هزينههاي هنگفت تزلزل استراتژيك در سياست خارجي
هزينههاي هنگفت تزلزل استراتژيك در سياست خارجي
«وَآصْبِر نَفسَك مَع آلذِينَ يَدعُونَ رَبَّهُم بِالغَدَاوَةِ وَالعَشي يُرِيدُونَ وَجْهَه وَلا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُم تُرِيدُ زِينَةَ الحَيَوةِ الدّنيا وّلا تُطِع مَن أَغْفَلنَا قَلبَهعَن ذِكرنا وَآتّبَعَ هَوئه وَكَان أَمْرُه فُرُطاً» (كهف/ 28)
امروز نشست سه روزه هفتمين مجمع عمومي انجمن مجالس آسيايي در تهران پايان مييابد، صرف نظر از هزينههاي مستقيم اينگونه همايشها و اجلاسهاي بينالمللي براي ملت ايران كه از ابعاد مختلف قابل تامل و بررسي است آنچه در روزهاي گذشته بيشتر جلب توجه مينمود اظهار نظر و تلاش برخي نخبگان از جمله مقامات ارشد كشورمان در جهت تشكيل اتحاديه آسيايي مشابه اتحاديه اروپا (و پارلمان اروپا) بود كه جداي از بعضي انگيزههاي خاص به نظر ميرسد بخش عمدهاي از اين اظهار نظروجهتگيريها ناشي از رفتار احساسي گروهي ازمسئولان و فقدان ديدگاه استراتژيك در آنهاست به رغم اهميت بنيادين اين مهم براي جمهوري اسلامي ايران .
بنيانگذاران نظام ما و قانون اساسي كشور (بويژه در مقدمه و فصل اول كه به اصول اساسي و تغيير ناپذير ميپردازد از جمله اصل يازدهم) با استناد به منابع معتبر ديني ائتلاف و همبستگي مسلمانان را در اقصي نقاط جهان مورد تاكيد قرار داده و دولت جمهوري اسلامي را ملزم ساختهاند كه در هر زمان در راستاي اين مهم با بسيج امكانات برنامهريزي و اقدام نمايد.
همبستگي و وحدت مسلمانان از زواياي مختلفي قابل بررسي و پيگيري است و گاهي هم مسئولان ارشد ميكوشند اين آرمان را از طريق سازمان كنفرانس اسلامي كه دولتهاي 54 كشور مسلمان نشين در آن عضويت دارند پيگيري نمايند كه خود در كنار تقويت نهضتهاي اسلامي به صورت نظاممند، قابل بازنگري است.
بااين حال كشورهاي آسيايي هر چند به لحاظ جغرافيايي ازقابليتهاي مناسبي جهت همگرايي بويژه در عرصه اقتصادي برخوردار ميباشند اما تنوع گسترده فرهنگي و سياسي در ميان آنها و مهمتر از آن تضاد موجود در مباني نظري اين كشورها (از منظر تمدني) مانع ازآن است كه بتوان براي اتحاد ميان آنها سرمايهگذاري جدي را صورت داد واين مساله حتي در نشست جاري هياتهاي پارلماني كشورهاي مزبوركه با شعار «دوستي» در تهران برگزار شده است خود را نشان ميدهد چنانكه نماينده ژاپن به شدت از فعاليتهاي هستهاي كره شمالي انتقاد كرد و متقابلاً نمايندگان پيونگ يانگ نيز توكيو را سخنگوي آمريكا دانست.
البته چنانكه اشاره شد نبايد گمان كرد كه كشورهاي آسيايي فاقد عناصر لازم براي همكاريهاي موثر در عرصه بينالمللي هستند بلكه ويژگيهاي مشترك آنها بويژه وقتي به صورت منطقهاي مورد توجه قرار گيرند ميتوانند در تامين منافع ملي و مصالح اين كشورها موثر باشند با وجود اين چنين اشتراكاتي جهت پيشبرد يك اتحاد راهبردي كافي نمي باشد.
واضح است كه نگارنده بر آرمانهاي بلندمدت جمهوري اسلامي نظر دارد و آنچه بايد مسئولان در راستاي آن برنامهريزي و اقدام نمايند ،و نبايد اين مهم را با وضعيت موجود كشورهاي مسلمان نشين و موانع همبستگي آنها خلط نمود.
به هر حال آنچه در اين نوشتار مورد تاكيد ميباشد اين است كه اهداف كلان و برنامههاي استراتژيك نظام جمهوري اسلامي نبايد دچار فراز و نشيبهاي مقطعي گردد چه اينكه در غيراين صورت هزينههاي آن براي مجموعه نظام بسيار سنگين خواهد بود و اين مهم وقتي آشكار تر ميگردد كه به محدوديت منابع و امكانات خود به نسبت آرمانهاي انقلاب و تحولات نظام بينالمللي بيشتر توجه نماييم،با اين همهتلاش دست اندركاران اين اجلاس در جهت دفاع از مصالح اسلامي بويژه در موضوع فلسطين و فعاليتهاي هستهاي كشورشايان تقديراست.