الگوي مبارزاتي نواب براي نسلهاي آتي
الگوي مبارزاتي نواب براي نسلهاي آتي
«وآصْبِر نَفْسَك مَعَ الّذين يَدعوُنَ رَ بَّهم بِالغَدو
ةِ وَ العَشيّ يُريدوُنَ وَجْهَهَ وَ لاَتَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُم تُرِيدَ زينه الحيوة الدّنيا... إنَّ آلّذينَ ءَامَنوا وَ عَملوا آلصّالِحات إنّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَن أَحْسَنَ عَمَلاً» (كهف 30-28)دهههاي 1320 و 1330 (1940و 1950ميلادي) تحولات مهمي را در كشور ما و عرصه بينالمللي در برميگيرد، در اين دوره با خاتمه جنگ جهاني دوم با بيش از 50 ميليون كشته كه بر اثر رقابت جهان سرمايهداري پديد آمد،نوعي سرخوردگي جوامع مختلف را در برگرفته بود و محافل فكري نيز با نوعي خلاء ايدئولوژيك مواجه شده و درجستجوي مكاتبي براي پاسخ به انبوه سئوالات و شبهات پديد آمده بودند، در كشور ما نيز كه دوره استبدادي رضاشاه با تبعيد و مرگ وي پايان يافته بود و مناطقي از كشور تحت سيطره بيگانگان رقيب قرار داشت (شمال غرب شوروي و درجنوب انگليس و سپس آمريكا) به لحاظ سياسي و فرهنگي تا حدودي فضاي بازي پديد آمده بود كه متأثر از جريانهاي غالب بينالمللي اين فضا را غالباً نشخواركنندگان ليبرال سرمايهداري غرب و ماركسيسم شرق اشغال كرده و بيشترين هجمهها را به اصول و ارزشهاي ديني جامعه وارد ميساختند و بدنه سنتي جامعه روحانيت ما نيزقادر به پاسخگويي نبود چه اينكه بسياري از ايرادات وارد بر آن نيز موجه مينمود.
دراين ميان اقليت نخبه جهان اسلام و در رأس همه حضرت امام خميني(ره) با ارزيابي وضع موجود ، درصدد انجام طرح جامع فكري و عملي براي دگرگوني اين ساختار برآمدند كه از نامه ارديبهشت 1323 آن بزرگوار و كتاب «كشف الاسرار» به وضوح اين مهم آشكار ميگردد، در اين بين گروهي نيز همزمان با پيگيري آن طرحها برخي اقدامات سريع و عملي را لازم دانسته و بدان مبادرت ورزيدند ، جمعيت فدائيان اسلام با محوريت« شهيدسيد مجتبي نواب صفوي» مهمترين جلوه اين حركت در دوران ياد شده ميباشد.
نواب و پيروانش كه به حق عاشقان شهادت در راه اسلام بودند همزمان در چندين جبهه مبارزه ميكردند كه موارد ذيل را ميتوان مهمترين آنها دانست؛
1- مبارزان باراه زنان انديشه در ميان به اصطلاح روشنفكران همچون «احمد كسروي» كه با سوء استفاده از شرايط پيش آمده بزرگترين اهانتها را به مقدسات و ارزشهاي اسلامي وارد ميساختند.
2- مبارزه با دستگاه جبار شاهنشاهي كه تبلور آن در ترور انقلابي رزم آرا و هشدار و بركناري حسين علاء قبل از نخستوزيري مصدق بود.
3-مبارزه با جريان متحجر در حوزههاي علميه كه به انحاء مختلف با جريان فدائيان اسلام مقابله مي كردند و ميكوشيدند آنرا درتضاد با مرجمعيت شيعه جلوه دهندحال آنكه نواب بارها در پاسخ به مخالفان تأكيد كرده بود نسبت ما با مرجعيت نسبت سرباز است با فرمانده و تا سرباز زنده است فرمانده به ميدان نمي آيد.
4-برخورد با جريانهاي انحرافي جهان اسلام كه نمونه آنرا در همكاري فدائيان با اخوان المسلمين و ديدار نواب با حسن البناء و هشدار رسمي وي به جمال عبدالناصر كه با شعار ناسيوناليسم به سركوب اخوان پرداخته بود ، ملاحظه مي كنيم.
5-مقابله با صهيونيسم بينالملل و دفاع از ملت مظلوم فلسطين چه اينكه در سال 1327 هـ ش در اولين جنگ مستقيم اعراب و رژيم غاصب صهيونيسم تنها فدائيان اسلام بودند كه با ثبت نام پنج هزارنفر از هواداران خود به رغم ممانعت دولت در صحنه جنگ با رژيم اشغالگر (1948 م.) حضور يافتند.
نواب و جمعيت فدائيان اسلام كوشيدند مفاهيم اصيل ديني را كه دچار تحول معنايي شده بودند به صواب احياء كنند و اين موضوع مهمي است كه در عصر ما اهميتي مضاعف دارد چنانكه امروزه به بسياري از عملياتهاي استشهادي از سوي دشمنان ما اطلاق «تروريسم» ميشود و متأسفانه بسياري از جريانات مغرض و يا غافل داخلي نيز آنرا تاييد ميكنند. در ساليان اخير با رشد و غلبه جريان كاپيتاليستي با محوريت نومحافظهكاران جهان خوار آمريكا و همدستان صهيونيست آنها جريان اسلام ناب با تنگناهاي خاصي مواجه شده است نه از آن بابت كه دشمنان خارجي قادر به وارد ساختن ضربههاي اساسي بدين جريان باشند بلكه عمده نگراني ازناحيه راحت طلبان و زراندوزان داخلي و هم دستان ظاهراً مذهب گراي آنان مي باشد چه اينكه ضرباتي كه جريان اسلام ناب از جريان اسلام آمريكايي متحمل شده است به مراتب بيش از ضربات مستقيم آمريكائيان بوده و هست و دشواري فرزندان روح الله نيز (همچون خود آن بزرگوار بويژه زماني كه در نجف اشرف به سر ميبردند) از اين بابت است، همچون كساني كه خود را مدافع ظواهر اسلامي نشان ميدهند اما در برابر مفسدان اقتصادي نه تنها برخوردي نشان نميدهند بلكه بعضا آنها را ياري ميكنند و برخي از آنها نيز خود آشكارا فساد ميكنند.
مگر نه اينكه در شرايط فقر حدود 40 درصدي اعضاي جامعه اسلامي زندگيهاي تجملاتي و اسرافهاي آنچناني اساساً فساد محسوب ميشود بخصوص اگر از ناحيه مسئولان نظام جمهوري اسلامي صورت پذيرد و اصرار حاج خانمها نيز به هيچ وجه اينگونه كثافت كاريها را توجيه نخواهد كرد و اگر بخواهيم به معناي واقعي كلمه عدالت را در جامعه برقرار كنيم و از آن مهمتر فرهنگ عدل را كه همان فرهنگ اصيل اسلامي است نه تنها در كشور خود كه در سطح جهان اسلام و عرصه بينالمللي حاكم نماييم ناگزيريم از شيوههاي مورد استفاده جريان نواب استفاده كنيم و مطمئن باشيم بدون خون شهيد پرچم اسلام ناب برافراشته نخواهد شد و اداي عدالتخواهان را در آوردن و آنچناني زندگي كردن در بلندمدت از سوي حقيقتجويان و مبارزان راه حق تحمل نميشود، به اميد زمينهسازي حكومت نهايي مستضعفين برزمين با پرچمداري مهدي موعود(عجّل الله تعالي فرجه الشّريف)كه وعده پروردگار عالم است.