جايگاه اخلا‌ق در سياست ما

«تلكَ الدَّار الآخرَهِ نَجعَلهَا للَّذينَ لَا يريدونَ علوًّا في الأَرض وَلَا فَسَادًا وَالعَاقبَهِ للمتَّقينَ » ‌( قصص-3 )

    آن سراي آخرت را براي كساني قرار مي‌دهيم كه در زمين خواستار برتري و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است ‌ 
از معضلا‌ت عرصه سياست نوين كه متأسفانه برخلا‌ف دستورهاي صريح قرآن در كشور ما نيز تاحدي رواج دارد دوري سياست و سياستمدارا ن از آموزه هاي اخلا‌قي است .حال آنكه سياست از زمان حضرت آدم و در ميان انديشمندان باستان همچون ارسطو و افلا‌طون با اخلا‌ق گره خورده است و تنها از زمان ماكياول بود كه از آن جدا دانسته شد.
با اين حال بايد اذعان كرد كه برغم جدايي دين از سياست در دنياي غرب برخي  مكانيسمها وآموزه هاي  سياسي همچون شفافيت‌ وتكثر رسانه ها و تاثير افكار عمومي كه خود نوعاً متأثر از فطرت الهي انسانهاست مانع از فساد و خيانت گسترده در ميان دولتمردان و قانونگذاران آن ديار مي شود .اما در كشورهاي اسلا‌مي مهمترين عامل كنترل رفتار سياستمداران  اعتقادات ديني آنهاست كه هرچند زيباييهاي وصف ناپذيري را در رفتار آنها پديد مي آورد لكن چنانچه در مواردي اينگونه باورها وجود نداشته يا ناديده گرفته شود تصوير مشمئزكننده اي از متدين نماها به دنبال خواهد داشت.
متأسفانه در طول سالهاي انقلا‌ب اسلا‌مي نيز با وجود سلا‌مت سران عاليرتبه نظام و تاكيد آنها  بر رعايت موازين شرعي و اخلا‌قي در ميان مديران و مسئولا‌ن مياني شاهد رفتارهاي ضد اخلا‌قي آنها با مخالفان و بعضاً منتقدان بوده ايم كه دلزدگي بسياري از مردم را بوجود آورده است .رواج دروغ ،غيبت، تهمت‌و تخريب  رقبا به بهانه هاي واهي وگاهي سوء استفاده از مقدسات و باورهاي مذهبي پديده نامباركي است كه نظام گرانبار جمهوري اسلا‌مي را مغشوش مي‌كند و و از دامنه دوستان آن‌كاسته و بر تعداد دشمنانش مي افزايد .
‌  اما ازمهمترين نتايج فقدان اخلا‌ق در سياست صدر نشيني كم مايگان و به حاشيه راندن شايسته گان است كه چنانچه با حضور پررنگ بزرگان برطرف نشود آسيب‌هاي جبران ناپذيري را خصوصاً در نظام ديني ما به دنبال خواهد داشت.
فعالا‌ن سياسي مي بايست اسوه اخلا‌ق باشند و اين مهم جز با تواضع، شفقت ومهرورزي با خلق الله بويژه اقشار مستضعف، ساده زيستي و آنچه در متون اخلا‌قي اسلا‌م آمده است ميسر نمي باشد. ‌ 
   ‌