باز تأملي بر زيست عاشورايي


‏«بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند وآنان همان رستگارانند »(آل عمران- 104)

 ‏

‏   از توفيقات بزرگ ملت ما ارادت ويژه به خاندان اهل بيت(ع) مي‌باشد و اين مهم در مقاطع حساس تاريخي دستاوردهاي بزرگي براي ايران زمين به همراه داشته است چنانكه سرزمين ما هيچگاه تحت استعمار قرار نگرفت‌وقيام‌هاي متعدد مردمي دردوران سلاطين قاجار و پهلوي با بهره‌مندي از آموزه‌هاي ديني مانع از تداوم مظالم آنها شد.‏
مع‌الوصف با وجود اينكه ما مكررا در زيارت عاشورا از خداوند مي‌خواهيم كه حيات ما را بمانند اهل بيت‌(ع) و مرگ ما را نيز همچون آن بزرگواران قرار دهد (اللهم‌آجعل محيايَ محيامحمّدوآل محمّد ومماتي مماتَ محمّدوآلِ‌محمْد)در مقام عمل ميان زيست ما و منش زندگي آنها فاصله چشمگيري ملاحظه مي‌شود به گونه‌اي كه گاهي ناخواسته به روش دشمنان آنها نزديك‌تر مي‌شويم مثلا در مورد عتبات عاليات مكررا مشاهده مي‌شود كه ما هزينه‌هاي هنگفتي را صرف آينه‌كاري و گچ‌كاري‌هاي ظريف مي‌كنيم و از فقرايي كه دراطراف يا خود شهرهاي مقدس زندگي مي‌كنند غفلت مي‌كنيم حال آنكه اين نحوه عملكرد بيش از آنكه با زندگي امام رضا(ع) يا امامين عسگرين(ع) نزديك باشد با شيوه هارون الرشيد، مأمون و متوكل عباسي شباهت دارد چنانكه با وجود نياز شديد مبارزان،بر ضد اشغالگراني كه به وضوح ناموس مسلمين‌را در عراق و فلسطين مورد‌ تجاوز قرارمي دهند‌، به يك قبضه سلاح و قدري امكانات اوليه ما با اسم اهل بيت(ع) مبالغ كلاني را به‌ اموري اختصاص مي‌دهيم كه حقيقتا در مكتب نبوي امامان ما از اولويت برخوردار نمي‌باشند. ‏
‏   در مورد قيام امام حسين(ع)‌،همه مي‌دانيم كه آن حضرت هدف اصلي قيام را"امر به معروف‌ونهي‌از‌منكر" اعلام فرمود و چون مي‌ديد كه حكومت به رغم اسم اسلامي دچار انحرافات گسترده‌اي در عمل شده است براي اصلاح امور امت رسول الله از جان و مال و خاندان خود درراه خدا گذشت حال آنكه ما مشاهده مي‌كنيم بسياري از افرادي كه بعضا تا دير وقت نيز به عزاداري پرداخته و براي مراسم ابا عبدالله خرج مي‌دهند به رغم ادعاهايشان در مقام عمل براي حفظ پست و جايگاه ولو كوچك خود‌از هرگونه امر به معروف و نهي از منكر نسبت به مسائل پيرامون خود بويژه وقتي به مقامات مافوقشان مربوط مي‌شود، پرهيز مي‌كنند و همين سكوت وخودداري از تذكر درخصوص خطاها به فساد تدريجي يك نظام و حتي استحاله آن مي‌انجامد.‏
درحقيقت عاشورا تجلي مكتب اسلام است ، مكتبي كه درآن "دنيا" نه پايان راه بلكه تنها مرحله گذار و آزمايش است وسعادت بشر در اين است كه از آن درراستاي اجراي آموزه هاي الهي براي گسترش عدالت و خدمت به بشراستفاده نمايد و فريفته زيباييهاي ظاهري اعم از ثروت و مقام و مدرك نشود چنانكه خداوند متعال مي فرمايد: "اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است اى كاش مى‏دانستند "(عنكبوت_64) ‏