي ايران هيچ اختلافي بين اين دو طايفه وجود ندارد»(همان،ج. 11، ص. 2-81)
در مجموع بايد گفت امام (ره) ضمن اعتقاد به لزوم تشكيل يك دولت بزرگ اسلامي و تأكيد براي اتّحاد جهان اسلام با توجّه به واقعيّت دولتهاي ملي و سرزميني موجود فرآيند چند مرحلهاي را در راستاي آن آرمان با واقع بيني خاص خود ارائه مينمود.
دراصل يازدهم قانون اساسي «جمهوري اسلامي ايران» - كه امام خميني (ره) آنرا بنيانگذاري نمودند- آمده است: «به حكم آيه كريمه إن هذه أمتـّكم أمّة واحدة و أنا ربّكم فآعبدون (انبياء – 92)همه مسلمانان يك امتاند و دولت جمهوري اسلامي ايران موظّف است سياست كلّي خود را بر پايه ائتلاف و اتّحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش پيگير به عمل آوردتا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد.»