اين سوي بحران فلسطين
اين سوي بحران فلسطين
«وَلَايَحْسَبَن الّذِين يَبْخَلُون بِمَا ءَاتاهُمالله مِن فَضْلِه هُو خَيْراً لَهُم بَل هُو شَرٌ لَهُم
سَيُطَوّ قون مَا بَخِلوا بِه يَوم القيمه وَلِلّه مِيراثُ السَّموتِ وَالأرضِ وَ الله بِمَا تَعْمَلُون خَبِير» (آل عمران ـ 73)
تجاوزات كمسابقه رژيم صهيونيستي به ملت و دولت فلسطين ـ از جمله حمله هوايي به دفتر نخستوزير و جنبش حماس و دستگيري بسياري از وزراء و نمايندگان منتخب مردم در مجلس ـ كه در پي امتناع اين رژيم از آزادسازي زنان و كودكان فلسطيني ( كه شرط رهايي نظامي صهيونيست اعلام شده بود) تشديد شد اگر چه موجي از خشم و انزجار را در ميان تودههاي مسلمان برانگيخته است، دول ‘كشورهاي اسلامي’ هماهنگ با نهادها و سازمانهاي بينالمللي همچنان به محكوم كردن اين جنايات بسنده ميكنند چنانكه تجاوز هفته گذشته نيروهاي اشغالگر به يك زن عراقي و قتل عام خانواده او تنها واكنش برخي نيروهاي مقاومت مردمي را برانگيخت.
بيترديد اين سكون و انفعال در بلند مدت و بلكه ميان مدت دوام نخواهد آورد و جوانان مسلمان در اقصي نقاط جهان پايههاي سست و لرزان جرثومه ليبرال دموكراسي خونخوار مغرب زمين و عوامل آشكار و پنهان آنرا در سرزمينهاي مشرق در هم خواهند كوبيد.
براساس صريحترين دستورات ديني وقتي بخشهايي از سرزمينهاي اسلامي مورد تعدي كفار قرار ميگيرد بر زن و مرد و پير و جوان واجب است تا شكست كامل دشمن و اخراج آن از بلاد مسلمين از بذل جان و مال خود دريغ نورزند و بيگمان توجيهات راحتطلبانه در اين دنيا در جهان ديگر مُكفي نخواهد بود، بديهي است كه مقابله با هجمههاي وحشيانه جريان كاپيتاليستي در جهان مستلزم دورانديشي، مطالعه و برنامهريزي دقيق و اقدامات بس هوشمندانه است و با يكسري تلاشهاي احساساتي نميتوان از اين ميدان سربلند خارج شد اما واقعيت دردناك اين است كه رويكرد بسياري از مسئولان و حتي نخبگان جهان اسلام از جمله ايران بر چنين جهتگيري دلالت نميكند گرچه اظهارات غالب آنها بيانگر آن است ، اما عملكردشان نشان دهنده اين است كه در صدد عوامفريبي يا سوءاستفاده از احساسات مردم ميباشند چنانكه در شرايط كنوني جهان اسلام كه ميليونها مسلمان در فقر مطلق و كمبود شديد امكانات اوليه براي بقاء به سر ميبرند ـ بديهي است سخن ما در مورد احمقها و جهال نيست مگر اينكه خود را به نفهمي بزنند ـ پرداختن به تجملات و هزينههاي تشريفاتي به هيچوجه توجيهپذير نميباشد چه رسد به اينكه منابع آن از راه حرام (و ضايع كردن حقوق مستمندان) تامين شده باشد.
كساني كه در جهان اسلام مقابل مفسدان اقتصادي و زمينخواران با پرهيز از انجام وظايف خود سكوت اختيار ميكنند نه تنها در جهان آخرت كه در همين دنيا نيز دير يا زود بايد پاسخگوي خشم انقلابي جوانان مسلمان باشند. واقعيت اين است كه بايد تعارفها را كنار گذاشت، فرصت اندك است و كار بسيار، كمتر بايد گفت و بيشتر مطالعه وعمل نمود.