باز تأملي بر راه امام(ره)
باز تأملي بر راه امام(ره)
«فَمَن يُرِد آلله أَن يَهْدِيَه يَشْرَح صَدْرَه لِلْإسْلام وَ مَن يُرِد أن يُضِلَّه يَجْعَل صَدرَه ضيّقاً حَرَجاً كَأَنّمَا يَصَعَّدُ فِي السّماء
… و هذَا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً قَدفَصَّلنَا الأيَاتِ لِقَومٍ يَذَكَّرون» (انعام ، 6ـ125)برقراري حكومت جهاني اسلام براساس عدالت با نابودي مستكبران و غلبه مستضعفان زمين آرماني الهي است كه بنيانگذار كبير نظام (قدسسرّه) بارها بر آن تاكيد ورزيده و تشكيل حكومت در ايران را نيز تنها مقدمهاي در راستاي آن برميشمرند (ولايت فقيه ـ 1348)
اما بر مسلمانان و فرزندان امام بزرگوار ما لازم است كه به صورت مستمر به بازخواني آرمانهاي بلند او و بازكاوي فرصتها و آسيبهاي پيمودن راه ايشان پرداخته و براي تقويت نقاط قوت و كاستن از نقاط ضعف موجود بكوشند.
بيترديد طي 28 سال گذشته از زمان انقلاب ، جمهوري اسلامي به دستاوردهاي مهمي در داخل و خارج از كشور نائل آمده است كه كمابيش از طريق رسانههاي ملي و توسط مسئولان امر اعلام ميشود، آنچه بيشتر مورد نياز نظام براي اصلاح و پيشرفت ميباشد توجه دادن و يادآوري مشكلاتي است كه مي بايست دستاندركاران با هوشياري و تلاش مضاعفي براي حل آنها اهتمام ورزند و ما ميكوشيم ضمن يك سري نوشتارها تا حدي بدانها بپردازيم.
«انجماد فكري» يكي از مهمترين معضلاتي است كه به رغم تاكيدات پيشوايان انقلاب همچنان در مقام عمل جامعه از آن به شدت رنج ميبرد و بخش وسيعي از منابع و امكانات به سبب آن ضايع ميگردند، انجماد فكري چنانكه منشا و عامل بسياري از ناملايمات و مشكلات است ، خود معلول مجموعهاي از عوامل است.
يكي از اين عوامل وادادگي و عدم خودباوري بسياري از متوليان دانش و مديران رده بالا و مياني كشور ميباشد كه اين مساله عمدتا متاثر از فضاي مسموم در برخي حوزههاي علميه و دانشگاههاي موجود است، متاسفانه در دهههاي گذشته و به رغم تاكيدات بنيانگذار نظام(ره) تغيير متون درسي و روند كاري حوزههاي علوم ديني متناسب با تحولات و نيازهاي جامعه نبوده است و همچنان جريان «دينشناسي» كه خود مبناي ساير معارف بشري است در دوران طفوليت و بلكه جنيني خود به سر ميبرد چنانكه دانشگاهها نيز غالباً با غفلت از اين مهم و دوري از مسائل و مشكلات تودههاي مردم با يكسري ترجمهها و فرمولهاي وارداتي سرگرمند و كمتر به رسالت عظيم خود در شناسايي و پيشبرد آرمانهاي انقلاب از جملهمشكلات مردم واقفند. به رغم هزينههاي معتنابه در بخشهايي چون آموزش و پرورش ، آموزش عالي و صدا و سيما مديريت نظام تعليم و تربيت و توليد دانش در كشور به شدت ضعيف است و شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه وقت عمدهاي را صرف مسائل جزيي ميكند تاكنون در دستيابي به رسالت تعريف شده خود توفيق چنداني نداشته است.
«انجماد» مورد اشاره خود منشاء بسياري از نابسامانيها در عرصههاي اقتصاد، فرهنگ و سياست در جامعه است و بستري را فراهم ساخته كه دشمنان نظام و عوامل آنها به انحاء مختلف برضرباتشان و بلعيدن منابع محدود ما ميافزايند.
چنانكه نيك بيانديشيم درمييابيم كه به رغم نيازهاي اساسي و اوليه تامين نشده بسياري از مردم تحت تاثير برخي آموزهها و باورهاي ناصواب درصد بالايي از منابع جامعه صرف امور غيرضروري و در بسياري از موارد مضر و مشكلآفرين ميشود و كمتر هم درصدد باز توليد و گسترش منابع برميآييم و اين همه مستلزم عزم و اقدام جدي فرد فرد نخبگان جامعه است و تحمل مجموعهاي از سختيها و صبر در برابر ناملايمات و اميدواري به نصرت و وعده الهي «والحمدالله رب العالمين»