رسانه ملي را دريابيم
رسانه ملي را دريابيم
«أدع إلَي سَبيل ِرَبِّك بِالحِكْمَه وَ الموعِظَه الحَسَنه وجَادِلْهُم بِآلتي هيَ أحسن» (نحل-125)
مغرب زمين كه از قرن پنجم تا پانزدهم ميلادي تحت حاكميت كليسا قرار داشت در پنج قرن گذشته همواره از آن دوران با عنوان عصر سياهي و تباهي ياد ميكند و البته مورخان و انديشمندان منصف غربي اذعان دارند كه اين تاريكي و افول به سدههاي پاياني قرون وسطي مربوط ميشود والا در سدههاي نخستين (و بويژه پيش از ظهور اسلام) آيين مسيحيت چنانكه آگوستين قديس در «شهرخدا» شرح داده است نجاتبخش مغربيان از بربريت و هرج و مرج بوده است اما آنچه كه باعث افول حكومت ديني در غرب شد ـ چنانكه اصلاح گراني چون لوتر و كالون كه «پروتستانتيزم» را بنيان نهادند اذعان مينمودندـ نه مولفههاي حقيقي آيين مسيح بلكه برداشتهاي شخصي و افزودن خرافهها باعث سياهي روزگار شهروندان آن ديار شده است و فرياد برميآوردند كه بايد به متن كتاب مقدس بازگشت و با كشيشاني كه از محتواي آن بيخبرند مبارزه نمود.
آثار ضربهاي كه خرافات و انحرافات روحانيون مسيحي بويژه در اواخر قرون وسطي به دين زدند همچنان در ميان متدينين جهان احساس ميشود چنانكه ماركيستهاي قرن 19 و اوايل قرن 20 دين را عامل عقبماندگي و استثمار ملتهاي مظلوم قلمداد مينمودند.
اما ظهور پيامبرگونه خميني كبير(ره) در عصر ظلمت كه غرب و شرق بر پيكر حقيقت ميتاختند چراغ فروزاني را پيشروي بشريت برافروخت و بارقههاي اميد را در دل مستضعفان جهان روشن ساخت.
بنيانگذار كبير نظام كه خود از روحانيون درباري و تهجر در برخي محافل مذهبي به شدت نگران بود از همان ابتدا با سخنرانيهاي مكرر جامعه را نسبت به خرافات و آلايندههاي ديني آگاهي ميبخشيد و به مسئولان در اين خصوص هشدار ميداد و پس از ايشان نيز رهبر معظم انقلاب به انحاء مختلف بر اين مهم تاكيد فرمودند با اين همه متاسفانه در ساليان اخير بار ديگر شاهد موجي از خيالبافيها وخرافات مذهبي در جامعه اسلاميمان بودهايم، از ادعاهاي دروغين ديدار با امام زمان(عج) بگيريد تا ارتباط با شيطان و
…در اين ميان انتظار ميرود كه دستگاههاي فرهنگي و بويژه رسانه ملي بعنوان دانشگاهي فراگير نقش مهمي را در مقابله با جريانهاي انحرافي ايفا كنند و انصافا در مواقعي اين تلاش مشاهده ميشود با اين حال در مواردي صرفنظر از نيت واقعي دستاندركاران رسانه ملي آنچه در مقام عمل مشاهده ميشود برخلاف اين رويه است براي مثال آنچه كه در يكي از سريالهاي ماه رمضان شبكه اول سيما ترويج ميشود نمودي از خرافهگرايي و تبليغ باورهاي دروغين و شبههافكني در جامعه است و به رغم انتقادات برخي نمايندگان و بزرگاني چون آيتالله مهدوي همچنان بر نمايش آن اصرار ميشود، البته به صدا و سيماي جمهوري اسلامي انتقادات مختلفي وارد است اما موضوع اعتقادات مذهبي افراد جامعه و نحوه تعامل با دين مساله بسيار مهمي است كه نبايد به سادگي از كنار آن گذشت.