ملاحظاتي پيرامون نامه رئيسجمهور به بوش
ملاحظاتي پيرامون نامه رئيسجمهور به بوش
«أُبَلّغكُم رِسَالاتِ رَبّي وَ أَنْصِحُ لَكُم وَ أَعلَم مِنَ الله مَا لَا تَعْلَمُون* أوَعَجِبْتُم أنْ جَاءَكُم ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُم عَلَي رَجُلٍ مِنُكم لِيُنْذِرَكُم وَ لِتَتَّقُوا وَ لَعَلَّكُم تُرحَمون* فَكَذَّبُوه فَأنْجَيْنَه وَآلَّذِينَ مَعَه...» (اعراف، 4ـ62)
در سيره ائمه (عليهمالسّلام) بويژه پيامبر اعظم (صليالله عليه وآله) دعوت سران كفر به راه حق و پرهيز از ممانعت در مورد ترويج معرف الهي در ميان مردم متداول بوده است چنانكه حضرت امام (رحمهالله عليه) نيز پس از تشكيل حكومت به اين اقدام مبادرت ورزيدند كه نمونه برجسته آنرا در نامه ايشان به گورباچف شاهد بوديم هر چند به ندرت سردمداران جريان استكبار بدينگونه دعوتها پاسخ مثبت دادهاند و برخلاف ملتها زيربار حقيقت نرفتهاند لكن به هرحال خصوصاً هنگاميكه تنشها ميان جبهه حق و جريان باطل فزوني مييافتههشدارهاي لازم از سوي رهبران اسلام براي پيشگيري از درگيريهاي خونين به اتحاء مختلف ابرازمي شده كمااينكه خطبههاي پيش از جنگهاي امام علي (عليهالسّلام) مشهور است.
با اين وجود ابلاغ چنين پيامهايي تاجايي كه ما سراغ داريم به صورتمحرمانه و سرپوشيده صورت نپذيرفته و حتي اگر نامه مكتوبي مبادله ميشده دست كم محتواي آن به اطلاع مؤمنين نيز ميرسيده است به گونهايكه ميتوان بسياري از اين نامهها را نامههاي سرگشاده خواند كه با وجود پيش بيني عدم پذيرش مخاطبان رسمي ،نگارندگان آگاهي تودهها را مدنظر قرار ميدادهاند.
به هر حال ما ضمن حمايت از اصل چنين اقدامي انتظار داريم در اين نامهو ساير اقدامات مشابهدولت بهدور از وسوسههاي شيطاني برخي وادادگان نسبت بهغرب اصول و آرمانهاي اصيل انقلاب اسلامي را همواره محورمواضع واقدامات خود قرار داده و به دشمن تفهيم كند كه بايد در مقابل حق مواضع خصمانهاش را تغيير دهد چهاينكهبيترديد آينده از آن اسلام خواهد بود ـ و البته از نوع ناب و نهاسلام آمريكاييو ابزاري ـ در اين رابطه شايسته است كلامي از بنيانگذار كبير نظام (سلام الله عليه)را جهت تنبّه دست اندركاران متذكر شويم؛
«ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بينالمللي اسلاميمان بارهااعلام نمودهايمكه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردنسلطه جهانخواران بوده وهستيم، حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعهطلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ ميگذارند، از آن باكي نداريم و استقبال ميكنيم. ما درصدد خشكانيدن ريشههاي فاسد صهيونيزم، سرمايهداري و كمونيزم در جهان هستيم، ما تصميم گرفتهايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ نظامهايي را كه بر اين سه پايه استوار گرديدهاند نابود كنيم و نظام اسلام رسولالله ـ صليالله عليه و آله و سلم ـ را در جهان استكبار ترويج نماييم و دير يا زود ملتهاي دربند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باجخواهي و مصونيت كارگزاران آمريكايي ـ حتي اگر با مبارزه قهرآميز هم شده باشد ـ جلوگيري ميكنيم.»(صحيفهنور،جلد20،ص.232 )