به سوي انسجام اسلامي

  «وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ * فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ »(مؤمنون،3-52)

   رهبر فرزانه انقلاب اسلامي روز گذشته‌ در ديدار كارگزاران نظام تأكيد فرمودندكه «عيد واقعي هنگامي تحقق مي يابد كه امت اسلامي دودستگي را كنار بگذارند»،گردهمايي عظيم مسلمانان جهت اقامه نماز عيدفطر در سراسر جهان انسان را بدين فكر رهنمون مي سازدكه چقدر ميان ظرفيت بالقوه و وضعيت بالفعل مسلمانان براي انجام كارهاي بزرگ و دفع معضلات ناشي از فقدان ايمان و معنويت در دنياي معاصر فاصله داريم.

اماهرچند امروز در نگاه اول جهان اسلام زخم‌هاي عميقي را بر تن دارد؛ اشغال فلسطين، عراق و افغانستان ، سيطره حكومت‌هاي فاسد و مستبد در مصر، پاكستان و … ،وابستگي سران كشورهاي حاشيه خليج‌فارس و برخي آفريقايي‌ها به كشورهاي غربي ، نفوذ صهيونيست‌ها در تركيه و كشورهاي حوزه قفقاز و تشديد محدوديت اقليت‌هاي مسلمان در كشورهاي مغرب زمين . اما وقتي با نگاهي عميق‌تر تحولات جهاني و فرصت‌ها و چالش‌هاي موجود را بررسي مي‌كنيم با اطمينان مي‌توانيم با برخي ملاحظات به آينده جهان و موقعيت مسلمانان اميدوار باشيم.

اگرچه سران جبهه استكبار بويژه از دهه 90 ميلادي در قالب طرح «نظم نوين جهاني»(New World Order) و بكارگيري ابزارهاي «جهاني‌سازي» (Globalization)در عرصه‌هاي مختلف فرهنگي ـ رسانه‌اي، اقتصادي، سياسي ـ‌ نظامي و … كوشيده‌اند ارزش‌ها و مطامع خاص خود را بر جهان حاكم سازند اما تحولات تكنولوژيك در عرصه ارتباطات و بيداري افكار عمومي جهان و تا حدي تلاش نخبگان متدين و بويژه مسلمانان باعث شده است آنان چندان به اهداف خود نزديك نشوند.

امروزه رسانه‌هاي غربي ناگزير به انعكاس پرسش‌هاي بنيادين مردمي مي‌پردازند كه از مسئولان خود سئوال مي‌كنند چرا در شرايطي كه آمار جرم و جنايت و شكاف طبقاتي در كشور خودشان به شدت روبه افزايش است امكانات ملي‌شان را به بهانه‌هاي واهي كه هيچگاه اثبات نشده است صرف اشغال سرزمين‌هاي ديگر مي‌كنند.

با محدوديت‌هاي روزافزون حقوق شهروندي مباني ليبرال دموكراسي غربي با بحران‌هاي جدي مواجه شده و استراتژيست‌ها و انديشمندان برجسته آنها از وقوع بحران فكري و فلسفي سخن مي‌گويند.

كوچكترين ترديدي وجود نداردكه اگر مسلمانان بتوانند بر برخي معضلات داخلي غلبه و براساس مباني اسلام رفتار نمايند چنانكه پروردگار متعال در قرآن وعده داده است با پرچمداري قيام مستضعفين وارثين زمين خواهند بود.

در اين ميان جمهوري اسلامي ايران براساس مباني ديني قانون اساسي و رهنمودهاي بنيانگذار كبيرنظام(ره) از رسالت ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد و طبعا پي‌گيري آرمان‌هاي انقلاب كه بخشي از آن در سند چشم‌انداز 20 ساله ترسيم شده است (همچون تبديل شدن به قدرت اول منطقه و الهام بخش درجهان اسلام) مستلزم برنامه‌ريزي‌هاي دقيق و هدفمند توسط نخبگان كشور مي‌باشد و تدوين برنامه پنجم توسعه كشور نيز مي‌بايست با همين رويكرد صورت پذيرد.

مع‌الوصف با وجود تحولات مهمي كه در پي انتخابات سوم تير در راستاي ارزش‌هاي انقلاب صورت پذيرفت بخشي از اركان مهم نظام همچنان در مقابل اين رويكرد مقاومت مي‌كند و عملكرد آنها به مراتب از شخص رياست جمهوري عقب‌تر مي‌باشد كه در اين ميان دو وزارتخانه كليدي «نفت »و «امور خارجه » بيشتر جلب توجه مي‌كند، متاسفانه با وجود شعارهاي مهم دولت نهم در خصوص شايسته‌سالاري و طراحي مكانيزم عادلانه براي بكارگيري استعدادهاي جوانان كشور اين دو وزارتخانه بيش از سايرحوزه‌ها با روشي سنتي و ملوك‌الطو ايفي اداره مي‌شود و آقازادگان و نورچشميهاحرف نخست را در تصدي پستهامي‌زنند كه خود مي‌تواند در مسير اهداف ارزشمند دولت نهم آسيب‌زا باشد و شايسته است تغييرات در آنها با جديت بيشتري دنبال شود.