جوانان در انتظار

«وَأنّه خَلقَ آلزّوجَينِ‌آلذّكروآلأنثي»(نجم-45)

  تكراريك مساله اجتماعي از روش‌هاي مهم تاكيد بر اهميت آن و جستجوي راهكارهاي مناسب براي حل مساله مي‌باشد چه اينكه گاهي حل نشدن يك مشكل براي‌ مدت طولاني زمينه‌ساز فراموشي ظاهري آن مي‌شود بدين معنا كه انديشمندان و نخبگان جامعه از پرداختن به مشكل پرهيز مي‌كنند حال آنكه به لحاظ واقع رنج حاصل از وجود عيني آن همچنان گريبانگير جامعه مي‌باشد.

براساس آمار رسمي ميانگين سن ازدواج پسران دركشور ما 5/27 سال‌و متوسط سن ازدواج دختران 5/23 سال مي‌باشد، حال آنكه براساس آموزه‌هاي اسلامي و به لحاظ طبيعي سن بلوغ پسران 15 و براي دختران 9 سال مي‌باشد و وقتي به نسبت بالاي 50 درصدي جوانان در جمعيت بيش از 72 ميليوني كشور توجه مي‌كنيم عمق فاجعه را بيشتر درمي‌يابيم. ما مدعي هستيم كه مردمي مسلمانيم و در كشوري زندگي مي‌كنيم كه حدود و ثغور اخلاقي ازجمله در مسائل جنسي در آن رعايت مي‌شود و دستگاه‌هاي حكومتي ما نيز در تلاشند تا با بي‌بندوباري در جامعه مقابله كنند اما آيا اين مساله كافيست؟

موضوع ازدواج جوانان از ابعاد مختلفي برخوردار مي‌باشد در اين مجال بنا ندارم به مسائل اقتصادي اعم از اشتغال، مسكن و … بپردازم كه در جاي خود پرداختن علمي و مكرر بدانها ضروري است اما آنچه در اينجا مايلم مورد تاكيد قرار دهم فقدان عزم و اراده لازم براي ترويج فرهنگ ازدواج و تسهيل آن مي‌باشد و بعضاً عقب‌نشيني برخي مسئولان از طرح موضوع به سبب برخي خناسي‌ها و سوء استفاده‌هاي دشمن مي‌باشد. چنانكه پس از اظهارات وزير كشور بسياري از كساني كه در ايران و جهان سالها به تبليغ روابط آزاد جنسي پرداخته و به لحاظ نظري براساس مباني ليبراليسم و اومانيسم از آن دفاع كرده بودند فرياد برآوردند كه حقوق زنان در آستانه تضييع است و …

پرهيز از پرداختن اصولي به مساله ازدواج و حل مشكلات روحي‌و جسمي جوانان جامعه از طريق‌مشروع‌، خواه ناخواه زمينه‌ساز گسترش آشكار و نهان فساد در كشور خواهد شد كه خود از عوامل اصلي سقوط ملت‌هاست.لذا برعهده نخبگان اعم از حكومتي و غير حكومتي است كه فارغ از هياهوهاي سياسي به مسائل عمده اي چون ازدواج جوانان كه همچنان باعث آزار مردم بيش از پيش اهتمام ورزند و بسارهاي لازم را براي حل آنها فراهم سازند.