عراقما و دشمنان آن
عراقما و دشمنان آن
«ولَقد أرسلنا مِن قبلِك رسلاً إلي قومهم فجاءوهم بالبيّنات فآنتقَمنا من الّذين أجرموا و كانَ حقّاً علينا نصرُالمؤمنين» (روم ـ 47)
اين هفته پس از ماهها مجادله و رايزني نهايتاً با توافق گروههاي مختلف عراقي در مورد امكان تغيير پيشنويس قانون اساسي عراق( پس از همهپرسي) اين پيشنويس به رأيگيري گذارده شد و آخرين اخبار نيز حاكي از استقبال نسبتاً چشمگير مردم عراق بويژه در مناطق كردنشين و شيعيان ميباشد و البتّه مردم در برخي شهرها كه بيشتر مورد حملات نظامي آمريكا واقع شده يا به نوعي به رژيم بعث صدام وابستگي بيشتري داشتهاند به اين پيش نويس رأي مثبتي ندادند.
به لحاظ ظاهري با تصويب قانون اساسي عراق چشم انداز مناسبي پيش روي مردم اين كشور قرار ميگيرد بويژه اينكه در پيشنويس قانون اساسي اسلام بعنوان مرجع اصلي قانونگذاري مطرح شده و سعي شده حقوق اقشار و گروههاي مختلف اين سرزمين در نظر گرفته شود (البته بسياري از اهل سنت كه به نوعي در حزب بعث عضويت داشتهاند نسبت به اصلي كه اين افراد را از حقوق اجتماعي محروم ميكند معترض بودند كه قرار شد اصلاحاتي صورت پذيرد).
معالوصف در شرايط فعلي بايد به برخي ظرائف در عملكرد دشمن توجه داشت؛ واقعيت اينست كه نيروهاي اشغالگر عراق با مشكلات عديدهاي مواجه شدهاند به خصوص آمريكا كه بنابر اعلان برخي منابع تاكنون بيش از 19000 كشته در عراق بر جاي گذاشته است واز كنترل موج انفجارها و ناامنيها عاجز بوده واز سوي ديگر با حجم وسيعي از اعتراضات مردمي ومخالفتهاي كارشناسان و سياستمداران درخاك ايالات متحده مواجه شده و همچنين در عرصه بينالمللي نيز با انتقادهاي جدي روبرو بوده هست.
با اين شرايط آمريكا ميكوشد به نوعي خود را از منجلابي كه بدان گرفتار آمده نجات دهد و در همين حال به هيچ وجه بنا ندارد با وجود هزينههايي كه در عراق صرف كرده از اهداف خاص سياسي واقتصادي خود در منطقه صرفنظر كند؛
دستيابي به ذخاير عظيم انرژي (خصوصاً نفت)، مهار ايران و اعراب و دفاع از رژيم صهيونيستي و ترويج الگوي ليبرال سرمايهداري با مباني سكولاريستي مواردي هستند كه صراحتاً در بيانات سياستمداران و استراتژيستهاي آمريكايي اظهار ميشود.
با وجود اين از آنجايي كه ملّت عراق بخشي ازامت اسلامند و ايمان ديني جزوي لاينفك از وجود مردمان اين سرزمين شده است ( توجه داريم كه قبل از حمله مغولان بغداد چندين قرن پايتخت جهان اسلام بوده است ) وبا لحاظ جايگاه رفيع مرجعيت نزد مردمان اين كشور كارشناسان آمريكايي و مشاوران مزوّر انگليسي آنها كه سابقهاي طولاني دراستعمار اين منطقه دارند با مطالعه وضعيّت مردم اين حوزه ميكوشند تا اهداف خود را به گونهاي گام به گام به پيش ببرند و حتّيالامكان حساسيّتها و مخالفتها را كاهش دهند.
آنچه مهم است هشياري مسلمانان در اين مقطع است كه مقهور برخي ظواهر نشوند و طبعاً اين هشياري به معناي حركتهاي شتابزده و احساسي نيست بلكه لازم است مسلمانان با سنجش دقيق شرايط سعي كنند دشمنان را در مسيري كه طي ميكنند از رسيدن به اهداف شومشان بازدارند تأكيد بر اجراي اصول بنيادين قانون اساسي گامي در اين راستا است (چه اينكه اصل حاكم بودن اسلام بر تمام قوانين براي مثال در قانون اساسي ايران دوران پهلوي نيز وجود داشت امّا هيچگاه اجراء نمي شد ) و در اين راه توجه به اوامر مقام ولايت ازاهميّتي اساسي برخوردار ميباشد و از اين طريق مي توان به خروج كامل اشغالگران از سرزمينهاي اسلامي اميدوار بود.
از پروردگار متعال برافراشته شدن پرچم عدالت اسلامي دراقصي نقاط جهان را مسألت مي نمائيم.