همراهي با مستضعفان مغرب‌زمين

«إنّ‌آلّذين ءَامنوا و الّذين هادوا و النّصَري و الصبِئين مَن ءَامَن بِالله و اليومِ الآخِر وعمِلَ صالحاً فَلَهُم أجرُهم عندَ ربّهم و لا خوفٌ عَليهم وَ لاهم يَحزنون» (بقره ـ62)

اكنون قريب سه هفته است كه جمع كثيري از به اصطلاح حاشيه‌نشينان در كشورهاي فرانسه، آلمان، بلژيك، يونان، اسپانيا،انگليس، هلند، پرتغال و آمريكا به اشكال مختلف بر ضد جريان مادي نفع محور وفردگراي سرمايه‌داري غرب جنبشي را سامان داده‌اندكه ديدگان جهانيان را به سمت برخي نقطه‌ضعف‌هاي اساسي آن ديار جلب نموده است.

ظاهر نظام سياسي غرب ليبرال دموكراسي است كه در لغت به معناي حكومت مردم مبتني بر آزادي ايشان مي‌باشد اما در مقام عمل هيچگاه اين مدّعا نتوانست نشاط و آرامش موعود خود را در جامعه محقق سازد، مباني سكولاريستي در برنامه‌ريزي اجتماعي خواه ناخواه جامعه را با بحران‌هاي اساسي مواجه مي‌سازد چه اينكه در الگوي انسان محور (اومانيستي) بسياري از ارزش‌هاي حيات‌بخش چون ايثارگري محو مي‌شود كه تبعات سوء آن نه صرفاً اقتصادي بلكه در ابعاد مختلف از جمله روانشناختي است.

در تبيين و تحليل وقايع جاري غرب نيز نبايد تنهابه برخي علل سطحي و ظاهري پرداخت ، آنچه اين جريان را نهايتاً ساقط خواهد كرد مباني فاسد نظري است كه در قالب تمدن آن تبلور يافته است و ما نيز چنانكه بخواهيم سياست‌هاي خود را براساس رسالت خويش در قبال تحولات مغرب‌زمين تدوين نماييم لازم است مقدمتاً با اقدامات گسترده فرهنگي بويژه با استفاده از رسانه‌ها چرايي وچگونگي اضمحلال مباني غرب را بيان و الگوي سعادت بخش بشر را براساس آموزه‌هاي و حياتي تبيين نموده و همزمان برنامه عملياتي خود را براي سركوب جريان منحرف و جايگزيني نظام مطلوب با قوت به پيش ببريم.

اين نوشتار را با عبارتي از وصيتنامه الهي حضرت روح‌الله (روحي‌فداه) به پايان مي‌رسانيم « و شما اي مستضعفان جهان واي كشورهاي اسلامي ومسلمانان بپاخيزيد وحق را با چنگ و دندان بگيريد واز هياهوي تبليغاتي ابرقدرت‌ها و عمال سرسپرده آنان نترسيد... و بسوي يك دولت اسلامي با جمهوريهاي آزاد و مستقل به پيش رويد كه با تحقق آن همه مستكبران جهان را به جاي خود خواهيد نشاند و همه مستضعفان را بامامت و وراثت ارض خواهيد رساند باميد آن روز كه خداوند تعالي وعده فرموده است.»