تاكيدي بر ضرورت تشكيل‌ارتش اسلامي

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ»(توبه‌-123)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد با كافرانى كه مجاور شما هستند كارزار كنيد و آنان بايد در شما خشونت بيابند و بدانيد كه خدا با تقواپيشگان است

ادبيات حاكم بر متون موجود در حوزه روابط بين‌الملل كه عمدتا توليد انديشمندان غرب بوده و بر مراكز دانشگاهي و دانش‌آموختگان كشور ما نيز غلبه يافته است گاهي مانع از آن است كه نخبگان سياسي كشورمان رهنمودهاي اسلامي را در اين حوزه مورد بررسي و اجرا قرار دهند.

درمتون اسلامي اساسا مرزبنديهاي جعلي تحت عنوان دولت ملت‌ها (Nation-states) پذيرفته نيست و مسلمانان و بويژه حكام نسبت به سرنوشت همه مسلمانان در هر نقطه ازجهان مسئوليت دارند.

چنانكه جهاد دفاعي براي مبارزه با متجاوزان به اراضي و ناموس مسلمين بر زن و مرد و پير و جوان واجب است و حتي نيازي به اذن حاكم شرع نيز نمي‌باشد اما تصميم‌گيري در خصوص جهاد ابتدايي براي از بين بردن كفار و رهايي مستضعفين برعهده حاكم اسلامي است.

آنچه در ساليان اخير شاهد بوده‌ايم و گاهي همچون مورد غزه در هفته گذشته ميزان آن شدت مي‌يابد تعديات مكرر جبهه استكبار به مسلمانان بوده كه با سوء استفاده از ضعف و افتراق موجود درجوامع مسلمان‌نشين صورت پذيرفته است.

قابل انكار نيست كه مسلمانان با وجود برخورداري‌از ظرفيت‌ها و فرصت‌هاي فراوان وارزشمند مادي ومعنوي درسده هاي اخير مشكلات بسياري در ميان خود داشته اند كه از ابعاد متعددي برخوردار بوده است. فاصله گيري مردم ازارزشهاي اخلاقي واجتماعي اسلام- همچون تآكيدبر علم آموزي‌در بالاترين سطح‌، كارو توليد زياد و صرفه جويي در مصرف،پرهيز از كبرو حسد و...- غفلت علما از مسائل روز و توقف در دستاوردهاي علماي قديم ، وجود حاكمان فاسد‌و وابسته تنها بخشي از اين مشكلات بوده كه تفصبل آن مجالي ديگر را مي طلبد.

با اين همه وجود چنين مشكلاتي مانع ازآن نيست كه ما از چشم انداز آينده جهان اسلام‌و‌وعده‌هاي‌الهي در اين خصوص نا اميد شويم چنانكه خميني كبير(ره)بر اساس همين چشم انداز ديني قيام الهي خود را آغاز فرمود و در ميان ناباوري سست ايمانها انقلاب شكوهمند اسلامي را به پيروزي رساند و ما را به سوي تشكيل حكومت جهاني اسلام و رهايي تمامي مستضعفين جهان رهنمون ساخت.

بااين حال‌بي ترديد نحوه‌اقدامات وشيوه‌عملكرد ما در سرعت بخشيدن يا كندي روند تحقق اين آرمانها مؤثر خواهد بود.

آنچه در اين نوشتار كوتاه مورد تأكيد نگارنده‌مي باشد اين است كه جمهوري اسلامي از نقش محوري كه بر اساس رهنود هاي ولابت فقيه و قانون اساسي برعهده دارد در مقام عمل فاصله زيادي داشته و متاسفانه با وجود تاكيد حضرت روح الله بر اينكه مملكت اسلامي بايد همه اش نظامي باشد اشتغال و سرگرميهاي روزمره برخي مسئولان فرهنگي و اقتصادي باعث شده كه حتي نظاميان ما هم از رسالت جهاني خود براي ساماندهي به هسته هاي مقاومت در ديگر كشورهاي جهان غفلت كنند و در شرايط حساسي چون قتل عام مردم افغانستان، عراق و فلسطين در مقابل دشمني كه جز زور را تمي فهمد كار چنداني از دست ما برنيايد و مشابه اقليتهاي مسلمان كشورهاي غربي به چندبيانيه محكوميت و تظاهرات و نهايتاً برخي كمكهاي مادي بسنده كنيم .بياييد موضوع تشكيل ارتش جهاني اسلام را جدي تر از گذشته دنبال نماييم.