انتظار سازنده و حكومت جهاني مهدوي

«وَ نُرِيدُ أَن نَمُنَّ عَلَي‌الّذِينَ آسْتُضْعِفُوا فِي‌الأرْضِ وَ نَجْعَلَهُم أَئِمّه وَ نَجْعَلَهُم الوَارِثِين» (قصص ـ 5)

«ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در كشورهاي اسلامي مي‌شكنيم و با صدور انقلابمان كه در حقيقت صدور انقلاب راستين و بيان احكام محمدي(ص) است به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مي‌دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي مصلح كل و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار مي‌كنيم.» (صحيفه نور، جلد 20، صفحه 132)

اعتقاد به منجي نهايي باوري مشترك ميان اديان و مكاتب مختلف البته با تفاوت‌هاي خاص خود مي‌باشد كه در اسلام به شكل برجسته‌تري مطرح شده است اما حتي در ميان شيعيان نيز برداشت يكساني در خصوص مقوله انتظار براي منجي وجود ندارد به گونه‌ايكه برخي نحله‌هاي انحرافي خصوصاً تا قبل از انقلاب اسلامي متناسب با اراده و طرح مستكبران و برخلاف اهداف و دلايل بنيادين «غيبت » شيوه‌اي مخرب را در پيش گرفته و با هرگونه مبارزه و اصلاح به مبارزه پرداخته‌اند.

اما در انقلاب اسلامي «مهدويت» از جايگاه منحصر به فردي در انديشه و اقدام رهبران فكري و اجرايي برخوردار بوده و اين‌جريان ضمن سيراب شدن ازاين درياي عظيم خود به تبيين و تقويت آن دكترين منجر شده است.

در اين ميان بيش از همه حضرت امام (ره) بدين مهم پرداخته‌اند و از آغاز رهبري نهضت اسلامي همواره آنرا گامي در راستاي زمينه‌سازي حكومت جهاني اسلام با پرچمداري حضرت وليعصر(عج) دانسته و ياران را به سوي اين آرمان ترغيب مي‌نمودند. تاكيدات امام و استمرار اين راه از جانب رهبر فرزانه انقلاب دشمن رانيزبه تكاپويي مضاعف واداشت و در دهه‌هاي اخير حجم وسيعي از پژوهش‌هاي آكادميك وحتي توليدات اجتماعي و هنري بويژه فيلم‌هاي سينمايي غرب بدين موضوع پرداخته‌اند و برخي شواهد حاكي است در جريان اشغال عراق و تنش آفرينيهاي متاخر در خاورميانه نيز يكي از محورهاي مورد توجه و پي‌گيري متجاوزان مقوله مهدويت بوده‌است چه اينكه در آموزه‌هاي يهوديت و صهيونيسم نيز نبرد آخر‌الزمان از جايگاه فوق‌العاده‌اي برخوردار مي‌باشد.

اما آنچه براي ما بيشتر اهميت مي‌يابد رهيافت و سياستهايي است كه نخبگان فعلي جمهوري اسلامي در قبال اين موضوع و تبعات آن اتخاذ مي‌نمايند.

در سالهاي اخير ضمن افزايش توجهات ‌مثبت‌‌نسبت به اين مهم و طرح جدي آن در محافل آكادميك و سياستگذاري متاسفانه آفت‌هاي جدي نيز پيرامون آن بروز يافته كه غفلت از آنها مي‌تواند آسيب‌هاي شايد جبران‌ناپذيري را بر پيكر نهضت اصيل اسلامي وارد آورد؛ باز تعريف ناصواب تاريخ و اصرار قائلان بر صحت آن و تخريب افراطي پيشوايان ديگر مذاهب از نمونه‌هايي است كه دراين رابطه قابل بررسي مي‌باشد، ديگر اينكه گروهي با استناد به برخي متون مبهم تاريخي يا برداشت‌هاي سليقه‌اي از روايات مربوط به اين حوزه دچار نوعي دترمينيسم شده و همچون فرقه‌هاي ضاله پيشين سكوت و انتظار مخرب را تجويز مي‌نمايند.

نتيجه اينكه هر چند مقوله مهدويت مبتني بر آيات و روايات اصيل و براساس عقلانيت مومنان از پتانسيل بالايي را براي برنامه‌ريزي‌هاي راهبردي و اقدامات استراتژيك نه تنها در ايران بلكه در سراسر جهان اسلام و عرصه بين‌المللي فراهم مي‌سازد از سوي ديگر ورود سطحي به اين عرصه بنيادين مي‌تواند دست‌اندركاران را در دامي كه جبهه شيطان با سوء استفاده از اين مهم تدارك ديده است گرفتار آورد. از اين رو فرهيختگان جامعه لازم است نسبت بدان بي‌اعتنا نبوده‌و به صورت خنثي رفتار ننمايند و ضمن تبيين صحيح ابعاد اين مساله برضد انحرافات در شرايط مقتضي فرياد برآورند و دسيسه دشمنان را خنثي سازند.